سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

سفر کردن با ماشین در جاده‌های مختلف درکنار دوستان و خانواده برای من بسیار لذت‌بخش است و حتی رانندگی به تنهایی هم به خالی کردن ذهنم خیلی کمک می‌کند. ولی بعنوان کسی که واقعاً خیلی دوست دارد پشت‌فرمان باشد، برایم جالب بود وقتی شنیدم سبک رانندگی می‌تواند نشاندهنده شخصیت باشد.

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی را در ترافیک می‌گذرانیم تا در کنار خانواده و صرف غذا، ارزشش را دارد که کمی عمیق تر به این تجربه نگاه کنیم.»
البته من هیچوقت آنقدر به طرز گرفتن فرمان در دستانم توجه نمی‌کنم. این تقریباً مسئله‌ای که برای اکثر ما به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود. ولی دوست دارم بدانم رانندگی ناخودآگاه من چه درمورد شخضیتم می‌گوید. وقتی نتیجه این تست شخصیت را خواندم واقعاً باورم نمی‌شد تا چه اندازه می‌تواند درست باشد.

اگر شما هم دوست دارید درمورد آنچه سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیتتان می‌گوید بیشتر بدانید، نگاهی به این تست بیندازید.

کدامیک از این سبک‌های گرفتن فرمان در دست سبک شما در رانندگی است؟

سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

ایدآل‌گرا

در کلاس‌رانندگی به شما یاد داده‌اند که دست‌هایتان را باید روی عقربه ۱۰ و ۲ ساعت قرار دهید و شما هم دوست دارید همه کار را به طرز درست آن انجام دهید. شما توجه زیادی به جزییات دارید و کاملاً مراقبید که به همه قوانین عمل کنید.شما شدیداً باور دارید که هر کاری که ارزش انجام دادن داشته باشد، ارزش درست انجام شدن دارد. شخصیت ایدآل‌گرای شما احتمالاً موفقیت‌های زیادی را در زندگی برایتان به ارمغان آورده است. در زمینه کار، مُد، عشق و دوستی، همه دوست دارند مثل شما باشند!

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

بچه باحال

شما زندگی را چندان جدی نمی‌گیرید و با موقعیت‌های مختلف با آرامش و خونسردی برخورد می‌کنید. اغلب به نظر می‌رسد که اصلاً هیچ اهمیتی به دنیا نمی‌دهید. حتی در شرایط سخت، دوست دارید بااعتماد‌به‌نفس و بی‌تفاوت باشید. هر روزتان را طوری زندگی می‌کنید انگار در مسافرت و تعطیلات هستید. دوستان و خانواده‌تان هر زمان به دنبال تفریح هستند سراغ شما می‌آیند.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

مینیمالیست

شما دوست دارید زندگی را تا حد ممکن ساده نگه دارید. به دنبال حاشیه نیستید و دوستانی را ترجیح می‌دهید که با شما روراست و صادق هستند. به جای جمع کردن انبوهی از دوست برای خودتان، ترجیح می‌دهید تعداد کمی دوست خوب داشته باشید. وقتی می‌خواهید برای خودتان لباس انتخاب کنید، یک لباس ساده مشکی را برمی‌دارید. فقط بخاطر اینکه زندگی‌تان ساده است به این معنی نیست که فرد کسل‌کننده‌ای هستید. دیگران همیشه سلیقه مینیمالیست و ساده‌دوست شما را تحسین می‌کنند.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

ماجراجو

شما واقعاً اهل خطر کردن هستید. نه تنها دوست دارید زندگی سرشار از خطر و غیرمعمولی داشته باشید، بلکه می‌خواهد از هر لحظه آن نهایت استفاده را ببرید. اگر هم تابحال فعالیت‌های پرخطر و ترسناکی مثل بانجی‌جامپینگ و اسکای‌دایوینگ را امتحان نکرده باشید، مطمئناً از آنها لذت خواهید برد. وقتی صحبت از عشق می‌شود، از وارد شدن به آن واهمه‌ای ندارید. بااینکه دوستانتان معمولاً از شما ترسوتر و مخافظه‌کارتر هستند، ولی به سلیقه ریسک‌پذیر شما بسیار احترام می‌گذارند.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

رئیس

شما یک رهبر بالفطره هستید. توانایی بالایی برای قبول مسئولیت موقعیت‌های مختلف به طریقی قاطع و شفاف دارید. همه برای راهنمایی و نصیحت پیش شما می‌ایند. آنها به شما اعتماد دارند که البته بیشتر آن بخاطر این است که شما به توانایی‌های خودتان به شدت مطمئنید. در محل‌کار، معمولاً بخاطر مهارت‌هایی که در رهبری دارید مورد تشویق قرار می‌گیرید. در عشق، کمی برای پیدا کردن کسی که ذات «درجه یک» شما را تحسین کند دچار مشکل هستید ولی وقتی آن فرد را پیدا کردید، مطمئناً ارزش صبر کردن را داشته است.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

پشتیبان

مردم عاشق شما هستند. شما یک حمایت‌کننده واقعی برای دوستان و خانواده‌تان هستید. وقتی دیگران موفق می‌شوند از ته قلب خوشحال می‌شوید و از ابراز حمایت خودتان به صورت کلامی واهمه ندارید. شما شنونده‌ای عالی هستید که برای دوستانی که به دنبال دردودل کردن و نظر گرفتن هستند هدفی فوق‌العاده به شمار می‌روید. از اینکه گاهی در زندگی عقب بنشینید تا دیگران رهبری را بر عهده گیرند خوشحال می‌شوید. دوست دارید زندگی‌تان را با رویکردی دوستانه و مثبت جلو ببرید.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

صلح‌جو

شما در بین دوستان و خانواده حکم کشور «سوئیس» را دارید. اصلاً دوست ندارید وارد مشاجرات شوید چون باعث ناراحتی‌تان می‌شود. اگر یکبار در زندگی صدایتان را بالا ببرید، اطرافیانتان به شدت متعجب می‌شوند و می‌فهمند که واقعاً مسئله جدی است. به هیچ عنوان تحمل دشمنی بین دیگران را ندارید، به همین خاطر همیشه نقش حلال مشکلات و آورده صلح و دوستی بین آنها هستید.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

دلقک کلاس

مغز شما به طریقی مخالف با دوستان و خانواده‌تان عمل می‌کند چون همیشه به دنبال شوخی و طنز در هر موقعیتی هستید. خیلی بامزه‌اید و ترجیح می‌دهید زندگی‌تان را با شوخ‌طبعی و مسخره‌بازی جلو ببرید. ذهن خلاقتان، شما را به سمت تلاش‌های هنرمندانه‌تری می‌کشاند. شوخ‌طبعی شما آنقدر لذت‌بخش است که در جمع‌ها همه را به ذور و برتان می‌کشاند.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

مضطرب

همیشه در جنگ با اضطرابتان هستید. دوست دارید برای اطمینان از همه جوانب کار، همه کارهایتان را دوباره و سه‌باره چک کنید. معمولاً به سراغ فعالیت‌های با ریسک بالا نمی‌روید و ترجیح می‌دهید کارهایی را انجام دهید که مقدار قابل‌اطمینانی لذت و سرگرمی را برای شما به همراه داشته باشند. دوستان و خانواده‌تان عمیقاً مراقب شما هستند و برای کمک به بیرون آوردن شما از لاک دفاعی‌تان آماده‌اند. بااینکه همیشه سرتان را از لاک‌تان بیرون نمی‌آورید ولی کسانی که شما را می‌شناسند می‌دانند که چه انسان فوق‌العاده‌ای هستید.

 سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

بلدوزر

دنیا، مراقب باش! بلدوزر دارد می‌آید. شما فرد پرمشغله‌ای هستید و برای کسانی که سر راهتان قرار می‌گیرند وقت ندارید. به جای اینکه وقتتان را برای حل مشکل تلف کنید، ترجیح می‌دهید مثل بلدوزر آنها را از سر راهتان بردارید. دیگران قاطعیت شما را تحسین می‌کنند و می‌دانند که برای انجام کارهایشان می‌توانند روی شما حساب کنند. شما هدف‌گرا و عمل‌گرا هستید که هر دو این خصوصیات باعث پیشرفت فوق‌العاده شما در زندگی می‌شود.

سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید
منبع:مجله اینترنتی برترین ها
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟

تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خانواده از ارزش و مقام بالایی برخوردار است. در اصول مختلف از جمله اصل دهم، تصریح شده: از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.

ماهنامه ایران فردا – سعید مدنی: در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خانواده از ارزش و مقام بالایی برخوردار است. در اصول مختلف از جمله اصل دهم، تصریح شده: از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.

همچنین در بند یک اصل چهل و سوم تامین نیازهای اساسی شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه از وظایف و مسئولیت های دولت اسلامی قلمداد شده است.

بنا بر دلایل و شواهد مستند روند تحول نهاد خانواده در ایران نه تنها چنین سمت و سوی مورد نظر تدوین کنندگان قانون اساسی را نداشته بلکه مدت ها است مسیری کاملا متفاوت را در پیش گرفته است. به برخی از این شواهد و قراین اشاره می شود.

کوچک شدن خانوارها

طی نزدیک به چهار دهه گذشته تعداد جمعیت خانوارهای ایرانی پس از یک دوره افزایش، روند کاهش را آغاز کرده است. در سال ۱۳۳۵ میانگین اعضای خانوارها ۴٫۷۵ بود که پس از آن نیز به تدریج بر تعداد جمعیت خانواده ها افزوده شده و در سال ۱۳۷۰ به ۵٫۱۷ نفر رسید. این روند به تدریج معکوس شد تا این که در سال ۱۳۹۰ میانگین تعداد اعضای خانواده ها در کل کشور به ۳٫۶ نفر رسید. به علاوه شتاب کاهش میانگین تعداد جمعیت خانوارها در روستاها بیشتر از شهرها بود. در فاصله سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ از میانگین تعداد جمعیت خانواده شهری ۱٫۱ نفر و از میانگین تعداد جمعیت خانواده روستایی ۱٫۶ نفر کاسته شده است.

تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

برخی از پیامدهای کاهش بُعد خانواده ایرانی عبارتند از: افزایش میانگین سنی افراد جامعه و سوق یافتن توزیع سنی جمعیت به سوی توزیع طبیعی در میان مدت و ثقل جمعیت میانسال و سالمند و در درازمدت؛ تقاضای زنان برای اشتغال و تحصیل و به طور کلی مشارکت اجتماعی بیشتر؛ گرایش به سوی کوچک تر کردن ابعاد خانواده یا ازدواج دیررس که می تواند به ناباروری های ناشی از افزایش سن نیز بینجامد. به علاوه هر چه تحصیلات بالاتر رود، احتمال ازدواج کاهش می یابد و یا به کنترل موالید منجر می شود.

ازدواج و طلاق

طی کمتر از سه دهه گذشته به تدریج از رشد موارد ازدواج ثبت شده کاسته شده است. در همین دوره شاخص های طلاق روند نامطلوبی داشته اند. در سال ۱۳۶۵ تعداد موارد وقوع طلاق در ۱۰۰۰ نفر جمعیت ۱۰ سال و بالاتر در کل کشور ۱٫۹ مورد گزارش شده است که در سال ۱۳۹۰ به ۳٫۷ طلاق رسیده است.

بررسی رشد سالیانه طلاق نسبت به ازدواج در فاصله زمانی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۰ نیز حاکی از شتاب بیشتر رشد طلاق است. شاخص نسبت طلاق به ۱۰۰ ازدواج نیز در فاصله سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۰ روند رو به افزایشی داشته و از ۱۰٫۳ طلاق به ازای هر ۱۰۰ ازدواج در سال ۱۳۶۵ به ۷٫۹ طلاق در سال ۱۳۷۵، ۱۲٫۱۰ طلاق در سال ۱۳۸۵ و بالاخره به ۱۳٫۳ طلاق در سال ۱۳۹۰ رسیده است. افزایش رشد طلاق با وجود آن که نمودی است از تداوم بحران در خانواده های ایرانی، در عین حال نشان می دهد زنان برخلاف گذشته حاضر نیستند به هر قیمت یک زندگی پرتلاطم را ادامه دهند.

روند صعودی طلاق در جوامع معاصر سبب شده تا اندیشمندان عصر حاضر را از این نظر «عصر طلاق» و «انقلاب طلاق» بنامند. بر اساس برخی برآوردها میزان طلاق در ایران در چهار دهه اخیر دو برابر شده است. تعداد موارد روزانه وقوع طلاق در سال ۱۳۷۵ معادل ۱۰۶ مورد، در سال ۱۳۸۰ معادل ۱۶۵، در سال ۱۳۸۵ معادل ۲۷۰ و در سال ۱۳۹۲ حدود ۴۱۲ مورد ثبت شده بوده است.

تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

نکته حائز اهمیت آن است که روند تغییرات در ازدواج و طلاق تنها منحصر به تهران یا شهرهای بزرگ نیست و استان هایی مثل یزد که نهاد خانواده در آن از ثبات و استحکام بالایی برخوردار بود و یکی از پایین ترین نرخ های طلاق را در بین استان های کشور داشت نیز دچار دگرگونی های مورد اشاره شده است. برای مثال در حالی که میانگین شاخص نسبت طلاق به ازدواج در استان یزد در فاصله سال های ۱۳۸۶-۱۳۴۷ معادل ۳٫۲ بوده، این شاخص در سال ۱۳۸۸ بیش از ۸ درصد شده است.

بر اساس مطالعات انجام شده، عوامل موثر در طلاق عبارتند از: تغییر نگرش نسبت به ازدواج و طلاق، تغییر ساختار خانواده، بیکاری و بحران اقتصادی خانواده، تغییر نقش های جنسیتی، افزایش انتظارات، استقلال اقتصادی زنان، افزایش روابط جنسی خارج از خانواده، تغییر قوانین طلاق، کاهش فرزندآوری، عدم پرداخت نفقه، اعتیاد، خشونت های خانگی، و بیماری و اختلالات روانی، عدم انجام وظایف زناشویی، ظاهرا ده ها عامل دست به دست هم داده اند تا شرایط کنونی را رقم زنند. (جدول ۱)

جدول (۱) درصد طلاق به ازدواج در چهار دهه اخیر در ایران
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

سن ازدواج و تمایل به تجرد

میانگین سنی زنان و مردان به هنگام اولین ازدواج در ایران مثل سایر نقاط دنیا روند رو به افزایش داشته است. برای مثال میانگین سن ازدواج زنان در فاصله سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۰ در کل کشور از ۱۹٫۷ سال به ۲۳٫۴ سال رسیده است. به علاوه، نسبت تجرد در زنان در گروه سنی ۲۴-۲۰ سال از حدود ۲۰ درصد در سال ۱۳۵۵ به حدود ۵۰ درصد در سال ۱۳۸۵ افزایش یافته است.

اولین شواهد آغاز این روند و تمایل مردان و زنان جوان به تاخیر در ازدواج و میل آنها به تجرد مدت ها پیش از این گزارش شده بود. برای مثال در پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان که در دو مقطع ۱۳۷۹ و ۱۳۸۴ انجام شد نکات مهمی آشکار شد. در هر دو پژوهش نتیجه گرفته شد که مردم اهمیت زیادی برای خانواده قائل هستند: ۹۳٫۵ درصد در سال ۱۳۸۴ که نسبت به سال ۱۳۷۹ (۹۴٫۲ درصد) به میزانی هر چند جزیی از اهمیت خانواده کاسته شده بود اما در همین دو پیمایش از پاسخ دهندگان خواسته شده بود نظر خود را درت مورد جمله «لازم نیست آدم حتما ازدواج کند» بیان کنند. در هر دو موج، اکثریت افراد ازدواج را امری ضروری و لازم می دانستند، با این وجود در هر دو موج، نسبت افرادی که با جمله فوق موافق بودند نیز قابل توجه است. به خصوص که نسبت این افراد از ۱۷ درصد در سال ۱۳۷۹ به حدود ۲۰ درصد در سال ۱۳۸۴ افزایش یافت.

تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

همچنین در هر دو موج، جوانان، اکثریت موافقین با این جمله را تشکیل می دادند و با کاهش سن، موافقت با جمله بالا بیشتر شده و مخالفت با آن کاهش یافته بود. یعنی این که گروه های سنی پایین تر، ضرورت کمتری برای ازدواج قایل بودند.

در طرح ملی «بررسی ویژگی های اجتماعی، اقتصادی خانوار» که توسط مرکز آمار ایران با همکاری مرکز تحقیقات علمی فرانسه در سال ۱۳۸۰ گردآوری شده، یافته ها نشان می داد که حدود ۶۰ درصد جوانان معتقد بودند که موقعیت مناسب برای ازدواج پسران، بعد از اشتغال به کار است. سپس در مرتبه بعدی، ۲۷٫۶ درصد «دارا بودن شرایط مالی مناسب» را به عنوان موقعیت ایده آل ازدواج برای پسران ذکر کرده بودند. به عبارتی پیش شرط ازدواج جوانان پسر، آمادگی اقتصادی و مالی آنها است. این در حالی بود که تنها یک درصد، سن تکلیف را به عنوان سن مناسب برای ازدواج بیان کرده بودند.

در خصوص موقعیت ایده آل برای ازدواج دختران نیز نتایج تحقیق فوق نشان می دهد ۳۵ درصد جوانان «بعد از اتمام تحصیلات متوسطه» را به عنوان موقعیت ایده آل برای ازدواج دختران اعلام نموده اند و در مرتبه بعدی، ۳۲٫۳ درصد معتقد بودند که موقعیت مناسب برای ازدواج دختران، «بعد از اتمام تحصیلات عالی و دانشگاهی» است. بدین ترتیب، درصد قابل توجهی، ادامه تحصیل دختران را در مقاطع دانشگاهی به ازدواج زودرس ترجیح می دادند.

این نکته در واقع نشان دهنده وقوع تغییر ارزشی در جامعه ایران در خصوص ارجحیت آموزش و تحصیلات بر ازدواج برای دختران و ظهور نقش های جدید اجتماعی برای آنهاست. بدین ترتیب آمار فعلی که نشان دهنده افزایش قابل توجهی در سن اولین ازدواج است، با توجه به نگرش جوانان مبنی بر به تعویق انداختن ازدواج پس از اتمام تحصیلات و اشتغال به کار، باید پس از این نیز به تدریج شاهد افزایش سن ازدواج در ایران باشیم.

خانوارهای تک سرپرست

در سال ۱۳۹۰ به طور کلی در ایران ۱۴۷۱۸۶۸ خانوار تک سرپرست با فرزند یا فرزندان خانوار زندگی می کردند و مسئولیت تربیت و تامین نیازهای کودکان فقط بر عهده پدر یا مادر بود. اکثریت قریب به اتفاق (۸۵٫۵ درصد) این خانواده ها، زن سرپرست هستند و مادر مسئولیت و مدیریت خانواده را عهده دار است. از تغییرات مهم دیگر در ساختار خانوارهای ایرانی، افزایش تعداد و نسبت خانوارهای تک نفری زنان است. در سال ۱۳۹۰ تعداد کل خانوارهای تک نفری برابر ۱۵۱۱۹۱۱ مورد بود که ۶۸٫۷ درصد آنان معادل ۱۰۳۸۵۶۹ خانوار، یک زن، تنها عضو خانواده بوده است.

تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟ (1)

اکثریت زنان در خانوارهای مورد اشاره (۷۱٫۱۴ درصد) ۶۰ سال به بالا بوده و سالمند محسوب می شوند. به علاوه ۰٫۵ درصد آنان معادل ۵۲۵۲ زن تک خانوار، کمتر از ۲۰ سال داشته اند. طی سال های اخیر بر تعداد و نسبت خانوارهای زن سرپرست افزوده شده و از ۷٫۱ درصد خانوارها در سال ۱۳۶۴ به حدود ۱۲٫۱ درصد در سال ۱۳۹۰ رسیده است. در سال ۱۳۹۰ از مجموع ۲۵۴۸۰۷۲ خانوار زن سرپرست، ۰٫۳۵ درصد کمتر از ۲۰ سال داشته اند. به علاوه ۴۷٫۶ درصد نیز در سنین سالمندی بوده و در گروه سنی بیش از ۶۰ سال قرار داشته اند. بیشترین نسبت زنان در گروه سنی ۵۰ تا ۵۹ سال بوده که ۲۱٫۵ درصد را به خود اختصاص داده اند.

پس از انقلاب، فقر زنان سرپرست خانوار در سال ۱۳۷۰ به حداکثر خود رسید و پس از آن تا سال ۱۳۸۴ به آرامی کاهش یافته، اما در فاصله سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ مجددا افزایش یافته است. در مطالعات مشابه نیز نشان داده شده مشکل اصلی زنان سرپرست خانوار، فقر و کمبود درآمد است.

منبع:مجله اینترنتی برترین ها
عادت های اشتباه در محل کار

عادت های اشتباه در محل کار که به سلامت شما آسیب میزنند

بسیاری از کارمندان هنگام کار عادت هایی دارند که باعث می شود به کار و سلامتی انها آسیب زده شده و موجب کاهش کارآیی آنها شود.تنها ۸ عادت اشتباهی که شما نیز ممکن است مرتکب شوید یادآوری می کنیم.

چند عادت اشتباهی که سلامت کارمندان را تهدید می کند

ساعت های طولانی حضور در محل کار به اندازه کافی طاقت فرساست، پس دیگر نیازی نیست با عادات بد آن را طاقت فرساتر کرده و سلامتیمان را به خطر بیاندازیم. این عادات بد را شناسایی کرده و سعی کنید آنها را اصلاح نمایید. شاید برخی از این نوع رفتارها به ظاهر بی ضرر باشند، اما عوارض آن ها در سنین بالاتر و در دوران پیری گریبانگیرتان خواهد شد.شاید همین الان در حال انجام یکی از این عادات باشید، اما نگران نباشید زیرا برای تغییر آن هرگز دیر نیست.خوابیدن بیش از حد (بیش از نه ساعت در شب)، نشستن طولانی (بیش از هفت ساعت در روز) و عدم فعالیت جسمی کافی (کمتر از ۱۵۰ دقیقه در هفته) خطر مرگ زودرس را تا چهار برابر افزایش می دهد.عادت اشتباه

عادت اشتباه

۱- نادیده گرفتن صبحانه

در حالی که هنوز هم در این باره بحث های زیادی مطرح است، بیشتر متخصصان روی خوردن صبحانه نسبت به نادیده گرفتن آن توافق نظر دارند.
شاید کار راحت تر این باشد که چند ساعت بعد از بیدار شدن یک فنجان چای یا قهوه بنوشید، اما تحقیقات زیادی نشان دادند که صرف صبحانه می تواند باعث به کار افتادن سوخت و ساز بدن شده و سطح انرژی شما را بالا ببرد، پس تنبل نباشید! اگر به اندازه کافی قانع نشده اید، بهتر است بگوییم که برخی کارشناسان حتی می گویند اگر دونات یا شیرینی بخوریم بهتر از هیچی است! البته بدیهی است که این عادت نباید دائمی شود.

عادت-اشتباه (۱)

 

۲- عدم تحرک در زمان کار

ورزش منظم را بخشی از برنامه ی روزانه ی خود قرار دهید. ممکن است شما نیز از آن دسته از افرادی باشید که در طول روز بیش از اندازه پشت میز کارتان می نشینید.بهتر است برای حفظ و ارتقای سلامتی تان، زمان های استراحت هر چند کوتاه مدت را برای خود تعیین کرده و کمی پیاده روی کنید.می توانید از میزهای ایستاده ای که نیاز به صندلی ندارند نیز استفاده نمایید. البته باید بدانید که ایستادن بیش از حد هم مضر است.

۳- وضعیت ناجور بدنی

هنگام نشستن دقت کنید که درست و اصولی بنشینید. وضعیت نامناسب ستون فقرات باعث می شود که در سنین بالاتر برای کارهای پیش پاافتاده نیز نیاز به کمک دیگران داشته باشید.
پس از چند ساعت کار، برای مدت کوتاهی هم که شده از اتاق کارتان بیرون رفته و در محوطه ی آزاد مثل حیاط و یا بیرون از اداره قدم بزنید

نه تنها درست نشستن مشکلاتی را که در درازمدت ممکن است گریبان گیرتان شود را از بین می برد، بلکه انرژی شما را نیز ارتقا می دهد.طبق بررسی ها افرادی که نشستن صحیح را نادیده می گیرند، انرژی کمتری نسبت به بقیه افراد دارند.

۴- پوشیدن کفش پاشنه بلند در خانم ها

استفاده بیش از حد از کفش های پاشنه بلند (چهل ساعت در هفته و به مدت دو سال یا بیشتر) سبب از کار افتادن و یا کاهش کارایی عضلات پا خواهد شد.پوشیدن هر روزه ی این نوع کفش ها فشارهای وارده بر پا مخصوصا ساق پا را افزایش می دهد و ممکن است باعث بروز درد پا و کمر شود.

۵- نداشتن زنگ تفریح

حتی حواسپرتی مختصر در حین انجام یک کار طولانی مدت، به طور چشمگیری توانایی فرد در انجام آن کار و تمرکز او را افزایش می دهد.پس از چند ساعت کار، برای مدت کوتاهی هم که شده از اتاق کارتان بیرون رفته و در محوطه ی آزاد مثل حیاط و یا بیرون از اداره قدم بزنید.

راه رفتن در هوای آزاد و در طبیعت (مثل کنار باغچه و یا پارک) سبب بهبود اوضاع ذهنی و سیستم عصبی می شود. حتی نگاه کردن به یک درخت و یا گل هم می تواند بسیار مفید باشد.

عادت-اشتباه

 

۶- تنهایی غذا خوردن

احساس تنهایی تأثیرات منفی بر سلامتی انسان به جای می گذارد. داشتن دوست و برقراری رابطه و تعامل با دیگران بر سلامت انسان تأثیرات مثبتی به جای می گذارد و به فرد شانس داشتن یک زندگی طولانی تر را هدیه می کند.سعی کنید به جای غذا خوردن بر روی میز کارتان، با دیگران و دور یک میز غذا بخورید و صحبت کنید.

۷- جدا نشدن از کار وقتی به خانه می روید

فرسودگی شغلی امری واقعیست و اگر سریع از این عادات دست برندارید به شما هم سرایت می کند. چک کردن ایمیل ها قبل از خواب یا استفاده از کامپیوتر و … شاید بی اهمیت به نظر برسند، اما همین موارد باعث خستگی روانی می شوند. پس سعی کنید وقتی به جلوی در خانه رسیدید موبایل و کارها را کنار گذاشته و زندگی کنید.

۸- انداختن پاها روی هم

شاید حالت خیلی راحت تری باشد که پاها را روی هم بیاندازید. اما انداختن پاها روی هم باعث درد در کمر و گردن می شود و حتی ممکن است فشار خون را بالا ببرد. حالت درست نشستن به این صورت است که باید پاها به صورتی صاف روی زمین قرار گرفته به طوری که زانوها و مچ پا زاویه ای ۹۰۰ درجه درست کنند.

منبع: نمناک

۱۴۶۴۵ (۱)

پنیر خانگی درست کنید

در این مطلب قصد داریم طرز تهیه پنیر خانگی را به شما آموزش دهیم .

 به گزارش مجله اترک طعم پنیرهای محلی که مادر بزرگ هایمان تهیه می کردند زیر زبانتان هست ؟ آنها هنوز هم فکر می کنند پنیرهای محلی خوشمزه تر از پنیرهای صنعتی است . در این مطلب قصد داریم طرز تهیه پنیر خانگی را به شما آموزش دهیم .مواد لازم:
شیر: یک کیلو
ماست: ۴ قاشق غذاخوری
طرز تهیه:

ابتدا شیر را بجوشانید. سپس شعله اجاق را کم کنید و ۴ قاشق ماست به آن بیفزایید. مدت ۷ دقیقه به هم بزنید تا شیر بریده شود. بعد آن را از پارچه نازکی که داخل آبکش قرار داده‌اید، رد کنید و پارچه را روی پنیر برگردانید و به مدت ۴ الی ۵ ساعت روی آن جسمی سنگین قرار دهید تا آب آن خارج شود. بعد پنیر را قطعه قطعه کرده، در آب نمک نگهداری کنید.

طرز تهیه پنیر با سرکه:

مواد لازم:
شیر: یک کیلو
سرکه: ۳ قاشق غذاخوری

طرز تهیه:

ابتدا شیر را حرارت دهید. وقتی شیر به جوش آمد، شعله اجاق را خاموش کنید. سپس ۳ قاشق سرکه به آن اضافه کنید و به هم بزنید تا شیر بریده شود. سپس آن را از پارچه نازکی که داخل آبکش قرار داده‌اید، رد کنید. پارچه را روی پنیر برگردانید و به مدت ۴ الی ۵ ساعت جسمی سنگین روی آن قرار دهید تا آب آن خارج شود. سپس پنیر را قطعه قطعه کرده، داخل آب نمک نگهداری کنید.

طرز تهیه پنیر با مایه پنیر:

مواد لازم:
شیر: یک کیلو
مایه پنیر: یک دوم قاشق چایخوری

طرز تهیه: شیر را پس از جوشاندن از روی حرارت بردارید و بگذارید قدری خنک شود. به حدی که دمای آن کمی بیشتر از دمای بدن باشد. سپس مایه پنیر را در آن بریزید و بگذارید تا شیر به پنیر تبدیل شود (زمان لازم جهت تهیه این پنیر ۱۵ دقیقه است)‌.
IMG09285435

نوروز بهترین فرصت تبلیغ چهره به چهره است

 مدیر مدرسه علمیه آیت‌الله حکیم (ره) شیروان با اشاره به انجام دید و بازدیدها و صله‌رحم در ایام نوروز گفت: عید نوروز بهترین فرصت تبلیغ چهره به چهره برای طلاب و روحانیون است.

به گزارش مجله اترک حجت‌الاسلام امید سعادتی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در خراسان شمالی اظهار داشت: تعطیلات عید نوروز و دید و بازدیدهای نوروزی بهترین فرصت برای تبلیغ سبک زندگی اسلامی است.

وی افزود: روحانیون، مبلغین و رسانه‌هایی که در زمینهٔ تبلیغ دین و سبک زندگی اسلامی فعالیت می کنند،، فرصت را از دست ندهند و به بیان آموزه‌های دینی و اسلامی در این ایام بپردازند.

حجت‌الاسلام سعادتی با اشاره به اینکه یکی از برکات عید نوروز دیدار با اقوام و نزدیکان و ترویج صله‌رحم است و باید از فرصت‌ها بهره برد، گفت: هر انسانی اگر می‌خواهد به سعادت برسد باید از این فرصت‌ها بهره گیرد.

وی با بیان اینکه هدف در دید و بازدیدهای نوروزی باید جذب و تألیف قلوب باشد تا منظور صله‌رحم فراهم شود، اظهار داشت: صله‌رحم پاداش دنیوی و اخروی مهم و فراوانی دارد و امامان و پیامبران نیز به اهمیت اجرای آن تأکید فراوان دارند.

مدیر مدرسه علمیه آیت‌الله حکیم (ره) شیروان با اشاره به اینکه برای دید و بازدید را از بزرگان و افراد مریض شروع کنیم، چراکه با این روش می‌توانیم دل آن‌ها را شاد کنیم، خاطرنشان کرد: دید و بازدیدهای نوروزی و دور ریختن کینه از دل‌ها و توجه به محرومان که بخشی از فرهنگ نوروز است، بسیار شایسته است.

IMG10545604

سبک زندگی شهدا در مدارس خراسان شمالی بازخوانی می‌شود

مسئول اداره تبلیغ حوزه علمیه خراسان شمالی گفت: سلسله مباحث سبک زندگی شهدا در مدارس علمیه استان برگزار می‌شود.

به گزارش مجله اترک حجت‌الاسلام مهدی مهرپویان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در خراسان شمالی، با اعلام این خبر اظهار داشت: ترویج سبک زندگی شهدا در جامعه ضروری است.

وی با بیان اینکه تبیین سبک زندگی شهدا و تربیت نسل جدید بر اساس این سبک اهمیت ویژه‌ای دارد، افزود: اگرچه نصب تصاویر شهدا در خیابان و معابر عمومی امری پسندیده است و برای مردم پیام دارد؛ اما آنچه امروز به آن نیاز داریم معرفی بیش از پیش سبک زندگی شهدا در جامعه است.

حجت‌الاسلام مهرپویان ادامه داد: بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری سلسله مباحث سبک زندگی شهدا در مدارس علمیه استان راه‌اندازی شده و تاکنون هم ۲ برنامه محوری در راستای معرفی سبک زندگی شهدا در حوزه علمیه خراسان شمالی برگزار شده است.

وی با بیان اینکه سبک زندگی شهدای ما برگرفته از سبک زندگی اهل‌بیت(ع) است، گفت: باید برای ترویج سبک زندگی اسلامی در جامعه سیره و روش اهل‌بیت(ع) و شهدا را در جامعه پیاده کنیم.

مسئول اداره تبلیغ حوزه علمیه خراسان شمالی با اشاره به اینکه امروز کمی از سبک زندگی شهدا فاصله گرفتیم، اظهار داشت: باید سیره زندگی و روش‌های اخلاقی و رفتاری شهدا در جامعه ترویج یابد.

وی با تأکید بر اینکه باید همیشه یاد و خاطره شهدا را در دل خود روشن و زنده نگه‌داریم، خاطرنشان کرد: باید همواره به وصیت‌نامه‌های این شهدای بزرگوار عمل کرده و از آن‌ها پند بگیریم.

ازدواج

شرط جدید برای ثبت ازدواج

وزارت ورزش و جوانان در حال پیگیری طرحی است که در صورت به نتیجه رسیدن، یک بند دیگر به شرایط لازم برای ثبت عقد ازدواج اضافه می‌شود.
به گزارش مجله اترک به نقل از مهر؛ حدود ۲۵۰۰ مشاور و روانشناس این روزها مراحل پایانی دوره‌های تخصصی را در قالب «طرح ملی تربیت مدرسان آموزش‌های پیش از ازدواج» می‌گذرانند تا با پایان این دوره‌ها و از فروردین‌ماه این طرح به مرحله اجرا برسد.

در قالب این طرح ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج تحت پوشش فراگیر آموزش‌های پیش از ازدواج قرار می‌گیرند تا در یک دوره ۱۶ ساعته با مهارت‌ها و شاخص‌های انتخاب صحیح همسر و در ادامه آموزه‌های لازم برای زندگی آشنا شوند.

این همان طرحی است که حالا گروهی در قوه قضاییه، دولت و دیگر دستگاه‌های مسئول در حال پیگیری آن هستند تا اگر به جمع‌بندی برسند، گذراندن دوره‌های ۱۶ ساعته آموزش‌های پیش از ازدواج برای ثبت عقد در دفترخانه‌های ازدواج اجباری شود.

یک ماه پیش مسعود سلطانی فر وزیر ورزش و جوانان در مراسم اعطای مجوز به مراکز مشاوره ازدواج و خانواده، برخی مجوزهای لازم برای ثبت ازدواج را صوری دانست و گفت: ایجاد الزاماتی همچون مشاوره خانواده در کنار برخی مجوزهای دیگر برای ثبت ازدواج از ضروریات است و باید دریافت تاییدیه حضور در دوره های مشاوره پیش از ازدواج، به عنوان سندی مهم در ثبت ازدواج مد نظر قرار گیرد.

جزئیاتی از طرح آموزش‌های پیش از ازدواج

بر اساس آمار از سال ۷۳ تا ۹۳ طلاق در کشور با شیب بالا از ۲۹ هزار مورد به ۱۶۲ هزار مورد در سال رسیده است که ۱۴ درصد طلاق‌ها در سال اول زندگی و ۴۸ درصد در پنج سال نخست زندگی رخ می‌دهد.

همه آمارهای نگران کننده در زمینه طلاق، نبود موضوعی مهم در ازدواج را نشان می دهند. به اعتقاد بسیاری کارشناسان ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج اگر در زمان درست و با آموزش‌هایی استاندارد انجام شود، می تواند به میزان قابل توجهی جلوی طلاق‌ را بگیرد.

تاریخچه مصوبات قانونی مربوط به آموزش‌های پیش از ازدواج به ۲۵ سال پیش بر می‌گردد. در سال ۱۳۷۰ آموزش‌های پیش از ازدواج در کشور تصویب شد و در سال ۸۱ در دستور کار بهزیستی قرار گرفت، اما ادامه نیافت. سال ۸۲ در برنامه چهارم توسعه و شورای عالی جوانان برنامه ساماندهی ازدواج جوانان به تصویب رسید، اما این برنامه‌ها تا سال ۹۴ که سند سلامت جوانان تصویب شد، فراز و نشیب بسیاری را طی کرد.

در ادامه ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج در قالب طرح تسهیل ازدواج، به تصویب مجلس رسید اما با وجود گذشت ۱۰ سال از تصویب قانون تسهیل ازدواج در مجلس شورای اسلامی، این آموزش‌ها هنوز به طور شایسته اجرا نمی‌شود و مغفول مانده است.

طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج خردادماه گذشته طی مراسمی کلید خورد و اگرچه در آن زمان ماهیت آن چندان شناخته شده نبود اما پس از ۲ ماه و در مردادماه، این طرح در ستاد ملی ساماندهی امور جوانان مطرح شد.

طرحی با هدف کنترل و مدیریت نرخ طلاق و ازدواج

مدیر کل دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان که از طراحان و بانیان این طرح است در خصوص اهداف طرح آموزش‌های پیش از ازدواج جوانان به خبرنگار مهر، گفت: کنترل و مدیریت نرخ ازدواج، طلاق، جمعیت و آسیب‌های اجتماعی از مهمترین اهداف این طرح است و این طرح می‌تواند بزرگترین و جامع‌ترین طرح ملی تاریخ جمهوری اسلامی ایران باشد، مشروط به اینکه همه دستگاه‌ها حمایت کنند.

ناصر صبحی افزود: مقدمات اجرای طرح آغاز شده و اولویت اجرا با کارکنان در آستانه ازدواج در وزارتخانه‌ها و فرزندان جوان کارکنان دستگاه‌های دولتی و غیردولتی است.

مدیر کل دفتر ازدواج و تعالی خانواده تاکید کرد: هر دستگاهی که آمادگی اجرای این طرح را داشته باشد، می‌تواند به وزارت ورزش و جوانان اعلام کند تا یک ماه پس از تدوین قرارداد، ارائه آموزش‌ها آغاز شود.

نبود محتوای استاندارد از جمله مسائلی است که طی سال‌های اخیر موجب عدم هماهنگی در آموزش‌های پیش از ازدواج و گاه خنثی سازی و هدر رفت این آموزش‌ها شده است. حالا  وزارت ورزش و جوانان درصدد است با ارائه آموزش‌های هماهنگ به ۲۵۰۰ مشاور، زمینه تدوین محتوای استاندارد آموزش‌های پیش از ازدواج برای مشاوران سراسر کشور را فراهم کند. در مرجله بعد جوانان در آستانه ازدواج از طریق اطلاع‌رسانی عمومی و سازمانی در این طرح جذب شده و آموزش‌های فراگیر پیش از ازدواج را دریافت می کنند.

آموزش‌های پیش از ازدواج استانداردسازی می‌شود

در همین راستا معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در بازدید از مرکز آموزش مدرسان پیش از ازدواج که روزهای پایانی دوره خود را سپری می کند، به خبرنگار مهر گفت: در قالب این طرح، محتوای یکسان آموزشی برای ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج در یک دوره یک روزه ۸ ساعته در یک مرکز معتبر به مشاوران و متخصصان روانشناسی ارائه می شود، تا از این رهگذر بتوانیم با استفاده از این پتانسیل ۲۵۰۰ نفره در سراسر کشور یک آموزش یکسان را به جوانان ارائه دهیم زیرا تاکنون هیچ متن استاندارد آموزش پیش از ازدواج در کشور نداشته ایم و این دوره‌ها می تواند به تدوین استاندارد آموزشی کمک کند و مبنای دوره‌های پیش از ازدواج باشد.

وی ادامه داد: امیدواریم ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به ۷۵۰ هزار زوج از فروردین ۹۶ آغاز شود، اگرچه ارائه این آموزش‌ها بخش اول کار است و لازم است با گسترش مراکز مشاوره، پوشش‌های مشاوره ای در مراحل حین و پس از ازدواج ادامه یابد.

اگرچه حضور در دوره‌های آموزش پیش از ازدواج برای جوانان رایگان اعلام شده است اما نبود بیمه خدمات مشاوره از چالش‌های امر مشاوره است و هزینه‌های بالای این خدمات موجب دوری جوانان شده است. در همین راستا وزارت ورزش و جوانان در صدد است موضوع بیمه پایه خدمات مشاوره را از طریق مجلس پیگیری کند.

معاون ساماندهی امور جوانان در مورد اجباری شدن طرح دوره‌های پیش از ازدواج به عنوان شرایط ثبت عقد ازدواج هم توضیح داد و گفت: این مساله پیچیدگی‌ها بسیاری دارد و ساز و کار آن باید از طریق مصوبه مجلس باشد. در حال حاضر افرادی در قوه قضاییه، دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیگر نهادهای مسئول در حال کار روی این طرح هستند. از سوی وزارت ورزش و جوانان هم در حال کار روی این موضوع هستیم که اساسا اجباری شدن این طرح کمکی به تحکیم خانواده و کاهش طلاق می کند یا خیر؟

وی ادامه داد: اگر به جمع بندی برسیم، این موضوع در قالب یک لایحه برای تصویب به مجلس می رود. اگرچه در برخی استان‌ها طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به صورت پایلوت اجرا شده و یافته ها نشان می دهد که ارائه این آموزشها به ثبات ازدواج کمک کرده است و تحقیقات دیگر نهادها هم گویای این مطلب است.

آمار طلاق در سال‌های اول تا سوم ازدواج بسیار بالا است

شکوه نوابی نژاد، مشاور خانواده و ازدواج و از آموزشگران مدرسان طرح آموزش‌های پیش از ازدواج است. او در مورد اهداف اجرای این طرح به خبرنگار مهر، گفت: هدف کلی این طرح این است که آمار طلاق در سال‌های اول تا سوم ازدواج که بسیار بالاست کاهش یابد. باید از طریق ارائه این آموزش‌ها جلوی انتخاب غلط در ازدواج را بگیریم زیرا انتخاب همسر مهمترین تصمیم زندگی فرد است.

وی ادامه داد: این محتوای آموزشی با تکیه بر فرهنگ ایرانی و اسلامی و بومی کشورمان تهیه شده است و شروع یک ازدواج خوب با انتخاب صحیح است زیرا در ایران علاوه بر ۲ نفر که با هم ازدواج می کنند، ۲ خانواده‌ هم به نوعی با هم وصلت می کنند. در این دوره‌ها قرار است شاخص‌های انتخاب آگاهانه به جوانان آموزش داده شود و جلوی شکل گیری ازدواج‌های بی بنیاد گرفته شود.

علیرضا نظامدوست از مشاورانی است که برای بازآموزی و هماهنگی آموزش‌های پیش از ازدواج به این طرح پیوسته است. او که از گیلان برای گذراندن دوره ۸ ساعته مربیگری به تهران آمده است، به خبرنگار مهر، گفت: با گذراندن این دوره مجوز اراده اموزش‌های ۱۶ ساعته به جوانان را دریافت می کنیم. از آنجا که تکنیک‌های مشاوره هر روز در حال تغییر است برگذاری چنین دوره‌های ضروری است.

وی در پاسخ به اینکه آیا اجباری شدن دریافت گواهینامه دوره‌های ۱۶ ساعته برای ثبت ازدواج اقدامی مثبت تلقی می شود؟ تاکید کرد: اجباری شدن خیلی خوب است. وقتی مواردی همچون سلامت جسمانی و آزمایشات پزشکی در ازدواج ضروری است، باید سلامت روان هم به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد.

این مشاور خانواده در مورد اینکه رویکرد دیگر کشورها در این موضوع چگونه است؟ ادامه داد: تا به حال نشنیده ام که گذراندن چنین دوره‌هایی اجباری باشد اما در کشورهای توسعه یافته ارائه آموزش‌های ازدواج از سنین نوجوانی و حتی کودکی در دستور کار نهداهای رسمی آموزش قرار دارد.

تاثیر آموزش‌های پیش از ازدواج بر کاهش طلاق روشن نیست

زهرا رسایی روانشناس تربیتی نیز که برای دریافت مجوز آموزش دوره‌های پیش از ازدواج حاضر شده است، در زمینه اجباری بودن این دوره‌ها به خبرنگار مهر، گفت: اجباری شدن این دوره‌ها برای جوانان چندان موثر نیست زیرا سن فراگیری آموزش‌های پیش از ازدواج باید در سنین نوجوانی باشد. جامعه هدف اجرای این طرح یعنی ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج بیشتر کسانی هستند که انتخاب خود را کرده اند و در این زمان ارائه شاخص‌های انتخاب همسر بی معنی است زیرا افراد در موقعیت احساسی قرار دارند و در این وضعیت تاثیر اجرای طرح بر کاهش طلاق هم در هاله‌ای از ابهام است.

اجباری شدن دریافت گواهی حضور در دوره‌های پیش از ازدواج در کنار حامیان جدی، با مخالفت‌هایی هم روبرو است. همانطور که در گذشته زمزمه‌هایی همچون «دریافت گواهی سلامت روان» برای ازدواج موجب مخالفت‌های عمومی شده بود و حتی به مراحل مقدماتی اجرا هم نرسیده بود، اما طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج حالا مصوبات ابتدایی را دریافت کرده و در آستانه اجراست. از این منظر نگاه کارشناسی دقیق به اجباری شدن حضور در این دوره‌ها برای ثبت ازدواج بسیار ضروری است.

فرهنگ‌سازی مقدم بر اجبار است

محمدرضا رستمی معاون وزیر ورزش و جونان که خود از حامیان اجرای این طرح است نیز در مورد اجباری شدن دریافت گواهی حضور در دوره ها به عنوان پیش شرط ثبت ازدواج معتقد است که مردم سوالات بسیاری در مورد مجوزهای مختلف سازمانی دارند. در حال حاضر شهروندان مجبورند برای هر امر کوچک و بزرگی مثل انتشار کتاب و ثبت شرکت و … مجوز دریافت کنند و همین مساله موجب ذهنیت منفی در میان جوانان شده است. باید با فرهنگ سازی کار را شروع کنیم. در واقع اگر جوانان خودشان برای حضور در این دوره‌های پیش از ازدواج احساس نیاز کنند، شاید نیازی به قانون و اجبار و ابزارهای رسمی نباشد و این وظیفه همه دستگاه‌های مسئول است.

حال باید منتظر ماند و دید نتیجه بررسی‌های مسئولان در قوه قضاییه و دولت و دیگر نهادها به کجا می رسد و آیا در کنار مجوزهای فعلی برای ثبت ازدواج، شرط جدیدی هم اضافه خواهد شد یا خیر؟

۳۰۵ef6cf-9dcf-4ce8-b024-94895d62f559

با ۱۰ عادت بد رانندگی که باید کنار گذاشته شوند آشنا شوید

همه‌ی ما با اهمیت کارهایی مانند تعویض روغن، تعویض گردشی تایرها و تعویض تسمه‌های خودرو آشنا هستیم، چنین اقداماتی باعث می‌شود که خودروی ما کارکرد بهتری داشته باشد و برای سالها بتوان به آن اعتماد کرد. شاید بعضی از شما دارای تقویمی برای انجام سرویس‌های خودرو داشته باشید اما نحوه‌ی رانندگی شما در استفاده‌ی روزانه از خودرو تاثیر بسیار چشمگیری بر روی طول عمر خودرو و قطعات آن دارد. حتی برخی از رانندگان با تجربه نیز ممکن است دارای عادت‌هایی باشند که سبب فرسودگی و کاهش طول عمر خودروی آن‌ها شود، برای مثال عدم توجه به اطراف در هنگام دور زدن می تواند سبب آسیب‌های جدی و پر خرجی به اتومبیل شوند که به سادگی می‌شد از آ‌ن‌ها پیشگیری کرد.

در ادامه ۱۰ عادت رانندگی منفی که در طول زمان می‌توانند باعث آسیب جدی به اتومبیل شما شوند معرفی می‌شوند.

۱. قرار دادن دست روی اهرم تعویض دنده

تا زمانی که نمی‌خواهید اقدامی برای تعویض دنده انجام دهید هیچ نیازی نیست تا دست خود را روی اهرم دنده بگذارید قرار دادن دست روی اهرم تعویض دنده با عث اعمال فشار اضافی بر روی بوش‌ها و مکانیزم سنکرونیز جعبه دنده می‌شود و به مرور زمان آن‌ها را فرسوده خواهد کرد. بهترین کار این است که همواره هر دو دست خود را روی فرمان قرار دهیم و تنها در هنگام تعویض دنده‌ها از اهرم تعویض دنده استفاده کنیم.

۲. عدم استفاده از ترمز پارک

غفلت در خصوص استفاده از ترمز پارک باعث می شود که تمام وزن خودروی شما بر روی مکانیزم پارک جعبه دنده اعمال شود. این قطعه یک زبانه‌ی کوچک فلزی در داخل جعبه دنده‌های خودکار است. چنین کاری به مرور می‌تواند سبب آسیب دیدن و حتی شکستن این قطعه شود و در این صورت حالت P در جعبه دنده‌ی خودرو شما کاملا از کار خواهد افتاد. سعی کنید همواره از ترمز پارک استفاده کنید چون هیچ دلیل موجهی برای عدم استفاده از آن وجود ندارد.

۳. حمل وزن اضافه با اتومبیل

حتی اگر شما راننده یک خودروی لوتوس نباشید، مساله‌ی ساده‌سازی و سبک سازی خودرو در خصوص هر نوع اتومبیلی صادق است. اما منظور ما از سبک سازی این نیست که صندلی‌های عقبی و یا عایق‌های صوتی را از جای خود خارج کنید بلکه شما باید از حمل وسایل اضافی که به آن‌ها نیازی ندارید پرهیز کنید. هر کیلوگرم وزن اضافه در اتومبیل مصرف سوخت و پایداری خودرو را تحت تاثیر قرار خواهد داد و همچنین تاثیر منفی بر روی سیستم تعلیق، ترمز و انتقال نیرو خواهد داشت، پس با بررسی داخل خودرو و صندوق عقب، مطمئن شوید که وسایل غیرضروری در خودرو وجود ندارد.

۴. راندن خودرو با مقدار سوخت کم

برخی اوقات هزینه‌ی پرکردن کامل باک خودرو با بودجه‌ی شما همخوانی ندارد و به همین خاطر ممکن است تنها ۵ یا ۱۰ لیتر بنزین بزنید. بسیاری از رانندگان نمی‌دانند که چنین کاری می‌تواند باعث آسیب جدی به اتومبیل شود. پمپ‌های بنزین جدیدی که در خودروها به کار می‌روند توسط بنزین موجود در باک خنک می‌شوند بنابراین زمانی که بنزین موجود در باک کم است پمپ نمی‌تواند به درستی حرارت خود را دفع کند و همین مورد باعث آسیب دیدن آن می‌شود. سعی کنید همواره باک بنزین خود را پر نگه داریدو یا حداقل نگذارید میزان آن از یک چهارم پایین‌تر برود.

۵. حرکت و توقف سریع

این یکی واقعا پر خطر است. شاید فشار دادن ناگهانی پدال گاز لذت بخش باشد اما این کار مصرف سوخت خودرو را به طرز چشمگیری افزایش می دهد. توقف‌های ناگهانی نیز اگرچه گاهی اوقات اجتناب‌ناپذیر هستند اما باعث فرسایش سریعتر لنت و دیسک ترمز می شوند. بهترین استراتژی این است که همواره حواسمان به جلو باشد و برای شرایط پیش رو آماده باشیم و پدال ها را نیز به آرامی و نرمی فشار دهیم.

۶. بالا بردن دور موتور در هنگام سرد بودن پیشرانه

بهتر است که در زمان سرد بودن پیشرانه، یک یا دو دقیقه اجازه دهیم تا خودرو در حالت درجا کار کند، این کار سبب گرم شدن پیشرانه و بهبود روغن کاری آن می‌شود. به هر صورت بهتر است دور موتور را در هنگام سرد بودن پیشرانه بالا نبرید. درست است که در دور موتورهای بالا صدای زیبایی تولید می‌شود اما این کار باعث تغییرات ناگهانی دما در داخل پیشرانه می‌شود که می‌تواند به قطعات داخلی پیشرانه آسیب بزند. این کار ضمنا باعث وارد فرسایش بی مورد قطعاتی می‌شود که هنوز  به طور کامل روغنکاری نشده اند. پیشرانه‌ی خودرو پس از گرم شدن، به نرمی و با صدای بهتری دورگیری خواهد کرد.

۷. پایین نگه داشتن پدال کلاچ

فرض کنید با خودرویی که دارای جعبه دنده‌ی دستی است در پشت چراغ قرمز قرار دارید، شما پدال کلاچ را در زیر پایتان پایین نگه داشته‌اید تا در هنگام سبز شدن چراغ فورا حرکت کنید. در تمام مدتی که پدال کلاچ را پایین نگه داشته اید قطعاتی مانند صفحه کلاچ، بلبرینگ کلاچ و اهرم کلاچ در حال آسیب دیدن هستند. پایین نگه داشتن کلاچ باعث می‌شود که صفحات آن خورده شده و دچار فرسایش شوند، چنین موردی می‌تواند باعث بروز ناگهانی ایراد در اتومبیل شود. بهترین کار این است که در هنگام توقف کلاچ را گرفته و دنده را در حالت خلاص قرار دهید و در هنگام سبز شدن چراغ نیز، با گرفتن دوباره‌ی پدال کلاچ دنده را جا زده و حرکت کنید.

۸. حرکت از دنده‌ی عقب به جلو در حالی که خودرو هنوز توقف کاملا نکرده است

زمانی که می‌خواهید در یک فضای کوچک پارک کنید به طور معمول شاید بارها دنده را از حالت عقب به جلو ببرید در حالی که خودرو هنوز در حال حرکت به سمت عقب است. چنین کاری را باید به خاطر هزینه‌های زیادی که در بر خواهد داشت کنار گذاشت. این کار باعث وارد آمدن فشار زیادی روی سیستم انتقال نیرو می‌شود چراکه قطعات را مجبور می‌کند تا در خلاف جهت حرکتشان حرکت کنند. پیشگیری از چنین آسیبی ساده است، تنها کافی است تا چند لحظه وقت بیشتری را صرف کرده و در هنگام تعویض دنده‌ها از توقف کاملا خودرو مطمئن شوید.

۹. درگیر نگه داشتن ترمز در سرپایینی‌ها

پایین آمدن از شیب (برای مثال از یک تپه) می‌تواند تا حدودی دلهره آور باشد. در چنین هنگامی شما پای خود را روی پدال ترمز نگه می‌دارید تا در صورتی که نیاز به توقف شد بتوانید به سرعت خودرو را متوقف کنید. اما این کار باعث افزایش حرارت و همچنین فشار آمدن به سیستم ترمز می‌شود و قطعاتی مانند لنت و دیسک ترمز ساییده خواهند شد. به جای این کار، در سراشیبی‌ها شما باید دنده‌ی خودرو را در دنده‌ی سنگین قرار دهید. این کار باعث می شود تا خودرو در وضعیت ترمز موتوری (Engine Braking) قرار گیرد و تنها با استفاده از فشار موجود در سیستم انتقال نیرو از افزایش سرعت خودرو جلوگیری شود. با امتحان کردن این کار متوجه خواهید شد که خاصیت ترمز موتوری می‌تواند درست به اندازه‌ی ترمز گرفتن در سراشیبی‌ها موثر باشد.

۱۰. عدم توجه به علائم هشدار

نادیده گرفتن صداهای اضافی مانند صدای جیر جیر و یا تق تق در خودرو کار آسانی است. اما باید توجه داشت که این صداها علائمی هستند که حاکی از وجود مشکل در خودرو هستند. در هنگام شنیدن شدن چنین صداهایی از خودرو بهتر است وقت را تلف نکنید چون شرایط می تواند بدتر هم شود. زمانی که خودروی شما صدای اضافه دارد بهتر است فورا آن را مورد بررسی قرار دهید چون این صداها علائمی هشداردهنده هستند.

کنار گذاشتن عادات نادرست رانندگی می‌تواند سخت باشد. به هر صورت صرف نظر از اینکه چه قدر زمان را پشت فرمان خودروی خود صرف می‌کنید باید به مساله‌ی مراقبت از خودرو توجه داشته باشید تا متحمل زیان‌ها و هزینه‌های غیر ضروری نشوید. اگر هر کدام از رفتارهای رانندگی که ذکر آن‌ها رفت را در خود مشاهده می‌کنید برای تشویق شدن به ترک آن‌ها بهتر است به هزینه ای که ممکن است روی دستتان بگذارند فکر کنید.

منبع:زومیت

۲۹۰۱۳

افزایش همسرآزاری در خراسان‌شمالی

مدیرکل بهزیستی خراسان‌شمالی از افزایش همسرآزاری در استان خبر داد.

به گزارش مجله اترک ؛ اسماعیل قربانی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، منطقه خراسان‌شمالی، اظهار کرد: همسر آزاری و کودک آزاری در بخش خشونت‌های خانوادگی طبقه‌بندی می‌شوند که این مهم براساس آمار‌های موجود طی سال جاری در استان ۵۰ درصد افزایش یافته است.

وی ادامه داد:  طی سال گذشته ۱۶۶ مورد همسرآزاری و کودک آزاری در استان گزارش شده که امسال به ۳۶۸ مورد رسیده است.

قربانی با بیان اینکه مردان در استان بیشتر همسر خود را آزار و اذیت می‌کنند، افزود: اعتیاد، بیکاری، مشکلات اقتصادی و عدم تفاهم از مهمترین علل همسرآزاری در این منطقه محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه همسرآزاری از نوع جسمی در استان بیشتر است، خاطرنشان کرد: این سازمان در بخش همسرآزاری با دستور قضایی از فرد آزار دیده در مراکز خود مراقبت کرده و خدماتی از قبیل مشاوره، بازدید از منزل، کمک مالی به افراد ارائه می‌دهد.

قربانی با بیان اینکه همسرآزاری در ایجاد  و تثبیت پایه‌های خانواده اثرات جبران ناپذیری دارد، یادآورشد: در خانواده‌هایی که همسرآزاری رخ می‌دهد فرزندان نیز به همان میزان دچار دغدغه و آسیب و بروز رفتارهای پرخاشگرانه خواهند شد.

وی عنوان کرد: افسردگی، بی اعتمادی نسبت به دیگران، احساس ترس، دلهره، خشونت، خصومت و اضطراب و عدم برقراری ارتباط با اقوام و دوستان از مهمترین پیامدهای همسرآزاری است.

قربانی خاطرنشان کرد: ارائه مهارت‌های زندگی، ارتقاء فرهنگ جامعه و توجه به فرهنگ دینی در امر ازدواج و پاسخ به نیازهای عاطفی افراد سبب می‌شود تا همسرآزاری در جامعه به حداقل برسد.

۱۱۵۲۹۳۰_۷۹۶

چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟

برای امام خمینی که سال‌ها عمرشان را صرف مبارزات ملی کرده‌اند، چه احساسی می‌تواند گویاتر از این باشد که جان در کف و با قبول تمام مخاطرات تصمیم گرفتند که به ایران برگردند تا در کنار مردم مسلمان ایران باشند.
هواپیمای حامل امام خمینی و همراهانش در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد آسمان ایران شده بود که از ایشان پرسیده شد: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ». تاکنون تعبیرها و تفسیرهای زیادی درباره این پاسخ امام منتشر شده و یکی از اولین توضیحات در این باره را حجت‌الاسلام محمد مفتح داد که روز ۱۸ بهمن ۱۳۵۷ به روزنامه اطلاعات گفت: «برای امام خمینی که سال‌ها عمرشان را صرف مبارزات ملی کرده‌اند، چه احساسی می‌تواند گویاتر از این باشد که جان در کف و با قبول تمام مخاطرات تصمیم گرفتند که به ایران برگردند تا در کنار مردم مسلمان ایران باشند. کسی که بر مسلمین و جامعه بشری رهبری دارد همیشه باید جهان عمومی و منافع مردم را در نظر بگیرد و از جهان خصوصی و عواطف شخصی چشم بپوشد.»

دو سال پس از پیروزی انقلاب، حجت‌الاسلام‌والمسلمین اسماعیل فردوسی‌پور، از همراهان امام خمینی با شرح سفر ایشان به پاریس و بازگشت به ایران، ماجرای این پاسخ امام در هواپیما را نیز توضیح داد. «تاریخ ایرانی» روایت فردوسی‌پور را که در ۱۲ بهمن ۱۳۵۹ در ویژه‌نامه روزنامه اطلاعات منتشر شده، بازنشر می‌کند:

پس از فشارهایی که دولت عراق بر امام وارد ساخت و مانع ادامه فعالیت‌های سیاسی ایشان گشت و حضور امام در عراق منوط به عدم فعالیت‌های سیاسی ایشان و همراهانشان شد، امام ترجیح دادند از عراق خارج شوند تا به فعالیت‌های سیاسی‌شان ادامه دهند. وقتی امام از مرز عراق – کویت رد می‌شدند، هنگام وداع با دوستان و یاران سخنرانی کوتاهی ایراد فرمودند: «من بین سکوت و ماندن در عراق یا ادامه فعالیت‌های سیاسی‌ام مخیر شدم و من شق دوم را انتخاب کرده‌ام و از عراق خارج می‌شوم و تصمیم گرفته‌ام ندای مظلومیت ملتم را به تمام دنیا برسانم و صلاح ندانستم که بیش از این در نجف بمانم و به تدریس ادامه دهم.»

قبلا در زمینه اینکه به کدام کشور باید رفت، با امام صحبت شده بود آیا کشورهای اروپایی بهتر است یا کشورهای دیگر، ابتدا اصرار امام بر مسافرت به یکی از کشورهای اسلامی بود. در همین رابطه به یکی از برادران که پیام امام را برای یاسر عرفات به لبنان برد، سفارش شد در مورد زمینه هجرت امام به سوریه بررسی کند تا معلوم شود زمینه آنجا چطور است، چون نظر امام هجرت به سوریه بود، ولی نظرشان این بود که مقدمتا سفری به کویت بنمایند و برنامه هجرت به سوریه از طریق کویت صورت بگیرد تا در سوریه به ادامه فعالیت‌های سیاسی‌شان بپردازند؛ لذا مقدمات سفر امام به کویت را فراهم کردیم. از طریق قانونی اقدامات لازم صورت گرفت.
به وسیله آقای مهری که در کویت بودند برای امام دعوتنامه اخذ شد، بنابراین اداره گذرنامه کویت به عنوان یک مسافر رسمی به امام اجازه ورود به کویت داد، مهر ورود به کویت هم در مرز بر گذرنامه امام و احمد آقا خورد که الان موجود است، تمبر هم در آنجا باطل کردند. منتهی بعدا که مقامات کویتی امام را شناختند و فهمیدند همان شخصیتی است که رهبری انقلاب ایران را بر عهده دارد، یک نفر از کویت آمد و پس از عذرخواهی گفت ما شما را نمی‌توانیم بپذیریم. امام در آغاز اصرار کردند که خیر من برنمی‌گردم، شما به ما اجازه بدهید که از اینجا به فرودگاه کویت برویم و از آنجا به سوریه پرواز کنیم. ماموران کویتی پس از تماس گرفتن با مقامات بالاتر اظهار داشتند که این هم امکان‌پذیر نیست و شما باید برگردید.
چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
هنگام بازگشت، تا آخرین لحظه‌ای که آن شب در خدمت امام بودیم، اصرار مبنی بر رفتن به یک کشور غیراسلامی، کشوری که آزادی بیشتری برای فعالیت امام وجود داشته باشد مثل فرانسه، سوئد و نظایر آن به جایی نرسید و ایشان می‌فرمودند: «من نمی‌توانم در آنجا زندگی کنم، من باید به یک کشور اسلامی بروم.» ما با کمال ناامیدی از اینکه امام جای دیگری را برگزینند، از ایشان جدا شدیم و به استراحت پرداختیم.

صبح که امام بلند شدند، احمد آقا آمد و گفت: «بشارت که امام پاریس را انتخاب کردند و تصمیم گرفته‌اند به فرانسه بروند.» حالا چه علتی داشت که امام تغییر رای دادند بر ما پوشیده ماند، لابد امام به واسطه توجهات خاص خود رایشان عوض شد و فرانسه را انتخاب کردند؛ لذا شب وقتی مدیر امن بصره (رئیس سازمان امنیت بصره) آمده بود تا بفهمد امام قصد دارند به چه کشوری مسافرت کنند، امام ابتدا گفتند، معلوم نیست ولی به کشورهای اسلامی خواهم رفت، صبح که ما بلند شدیم و فهمیدیم امام تصمیم گرفته‌اند به پاریس بروند بسیار خوشحال شدیم. آن‌ها هم وسایل بازگشت به بغداد را فراهم ساختند. ابتدا می‌خواستند امام را با ماشین به بغداد بفرستند که ما راضی نشدیم و بالاخره یک طیاره ارتشی در اختیار ما گذاشتند که هفت ساواکی هم همراه امام به بغداد فرستادند، امام در بغداد هم شدیدا تحت کنترل بودند. مسافرخانه‌ای را هم خود امام در نظر گرفته بودند و شب در آنجا ماندند، آن شب امام به کاظمین مشرف شدند و صبح عازم پاریس شدند.

احمد آقا، دکتر یزدی، من و یکی از برادران به نام مرحوم املایی که در یک سانحه اتومبیل در همان اوایل انقلاب کشته شدند، همراه امام بودیم. در بین راه، در هواپیما مسائل ایران و جهان، مسائل شرعی و مذهبی، مسائل علمی و غیره مطرح می‌شد و امام مرتب جواب سوالات را می‌دادند. امام تقیدی داشتند که اعمال و عبادات و مستحبات که انجام می‌دادند، در هواپیما هم ترک نشود. این پرواز حدود ۶ ساعت از بغداد تا ژنو طول کشید، یک ساعت در ژنو توقف داشتیم، دوباره به طرف پاریس پرواز کردیم، پس از یک ساعت به پاریس رسیدیم.

حرکت امام از عراق بدون اطلاع بود و امام اصرار داشتند حوزه علمیه نجف از این امر آگاهی پیدا نکند، حتی جز ۲۲-۲۰ نفر از اطرافیان امام که در جریان فعالیت‌های سیاسی ایشان بودند، کسی از نزدیکان هم از این مسئله خبر نداشتند. از ژنو با آقای بنی‌صدر در پاریس تماس گرفته شد که امام به پاریس می‌آیند و شما به فکر منزل باشید. در پاریس منزلی تهیه شده بود که متعلق به یکی از دوستان آقای بنی‌صدر بود، امام آنجا وارد شدند. شاید یک ساعت، یک ساعت و نیم به غروب مانده بود که امام وارد آن منزل شدند. مدتی نگذشت که دیدیم آپارتمانی که امام وارد آنجا شده بودند، از دانشجویان ایرانی پر شد و خبر دادند که از پایین پله‌ها تا بالا (با اینکه آپارتمان محل اقامت امام در طبقه چهارم قرار داشت) خبرنگاران ایستاده‌اند و منتظرند. امام برای مصاحبه اجازه ندادند و فرمودند من فعلا مصاحبه نمی‌کنم.

دو، سه ساعت از شب گذشته بود که دو نفر از کاخ الیزه (مقر ریاست‌جمهوری فرانسه) آمدند و تقاضای ملاقات نمودند. در این ملاقات آقای بنی‌صدر، آقای دکتر یزدی و آقای قطب‌زاده هم بودند. برخلاف آنچه ما تصور می‌کردیم که فرانسه یک کشور آزادی است که هر کسی در آنجا قادر به انجام فعالیت‌های سیاسی است، به محض ورود امام به آن منزل کوچک، دو نفر از طرف ریاست‌جمهوری فرانسه آمدند و اعلام کردند که ما در اینجا به شما اجازه فعالیت سیاسی نمی‌دهیم و اگر بخواهید در پاریس بمانید، به‌هیچ‌وجه حق فعالیت ندارید. این مطلب برای ما غیرمترقبه بود و ما از دولت فرانسه که خود را مهد تمدن و آزادی می‌داند انتظار چنین برخوردی را نداشتیم. امام از عراق به واسطه محدودیت‌های ایجاد شده، خارج شدند چون عراق یک کشور کوچک دست‌نشانده بود، ولی در فرانسه انتظار نداشتیم بلافاصله بیایند و فعالیت‌های امام را محدود و کنترل نمایند. امام استقامت کردند و فرمودند: من آمده‌ام برای اینکه ندای مظلومیت ملتم را به گوش دنیا برسانم و اگر بنا باشد از فعالیت من جلوگیری شود ما از اینجا خارج می‌شویم.

این نکته را لازم است بگویم که در بین راه که آمدیم، در هواپیما، این بحث مطرح شده بود که اگر دولت فرانسه هم از فعالیت‌های امام جلوگیری کند، چه باید کرد؟ آیا باید به جای دیگری رفت؟ امام چه تصمیمی خواهند گرفت؟ فکر کردیم که با خود امام صحبت کنیم. بعضی از برادران صلاح نمی‌دانستند این مطلب را با امام در میان بگذاریم، مبادا ناراحت شوند چنین امکانی وجود دارد؟ یعنی آیا زمینه مخالفت کردن دولت فرانسه هم وجود دارد؟ ولی ما با ایشان مسئله را مطرح کردیم، برخلاف انتظار ما، امام بلافاصله فرمودند: «مگر شما از مسافرت خسته شدید؟ من که خسته نشدم، اگر نگذاشتند در پاریس فرود بیاییم ما به جای دیگری خواهیم رفت. کشور دیگری را در نظر بگیرید که بتوانیم در آنجا به فعالیت‌هایمان ادامه بدهیم.» همین خبر بود که در فرانسه به این شکل منعکس شد: «چریک پیر به زمین نمی‌چسبد» و تفسیری که بر این مطلب نوشتند، این بود که یک چریک ۸۰ ساله حاضر است که فرودگاه به فرودگاه بگردد و ندای مظلومیت امتش را به گوش دنیا برساند و اگر در فرودگاه‌ها نگذاشتند که پیاده شود، آب‌های آزاد را با اجاره کردن یک کشتی انتخاب خواهد کرد تا مطالبش را به گوش جهانیان برساند.

در همان شب ورود همان‌طور که گفتم دو نفر از کاخ الیزه نزد امام آمدند که شما حق فعالیت سیاسی ندارید، ولی بعد از بحث و گفت‌و‌گوی زیاد، امام به آنان فرمودند که: «فعالیت من در رابطه با ایران است و سخنرانی‌ها و اعلامیه‌ها به زبان فارسی است، ربطی به کشور شما ندارد و شما نباید از آن جلوگیری کنید، چراکه انعکاسی در اینجا نخواهد داشت.» آن‌ها هم پذیرفتند، ولی گفتند شما حق مصاحبه کردن با خبرنگاران و خبرگزاری‌های خارجی را ندارید.

فردای آن روز امام، آن اعلامیه مفصل را در ارتباط با افتتاح مدارس در اول مهر صادر کردند، ما به وسیله تلفنی که در خانه داشتیم، همان‌طور که وسیله ارتباطی ما در نجف هم با ایران تلفن بود اعلامیه امام را برای برادرانی که در تهران، قم و خراسان بودند، خواندیم. بعد اطلاعیه‌ای هم از طرف اطرافیان امام در رابطه با مسافرت ایشان صادر شد. در آنجا کیفیت تصمیم‌گیری حرکت و مسافرت امام تشریح شده بود. بعد از آن امام اعلامیه کوتاه دیگری در رابطه با مسائل روز صادر نمودند که آن هم به ایران فرستاده شد.

روز بعد از ورود به پاریس، خواهران و برادران دانشجو که در پاریس و شهرهای دیگر فرانسه سکونت داشتند، به دیدن و زیارت امام آمدند و امام در همان قبل از ظهر دو، سه بار برای آنان سخنرانی کرد، بعد نماز جماعت برپا شد و جمعیت متفرق شده و رفتند. بعدا چون خانه کوچک و رفت‌و‌آمد زیاد بود، آژانس مربوطه هم اعتراض کرده بود که خانه به دو نفر اجاره داده شده، چرا این‌قدر جمعیت رفت‌و‌آمد می‌کند. امام که موضوع را متوجه شدند پیشنهاد کردند که محل بزرگتری تهیه شود. این بود که برادران دور هم نشستند، به خیال اینکه تشکیلاتی به وجود بیاورند و کمیته تصمیم‌گیری ایجاد نمایند.

مسئول تهیه غذا و خانه، مسئول تکثیر اعلامیه‌ها، مسئول تلفن و ارتباطات و کارهای دیگر را انتخاب کنند. پس از تشکیل این کمیته، امام فرمودند من یک طلبه هستم و یک طلبه هم می‌تواند کارهای مرا انجام دهد، احتیاجی به این تشکیلات نیست، من دفتر مخصوص هم نمی‌خواهم و یکی دو طلبه‌ای که با من آمده‌اند با یک تلفن به خوبی از پس کارها برخواهیم آمد و نیازی به سخنگو، دفتر مخصوص و کمیته ندارم. این موضوع تشکیل کمیته تصمیم‌گیری، بسیاری از برادران و خواهران دانشجو را ناراحت کرده بود، چراکه برای افراد تشکیل‌دهنده کمیته صلاحیت قائل نبودند و این امر را به صلاح امام نمی‌دیدند. به هر حال با نظر امام این برنامه به هم خورد و قرار شد مترجم خاصی هم از طرف امام معرفی نشود و هر کسی هم برای در میان گذاشتن مطالبش بتواند مستقیما با امام تماس گرفته، مطالبش را در میان بگذارد.

روز دوم، در نوفل‌لوشاتو، خانه‌ای در نظر گرفته شد که متعلق به یکی از برادران ایرانی بود. در آغاز نمی‌دانستیم صاحب‌ خانه کیست و بعدها فهمیدم خانه به اسم همسر فرانسوی یکی از برادران ما بوده است. امام به نوفل‌لوشاتو منتقل شدند چون راه دور بود، آنجا تلفن هم نبود. ما همان مرکز اول را برای داشتن تلفن حفظ کردیم و یکی از ما همیشه مسئولیت تلفن را بر عهده داشت و اعلامیه‌های امام را به وسیله تلفن برای ایران و نقاط دیگر می‌خواند.

بعد از انتقال امام به نوفل‌لوشاتو، خانه قبلی به واسطه در دسترس بودن مراجعان تبدیل به مرکز مراجعه شد و از آنجا به وسیله فولکس واگنی که اجاره‌ای بود و پس از دو هفته یک ماشین دست‌دوم آلمانی خریداری شده بود، مراجعان به نوفل‌لوشاتو منتقل می‌شدند.

برنامه امام این بود که ظهر و شب نماز جماعت می‌خواندند، هر کسی می‌توانست در باغ آنجا با امام تماس بگیرد و معمولا امام نیم ساعت، سه ربع ساعت زودتر از نماز بیرون می‌آمدند و برای حاضرین سخنرانی می‌کردند بعد از نماز مغرب و عشا هم امام می‌نشستند و برای حضار صحبت می‌کردند و اگر کسی سوالی داشت جواب می‌دادند. این برنامه منظمی بود که هر روز تکرار می‌شد. روزهای تعطیل و خاصی ما داشتیم، مثل تاسوعا، عاشورا و اربعین یا روزهای یکشنبه که در آنجا تعطیلات رسمی بود و دانشجویان از اطراف حتی از کشورهای دیگر می‌آمدند. در این روزها آنجا معمولا شلوغ شد و امام برنامه فوق‌العاده داشتند و برای مراجعین سخنرانی می‌کردند، سخنرانی‌های امام ضبط و پیاده می‌شد و بعد تکثیر و ترجمه می‌شد، به خبرگزاری‌ها هم می‌دادیم. به مناسبت‌هایی هم که امام اعلامیه صادر می‌کردند، باز هم آن‌ها را به زبان‌های مختلف ترجمه کرده، به خبرگزاری‌ها می‌دادیم.

نکته‌ای که لازم به تذکر است این است که دولت فرانسه ابتدا از مصاحبه امام با خبرگزاری‌ها جلوگیری کرد؛ ولی در اثر فعالیت‌های پیگیر برادران، این محدودیت برداشته شد و امام اجازه مصاحبه کردن هم یافتند. خبرگزاری‌های مختلف فرانسه، آلمان، ژاپن، انگلیس و آمریکا هر یک مصاحبه‌هایی ترتیب می‌دادند. یکی از مهم‌ترین و جالب‌ترین این مصاحبه‌ها گفت‌و‌گوی امام با سی‌بی‌اس آمریکا بود که آن‌ها قول داده بودند آن را در ۴۴ ایالت آمریکا به طور زنده پخش کنند ولی متوجه شدیم با فاصله دو ساعت اختلاف وقت فرانسه با آمریکا آن مصاحبه را پخش کرده‌اند.

همان شب که مصاحبه پخش شد، تلفن‌های زیادی از برادران ایرانی مقیم آمریکا داشتیم که تشکر می‌کردند، مخصوصا یک تلفنی را من جواب دادم که گفت: «ما تا به حال در آمریکا جرات اینکه بگوییم مسلمان و ایرانی هستیم نداشتیم، همیشه مسلمان‌ها در انزوا و حقارت بوده‌اند، ولی پس از این مصاحبه امام غرور و افتخاری در خود احساس می‌کنیم که مسلمان و ایرانی هستیم، امام ما را از انزوا نجات داده است.» تلفن‌های زیادی در این رابطه شد، مصاحبه‌های زیادی با شخصیت‌های علمی، سیاسی و مذهبی بسیاری که به دیدن امام می‌آمدند صورت گرفت که متن آن مصاحبه‌ها هم تکثیر شد. به این ترتیب مصاحبه نمودن امام هم آزاد شده بود و تقریبا هر روز مصاحبه داشتند که غیر از برنامه مرتب روزانه امام صورت می‌گرفت.
چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
اصل موضوع، مراجعت امام از پاریس به ایران بود. پس از فرار شاه از ایران، امام تصمیم گرفتند که به ایران برگردند. البته دید امام و بصیرت امام، دیدی است که مختص به خود ایشان است و در کس دیگری این سیاست و بصیرت و سعه دید را سراغ نداریم. در پی این تصمیم تلفن‌ها، تلگراف‌ها و نامه‌ها ارسال شد و همچنین مسافرت‌هایی صورت گرفت تا امام از مسافرت منصرف شوند، حتی دوستان نزدیک امام هم که در آنجا همکاری نزدیک با امام داشتند، معتقد بودند تا حمایت نصف ارتش را جلب نکرده‌ایم مراجعت امام به‌هیچ‌وجه به صلاح نیست و خطرناک است. شاید افراد سیاسی از آمریکا و جاهای دیگر هم، توصیه کرده بودند که امام مراجعت نکنند؛ اما همان‌طوری که خود امام در سخنرانی‌ها مکرر فرمودند «وقتی من تصمیم گرفتم به ایران بیایم و دیدم که همه دنیا می‌گویند رفتن شما به ایران صلاح نیست، فهمیدم که این موضوع صلاح است و باید هرچه زودتر به ایران برگردم.» هنگامی که امام تصمیم گرفتند به ایران برگردند، فرودگاه‌های ایران به دستور بختیار خائن بر روی امام بسته شد و گفتند به‌هیچ‌وجه به هواپیمای امام اجازه ورود به ایران داده نخواهد شد.

در اینجا لازم است که نکته‌ای را برای روشن شدن اذهان برادران و خواهران مطرح نمایم؛ بعد از فرار شاه از ایران و آغاز حکومت بختیار خائن، ایادی شروع به فعالیت نمودند تا ترتیب ملاقاتی میان امام و بختیار را فراهم سازند، البته ملاقاتی بین امام و سید جلال تهرانی صورت گرفت. کیفیت آن ملاقات به این ترتیب بود که او در پاریس قصد رفتن به خدمت امام را داشت. امام فرمودند اگر از پست ریاست شورای سلطنت استعفا کند و علت استعفا را هم به اطلاع عموم برساند، او را می‌پذیرم. او نامه‌ای به عنوان استعفا خدمت امام نوشته بود؛ ولی امام نپذیرفتند و گفتند ایشان باید علت استعفایش را اعلام نماید که من چون شاه را خائن و غاصب سلطنت می‌دانم از این پست استعفا کرده‌ام. وقتی سید جلال تهرانی نامه‌اش را به این ترتیب تصحیح کرد، امام او را به حضور پذیرفت. بعد از این ملاقات بود که عده‌ای کوشیدند ترتیب ملاقات بختیار را با امام بدهند.

یک روز در پاریس در اتومبیل بودیم که یکی از برادران که زبان فرانسه می‌دانست، رادیو را باز کرد. مطلبی که خبرگزاری‌های خارجی اعلام کرده بودند، برای من ترجمه کرد که «امام ملاقات با بختیار را پذیرفته است.» بلافاصله ما به نوفل‌لوشاتو بازگشتیم، از برادران پرسیدیم چه شده است. گفتند بله امام این ملاقات را پذیرفته است. آقای دکتر یزدی و آقای قطب‌زاده گفتند: «ما هم مصاحبه انجام داده‌ایم و اعلام کرده‌ایم که بختیار می‌آید و امام هم او را می‌پذیرد.»

از ایران آیت‌الله منتظری و برادران دیگری که در مدرسه رفاه بودند، به ما زنگ زدند که این قضیه چیست و ما راضی نیستیم که امام چنین کاری بکنند و اگر امام، بختیار را بپذیرند به معنای خط قرمز روی انقلاب کشیدن است و به‌هیچ‌وجه صلاح نیست که امام با بختیار ملاقات کنند. من خدمت امام رسیدم و پیام آنان را گفتم و پرسیدم که آیا ملاقات خواهید کرد؟ امام نامه‌ای مرقوم فرمودند که اگر هم بنا باشد ملاقاتی صورت گیرد پس از این است که بختیار از پستی که دارد استعفا بدهد، پس از آن من او را خواهم پذیرفت و هرگز ملاقاتی با او در حالی که نخست‌وزیر باشد واقع نخواهد شد. ما این مطلب را به خبرگزاری‌ها دادیم که بلافاصله مخابره شد. بعد از این جریان بود که فرودگاه‌های ایران روی امام بسته شد.

پس از بسته شدن فرودگاه‌ها و اعلام اینکه به هواپیمای امام در ایران اجازه فرود داده نخواهد شد، خبرنگاران در نوفل‌لوشاتو جمع شدند و با امام یک مصاحبه بیست دقیقه‌ای ترتیب دادند. چون جمعیت بسیار زیاد بود، امام از بالای اقامتگاهشان یک سخنرانی بسیار جامع ایراد فرمودند که «ما صبر می‌کنیم تا هنگامی که فرودگاه‌ها باز شود. من به ایران خواهم رفت، از رفتن به ایران هرگز منصرف نشده‌ام.» پس از یک هفته و باز شدن فرودگاه‌ها، هواپیمایی از شرکت ایرفرانس کرایه شد و امام با همراهانشان به طرف ایران حرکت کردند.

بعد از نماز مغرب و عشا، پلیس نوفل‌لوشاتو که واقعا زحمت زیادی برای حفاظت و امنیت آن منطقه کشیده بودند تقاضا کردند به عنوان تودیع خدمت امام برسند. همه آن‌ها همراه رئیس‌ پلیس نوفل‌لوشاتو به حضور امام رسیدند، امام به عنوان تقدیر، تشکرنامه‌ای نوشتند و به آن‌ها دادند. یکی از جملاتی که رئیس‌ پلیس نوفل‌لوشاتو در آن جلسه گفت و بسیار جالب بود، این بود که گفت: «به برکت وجود شما در نوفل‌لوشاتو و در فرانسه، ما با شخصیت‌هایی تماس گرفتیم و آشنا شدیم که هرگز در دوران عمرمان برای ما چنین امکانی نبوده است. وجود شخصیتی مثل شما در پاریس و نوفل‌لوشاتو به ما چنین موقعیتی داد تا با عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی، علمی، مذهبی آشنا شویم.»

بعد از رفتن آن‌ها برای عزیمت به ایران آماده شدیم، البته هواپیمایی اعلام کرده بود که چون احتمال دارد در ایران به هواپیما اجازه ورود ندهند، ما باید ذخیره بنزین برای مراجعت داشته باشیم؛ لذا نمی‌توانیم به اندازه ظرفیت هواپیما مسافر سوار کنیم، ظرفیت هواپیما حدود ۷۰۰ نفر بود؛ اما بیش از ۳۰۰-۲۰۰ نفر نپذیرفتند، در حدود ۲۵۰ نفر شاید بیشتر سوار هواپیما شدیم، به سوی ایران حرکت کردیم.

پس از آخرین نماز مغرب و عشای امام در نوفل‌لوشاتو از آنجا که همه برادران اصرار داشتند همراه امام به ایران بیایند، ایشان به یکی از برادران گفتند به آن‌ها بگویید که این سفر، سفر خطرناکی است و ما که برای رفتن به ایران سوار این هواپیما می‌شویم، صدی ۹۹ احتمال خطر است. یک درصد احتمال پیروزی است و کسی که می‌خواهد با ما و با این هواپیما حرکت کند باید این خطر را بپذیرد که همه حضار اعلام کردند ما در خدمت شما هستیم و هرگونه خطری را برای خود می‌پذیریم.

در طول راه هم گفت‌و‌گوهایی صورت گرفت. یکی از مطالبی که مطرح شد و مورد سوءاستفاده مغرضین قرار گرفت که خود من بارها مورد سوال واقع شدم که چرا امام چنین حرفی فرمودند؟ لازم می‌دانم در اینجا درباره آن توضیح دهم و آن اینکه پرسیدند «حالا که به ایران می‌آیید چه احساسی دارید؟» امام فرمودند: «هیچ احساسی ندارم.» یکی از اشکالاتی که می‌شد و مکرر از من می‌پرسیدند، این بود که چطور پس از ۱۵ سال دوری از وطن و با این ‌همه کشته و شهید و معلول انقلاب در ایران امام هنگام آمدن به ایران هیچ‌گونه احساسی ندارند؟ من این مطلب را با خود امام در میان گذاشتم تا ببینم چه جوابی می‌دهند.

در مدرسه علوی خدمت امام رسیدم و در مورد این موضوع از ایشان سوال کردم. امام فرمودند «من جمله‌ای که گفتم در رابطه با آب و خاک ایران بود.» سوال دو جنبه دارد، یک وقت از امام می‌پرسند شما هنگام آمدن به خاک ایران، چه احساسی دارید؟ امام فرمودند برای من خاک ایران، خاک عراق، خاک فرانسه تفاوتی ندارد و من از اینکه قدم به این خاک می‌گذارم احساس فوق‌العاده‌ای غیر از اینکه در جاهای دیگری نداشتم، ندارم، اما احساس در برابر فداکاری‌های مردم، احساس در برابر شهدا، احساس در برابر معلولین انقلاب یا احساس در برابر آن همه عواطف و احساساتی که مردم ایران از خودشان نشان می‌دادند مطلب دیگری است. ایشان فرمودند: من در فرودگاه گفتم که این همه عواطف و احساسات شما بر دوش من سنگینی می‌کند و من نمی‌توانم در مقابل این همه عواطف و احساسات از شما تشکر کنم و این عاطفه امام در برابر ملت، فداکاری‌های مردم است؛ اما سوال اینکه آیا آمدن به خاک ایران برای شما احساس فوق‌العاده‌ ایجاد می‌کند؟ جوابش منفی بود.

چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
امام وارد ایران شدند که در هنگام ورود ایشان، استقبال عظیم و بی‌سابقه‌ای صورت گرفت که تاریخ انسانیت نظیر آن را به یاد ندارد. این استقبال با توجه به فشار و خفقان حاکم بر ایران، بسیار حیرت‌انگیز بود. قبل از حرکت امام از پاریس، در مدرسه رفاه کمیته‌ای به نام کمیته استقبال از امام تاسیس شد. از این کمیته به ما تلفن شد که برای ورود امام به تهران مقدماتی تهیه کرده‌ایم. مثلا مفروش نمودن فرودگاه، آوردن هلی‌کوپتر برای انتقال امام از فرودگاه به بهشت‌زهرا. خلاصه تشریفات را به عرض امام رساندم، امام ناراحت شدند و جمله‌ای که فرمودند این بود که «مگر کوروش می‌خواهد به ایران برود که چنین مقدماتی را آماده کرده‌اند، طلبه‌ای از ایران خارج شده، همان طلبه وارد ایران می‌شود، من باید در میان ملتم باشم و هرگز با هلی‌کوپتر از فرودگاه به بهشت‌زهرا نخواهم رفت، باید در میان مردم حرکت کنم.»

آیت‌الله منتظری وقتی از نظر امام آگاه شدند، معتقد بودند که این کار خطرناک است و ممکن است در میان ازدحام و شلوغی صدمه‌ای به امام وارد شود. ایشان می‌گفتند: هنگام رفتن من به اصفهان، چند نفر در اثر فشار جمعیت مجروح شدند، عبور امام از میان ازدحام جمعیت خطرناک است؛ ولی امام به‌هیچ‌وجه نپذیرفتند و می‌گفتند من باید در میان ملتم باشم، اگر هم از بین می‌روم در میان مردم از بین بروم، باید بدون تشریفات از میان مردم عبور کنم، به این ترتیب تشریفات حذف شد.

هنگام فرود هواپیما در فرودگاه مهرآباد، یک مرتبه مطلبی به زبان فرانسه از بلندگوی هواپیما پخش شد و به دنبال آن هواپیما اوج گرفت، با این برنامه بسیاری از آن‌ها که در هواپیما بودند، دچار وحشت شدند و رنگشان را باختند. تنها کسی که هیچ‌گونه تغییری در قیافه‌اش حاصل نشد شخص امام بود، من از کسی که پهلوی من نشسته بود و زبان فرانسه می‌دانست پرسیدم: چه شده است؟ او گفت: اعلام کرده‌اند که ستاد استقبال آماده فرود آمدن هواپیما نیست؛ بنابراین می‌بایست یک ربع، بیست دقیقه هواپیما در فضا باشد تا آن‌ها آماده شوند.

پس از نشستن هواپیما در باند فرودگاه، استقبال پرشور مردم غیرمترقبه بود. بسیاری از افرادی که همراه ما بودند، مخصوصا حاج مهدی عراقی مکرر گفتند آماده کشته شدن، تیرباران شدن باشید. ممکن است در فرودگاه امام را بگیرند ببرند و ما را به رگبار ببندند؛ ولی وقتی در فرودگاه پیاده شدیم و با آن جو پر از احساسات و عواطف مردم مواجه شدیم مایه خوشحالی و امیدواری ما شد. امام در فرودگاه مهرآباد نطقی ایراد فرمودند.

ماشینی برای سوار شدن به کنار هواپیما آوردند، پس از خروج امام و احمد آقا از در، بلافاصله در را بستند و می‌خواستند مانع ورود ما که همراهان امام بودیم بشوند. حاج مهدی عراقی، من و چند نفر از برادران خود را در وسط در حائل قرار دادیم، به احتمال اینکه نکند امام را از ما بگیرند و ببرند، پافشاری کردیم و خود را از در عبور دادیم. آن‌ها حتی روی من اسلحه کشیدند که اگر تکان خوردی می‌سوزی.

حدود بیست افسر مسلح نیروی هوایی ماشینی را که قرار بود امام سوار شوند، محاصره کرده بودند. وقتی امام در را باز کردند که سوار ماشین شوند در حالی که انتظار هیچ عکس‌العملی از ایشان نمی‌رفت، برگشتند و رو کردند به افسرانی که مسلح ایستاده بودند فرمودند: «تا کی شما افسران نیروی هوایی خوابید؟ چرا بیدار نمی‌شوید؟ تا کی باید بختیار خائن بر شما حکومت کند!» این دو سه جمله امام به قدری در آن‌ها اثر گذاشت که بی‌اختیار دو سه متر از ماشین امام فاصله گرفتند. امام سوار ماشین بنز شدند ولی بعدا یک رنجرور آوردند. افرادی می‌خواستند همراه امام سوار شوند و از «در کنار امام نشستن» برای خود موقعیتی کسب کنند؛ ولی امام فرمودند، غیر از احمد کسی با من سوار نشود، امام و احمد آقا سوار ماشین شدند و به طرف بهشت‌ زهرا حرکت کردند. ازدحام جمعیت و شعارهایی که در طول راه داده می‌شد مطلبی است که بر همگان روشن است.

منبع:تاریخ ایرانی