IMG09285435

نوروز بهترین فرصت تبلیغ چهره به چهره است

 مدیر مدرسه علمیه آیت‌الله حکیم (ره) شیروان با اشاره به انجام دید و بازدیدها و صله‌رحم در ایام نوروز گفت: عید نوروز بهترین فرصت تبلیغ چهره به چهره برای طلاب و روحانیون است.

به گزارش مجله اترک حجت‌الاسلام امید سعادتی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در خراسان شمالی اظهار داشت: تعطیلات عید نوروز و دید و بازدیدهای نوروزی بهترین فرصت برای تبلیغ سبک زندگی اسلامی است.

وی افزود: روحانیون، مبلغین و رسانه‌هایی که در زمینهٔ تبلیغ دین و سبک زندگی اسلامی فعالیت می کنند،، فرصت را از دست ندهند و به بیان آموزه‌های دینی و اسلامی در این ایام بپردازند.

حجت‌الاسلام سعادتی با اشاره به اینکه یکی از برکات عید نوروز دیدار با اقوام و نزدیکان و ترویج صله‌رحم است و باید از فرصت‌ها بهره برد، گفت: هر انسانی اگر می‌خواهد به سعادت برسد باید از این فرصت‌ها بهره گیرد.

وی با بیان اینکه هدف در دید و بازدیدهای نوروزی باید جذب و تألیف قلوب باشد تا منظور صله‌رحم فراهم شود، اظهار داشت: صله‌رحم پاداش دنیوی و اخروی مهم و فراوانی دارد و امامان و پیامبران نیز به اهمیت اجرای آن تأکید فراوان دارند.

مدیر مدرسه علمیه آیت‌الله حکیم (ره) شیروان با اشاره به اینکه برای دید و بازدید را از بزرگان و افراد مریض شروع کنیم، چراکه با این روش می‌توانیم دل آن‌ها را شاد کنیم، خاطرنشان کرد: دید و بازدیدهای نوروزی و دور ریختن کینه از دل‌ها و توجه به محرومان که بخشی از فرهنگ نوروز است، بسیار شایسته است.

IMG10545604

سبک زندگی شهدا در مدارس خراسان شمالی بازخوانی می‌شود

مسئول اداره تبلیغ حوزه علمیه خراسان شمالی گفت: سلسله مباحث سبک زندگی شهدا در مدارس علمیه استان برگزار می‌شود.

به گزارش مجله اترک حجت‌الاسلام مهدی مهرپویان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در خراسان شمالی، با اعلام این خبر اظهار داشت: ترویج سبک زندگی شهدا در جامعه ضروری است.

وی با بیان اینکه تبیین سبک زندگی شهدا و تربیت نسل جدید بر اساس این سبک اهمیت ویژه‌ای دارد، افزود: اگرچه نصب تصاویر شهدا در خیابان و معابر عمومی امری پسندیده است و برای مردم پیام دارد؛ اما آنچه امروز به آن نیاز داریم معرفی بیش از پیش سبک زندگی شهدا در جامعه است.

حجت‌الاسلام مهرپویان ادامه داد: بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری سلسله مباحث سبک زندگی شهدا در مدارس علمیه استان راه‌اندازی شده و تاکنون هم ۲ برنامه محوری در راستای معرفی سبک زندگی شهدا در حوزه علمیه خراسان شمالی برگزار شده است.

وی با بیان اینکه سبک زندگی شهدای ما برگرفته از سبک زندگی اهل‌بیت(ع) است، گفت: باید برای ترویج سبک زندگی اسلامی در جامعه سیره و روش اهل‌بیت(ع) و شهدا را در جامعه پیاده کنیم.

مسئول اداره تبلیغ حوزه علمیه خراسان شمالی با اشاره به اینکه امروز کمی از سبک زندگی شهدا فاصله گرفتیم، اظهار داشت: باید سیره زندگی و روش‌های اخلاقی و رفتاری شهدا در جامعه ترویج یابد.

وی با تأکید بر اینکه باید همیشه یاد و خاطره شهدا را در دل خود روشن و زنده نگه‌داریم، خاطرنشان کرد: باید همواره به وصیت‌نامه‌های این شهدای بزرگوار عمل کرده و از آن‌ها پند بگیریم.

ازدواج

شرط جدید برای ثبت ازدواج

وزارت ورزش و جوانان در حال پیگیری طرحی است که در صورت به نتیجه رسیدن، یک بند دیگر به شرایط لازم برای ثبت عقد ازدواج اضافه می‌شود.
به گزارش مجله اترک به نقل از مهر؛ حدود ۲۵۰۰ مشاور و روانشناس این روزها مراحل پایانی دوره‌های تخصصی را در قالب «طرح ملی تربیت مدرسان آموزش‌های پیش از ازدواج» می‌گذرانند تا با پایان این دوره‌ها و از فروردین‌ماه این طرح به مرحله اجرا برسد.

در قالب این طرح ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج تحت پوشش فراگیر آموزش‌های پیش از ازدواج قرار می‌گیرند تا در یک دوره ۱۶ ساعته با مهارت‌ها و شاخص‌های انتخاب صحیح همسر و در ادامه آموزه‌های لازم برای زندگی آشنا شوند.

این همان طرحی است که حالا گروهی در قوه قضاییه، دولت و دیگر دستگاه‌های مسئول در حال پیگیری آن هستند تا اگر به جمع‌بندی برسند، گذراندن دوره‌های ۱۶ ساعته آموزش‌های پیش از ازدواج برای ثبت عقد در دفترخانه‌های ازدواج اجباری شود.

یک ماه پیش مسعود سلطانی فر وزیر ورزش و جوانان در مراسم اعطای مجوز به مراکز مشاوره ازدواج و خانواده، برخی مجوزهای لازم برای ثبت ازدواج را صوری دانست و گفت: ایجاد الزاماتی همچون مشاوره خانواده در کنار برخی مجوزهای دیگر برای ثبت ازدواج از ضروریات است و باید دریافت تاییدیه حضور در دوره های مشاوره پیش از ازدواج، به عنوان سندی مهم در ثبت ازدواج مد نظر قرار گیرد.

جزئیاتی از طرح آموزش‌های پیش از ازدواج

بر اساس آمار از سال ۷۳ تا ۹۳ طلاق در کشور با شیب بالا از ۲۹ هزار مورد به ۱۶۲ هزار مورد در سال رسیده است که ۱۴ درصد طلاق‌ها در سال اول زندگی و ۴۸ درصد در پنج سال نخست زندگی رخ می‌دهد.

همه آمارهای نگران کننده در زمینه طلاق، نبود موضوعی مهم در ازدواج را نشان می دهند. به اعتقاد بسیاری کارشناسان ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج اگر در زمان درست و با آموزش‌هایی استاندارد انجام شود، می تواند به میزان قابل توجهی جلوی طلاق‌ را بگیرد.

تاریخچه مصوبات قانونی مربوط به آموزش‌های پیش از ازدواج به ۲۵ سال پیش بر می‌گردد. در سال ۱۳۷۰ آموزش‌های پیش از ازدواج در کشور تصویب شد و در سال ۸۱ در دستور کار بهزیستی قرار گرفت، اما ادامه نیافت. سال ۸۲ در برنامه چهارم توسعه و شورای عالی جوانان برنامه ساماندهی ازدواج جوانان به تصویب رسید، اما این برنامه‌ها تا سال ۹۴ که سند سلامت جوانان تصویب شد، فراز و نشیب بسیاری را طی کرد.

در ادامه ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج در قالب طرح تسهیل ازدواج، به تصویب مجلس رسید اما با وجود گذشت ۱۰ سال از تصویب قانون تسهیل ازدواج در مجلس شورای اسلامی، این آموزش‌ها هنوز به طور شایسته اجرا نمی‌شود و مغفول مانده است.

طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج خردادماه گذشته طی مراسمی کلید خورد و اگرچه در آن زمان ماهیت آن چندان شناخته شده نبود اما پس از ۲ ماه و در مردادماه، این طرح در ستاد ملی ساماندهی امور جوانان مطرح شد.

طرحی با هدف کنترل و مدیریت نرخ طلاق و ازدواج

مدیر کل دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان که از طراحان و بانیان این طرح است در خصوص اهداف طرح آموزش‌های پیش از ازدواج جوانان به خبرنگار مهر، گفت: کنترل و مدیریت نرخ ازدواج، طلاق، جمعیت و آسیب‌های اجتماعی از مهمترین اهداف این طرح است و این طرح می‌تواند بزرگترین و جامع‌ترین طرح ملی تاریخ جمهوری اسلامی ایران باشد، مشروط به اینکه همه دستگاه‌ها حمایت کنند.

ناصر صبحی افزود: مقدمات اجرای طرح آغاز شده و اولویت اجرا با کارکنان در آستانه ازدواج در وزارتخانه‌ها و فرزندان جوان کارکنان دستگاه‌های دولتی و غیردولتی است.

مدیر کل دفتر ازدواج و تعالی خانواده تاکید کرد: هر دستگاهی که آمادگی اجرای این طرح را داشته باشد، می‌تواند به وزارت ورزش و جوانان اعلام کند تا یک ماه پس از تدوین قرارداد، ارائه آموزش‌ها آغاز شود.

نبود محتوای استاندارد از جمله مسائلی است که طی سال‌های اخیر موجب عدم هماهنگی در آموزش‌های پیش از ازدواج و گاه خنثی سازی و هدر رفت این آموزش‌ها شده است. حالا  وزارت ورزش و جوانان درصدد است با ارائه آموزش‌های هماهنگ به ۲۵۰۰ مشاور، زمینه تدوین محتوای استاندارد آموزش‌های پیش از ازدواج برای مشاوران سراسر کشور را فراهم کند. در مرجله بعد جوانان در آستانه ازدواج از طریق اطلاع‌رسانی عمومی و سازمانی در این طرح جذب شده و آموزش‌های فراگیر پیش از ازدواج را دریافت می کنند.

آموزش‌های پیش از ازدواج استانداردسازی می‌شود

در همین راستا معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در بازدید از مرکز آموزش مدرسان پیش از ازدواج که روزهای پایانی دوره خود را سپری می کند، به خبرنگار مهر گفت: در قالب این طرح، محتوای یکسان آموزشی برای ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج در یک دوره یک روزه ۸ ساعته در یک مرکز معتبر به مشاوران و متخصصان روانشناسی ارائه می شود، تا از این رهگذر بتوانیم با استفاده از این پتانسیل ۲۵۰۰ نفره در سراسر کشور یک آموزش یکسان را به جوانان ارائه دهیم زیرا تاکنون هیچ متن استاندارد آموزش پیش از ازدواج در کشور نداشته ایم و این دوره‌ها می تواند به تدوین استاندارد آموزشی کمک کند و مبنای دوره‌های پیش از ازدواج باشد.

وی ادامه داد: امیدواریم ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به ۷۵۰ هزار زوج از فروردین ۹۶ آغاز شود، اگرچه ارائه این آموزش‌ها بخش اول کار است و لازم است با گسترش مراکز مشاوره، پوشش‌های مشاوره ای در مراحل حین و پس از ازدواج ادامه یابد.

اگرچه حضور در دوره‌های آموزش پیش از ازدواج برای جوانان رایگان اعلام شده است اما نبود بیمه خدمات مشاوره از چالش‌های امر مشاوره است و هزینه‌های بالای این خدمات موجب دوری جوانان شده است. در همین راستا وزارت ورزش و جوانان در صدد است موضوع بیمه پایه خدمات مشاوره را از طریق مجلس پیگیری کند.

معاون ساماندهی امور جوانان در مورد اجباری شدن طرح دوره‌های پیش از ازدواج به عنوان شرایط ثبت عقد ازدواج هم توضیح داد و گفت: این مساله پیچیدگی‌ها بسیاری دارد و ساز و کار آن باید از طریق مصوبه مجلس باشد. در حال حاضر افرادی در قوه قضاییه، دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیگر نهادهای مسئول در حال کار روی این طرح هستند. از سوی وزارت ورزش و جوانان هم در حال کار روی این موضوع هستیم که اساسا اجباری شدن این طرح کمکی به تحکیم خانواده و کاهش طلاق می کند یا خیر؟

وی ادامه داد: اگر به جمع بندی برسیم، این موضوع در قالب یک لایحه برای تصویب به مجلس می رود. اگرچه در برخی استان‌ها طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج به صورت پایلوت اجرا شده و یافته ها نشان می دهد که ارائه این آموزشها به ثبات ازدواج کمک کرده است و تحقیقات دیگر نهادها هم گویای این مطلب است.

آمار طلاق در سال‌های اول تا سوم ازدواج بسیار بالا است

شکوه نوابی نژاد، مشاور خانواده و ازدواج و از آموزشگران مدرسان طرح آموزش‌های پیش از ازدواج است. او در مورد اهداف اجرای این طرح به خبرنگار مهر، گفت: هدف کلی این طرح این است که آمار طلاق در سال‌های اول تا سوم ازدواج که بسیار بالاست کاهش یابد. باید از طریق ارائه این آموزش‌ها جلوی انتخاب غلط در ازدواج را بگیریم زیرا انتخاب همسر مهمترین تصمیم زندگی فرد است.

وی ادامه داد: این محتوای آموزشی با تکیه بر فرهنگ ایرانی و اسلامی و بومی کشورمان تهیه شده است و شروع یک ازدواج خوب با انتخاب صحیح است زیرا در ایران علاوه بر ۲ نفر که با هم ازدواج می کنند، ۲ خانواده‌ هم به نوعی با هم وصلت می کنند. در این دوره‌ها قرار است شاخص‌های انتخاب آگاهانه به جوانان آموزش داده شود و جلوی شکل گیری ازدواج‌های بی بنیاد گرفته شود.

علیرضا نظامدوست از مشاورانی است که برای بازآموزی و هماهنگی آموزش‌های پیش از ازدواج به این طرح پیوسته است. او که از گیلان برای گذراندن دوره ۸ ساعته مربیگری به تهران آمده است، به خبرنگار مهر، گفت: با گذراندن این دوره مجوز اراده اموزش‌های ۱۶ ساعته به جوانان را دریافت می کنیم. از آنجا که تکنیک‌های مشاوره هر روز در حال تغییر است برگذاری چنین دوره‌های ضروری است.

وی در پاسخ به اینکه آیا اجباری شدن دریافت گواهینامه دوره‌های ۱۶ ساعته برای ثبت ازدواج اقدامی مثبت تلقی می شود؟ تاکید کرد: اجباری شدن خیلی خوب است. وقتی مواردی همچون سلامت جسمانی و آزمایشات پزشکی در ازدواج ضروری است، باید سلامت روان هم به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد.

این مشاور خانواده در مورد اینکه رویکرد دیگر کشورها در این موضوع چگونه است؟ ادامه داد: تا به حال نشنیده ام که گذراندن چنین دوره‌هایی اجباری باشد اما در کشورهای توسعه یافته ارائه آموزش‌های ازدواج از سنین نوجوانی و حتی کودکی در دستور کار نهداهای رسمی آموزش قرار دارد.

تاثیر آموزش‌های پیش از ازدواج بر کاهش طلاق روشن نیست

زهرا رسایی روانشناس تربیتی نیز که برای دریافت مجوز آموزش دوره‌های پیش از ازدواج حاضر شده است، در زمینه اجباری بودن این دوره‌ها به خبرنگار مهر، گفت: اجباری شدن این دوره‌ها برای جوانان چندان موثر نیست زیرا سن فراگیری آموزش‌های پیش از ازدواج باید در سنین نوجوانی باشد. جامعه هدف اجرای این طرح یعنی ۷۵۰ هزار زوج در آستانه ازدواج بیشتر کسانی هستند که انتخاب خود را کرده اند و در این زمان ارائه شاخص‌های انتخاب همسر بی معنی است زیرا افراد در موقعیت احساسی قرار دارند و در این وضعیت تاثیر اجرای طرح بر کاهش طلاق هم در هاله‌ای از ابهام است.

اجباری شدن دریافت گواهی حضور در دوره‌های پیش از ازدواج در کنار حامیان جدی، با مخالفت‌هایی هم روبرو است. همانطور که در گذشته زمزمه‌هایی همچون «دریافت گواهی سلامت روان» برای ازدواج موجب مخالفت‌های عمومی شده بود و حتی به مراحل مقدماتی اجرا هم نرسیده بود، اما طرح ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج حالا مصوبات ابتدایی را دریافت کرده و در آستانه اجراست. از این منظر نگاه کارشناسی دقیق به اجباری شدن حضور در این دوره‌ها برای ثبت ازدواج بسیار ضروری است.

فرهنگ‌سازی مقدم بر اجبار است

محمدرضا رستمی معاون وزیر ورزش و جونان که خود از حامیان اجرای این طرح است نیز در مورد اجباری شدن دریافت گواهی حضور در دوره ها به عنوان پیش شرط ثبت ازدواج معتقد است که مردم سوالات بسیاری در مورد مجوزهای مختلف سازمانی دارند. در حال حاضر شهروندان مجبورند برای هر امر کوچک و بزرگی مثل انتشار کتاب و ثبت شرکت و … مجوز دریافت کنند و همین مساله موجب ذهنیت منفی در میان جوانان شده است. باید با فرهنگ سازی کار را شروع کنیم. در واقع اگر جوانان خودشان برای حضور در این دوره‌های پیش از ازدواج احساس نیاز کنند، شاید نیازی به قانون و اجبار و ابزارهای رسمی نباشد و این وظیفه همه دستگاه‌های مسئول است.

حال باید منتظر ماند و دید نتیجه بررسی‌های مسئولان در قوه قضاییه و دولت و دیگر نهادها به کجا می رسد و آیا در کنار مجوزهای فعلی برای ثبت ازدواج، شرط جدیدی هم اضافه خواهد شد یا خیر؟

۳۰۵ef6cf-9dcf-4ce8-b024-94895d62f559

با ۱۰ عادت بد رانندگی که باید کنار گذاشته شوند آشنا شوید

همه‌ی ما با اهمیت کارهایی مانند تعویض روغن، تعویض گردشی تایرها و تعویض تسمه‌های خودرو آشنا هستیم، چنین اقداماتی باعث می‌شود که خودروی ما کارکرد بهتری داشته باشد و برای سالها بتوان به آن اعتماد کرد. شاید بعضی از شما دارای تقویمی برای انجام سرویس‌های خودرو داشته باشید اما نحوه‌ی رانندگی شما در استفاده‌ی روزانه از خودرو تاثیر بسیار چشمگیری بر روی طول عمر خودرو و قطعات آن دارد. حتی برخی از رانندگان با تجربه نیز ممکن است دارای عادت‌هایی باشند که سبب فرسودگی و کاهش طول عمر خودروی آن‌ها شود، برای مثال عدم توجه به اطراف در هنگام دور زدن می تواند سبب آسیب‌های جدی و پر خرجی به اتومبیل شوند که به سادگی می‌شد از آ‌ن‌ها پیشگیری کرد.

در ادامه ۱۰ عادت رانندگی منفی که در طول زمان می‌توانند باعث آسیب جدی به اتومبیل شما شوند معرفی می‌شوند.

۱. قرار دادن دست روی اهرم تعویض دنده

تا زمانی که نمی‌خواهید اقدامی برای تعویض دنده انجام دهید هیچ نیازی نیست تا دست خود را روی اهرم دنده بگذارید قرار دادن دست روی اهرم تعویض دنده با عث اعمال فشار اضافی بر روی بوش‌ها و مکانیزم سنکرونیز جعبه دنده می‌شود و به مرور زمان آن‌ها را فرسوده خواهد کرد. بهترین کار این است که همواره هر دو دست خود را روی فرمان قرار دهیم و تنها در هنگام تعویض دنده‌ها از اهرم تعویض دنده استفاده کنیم.

۲. عدم استفاده از ترمز پارک

غفلت در خصوص استفاده از ترمز پارک باعث می شود که تمام وزن خودروی شما بر روی مکانیزم پارک جعبه دنده اعمال شود. این قطعه یک زبانه‌ی کوچک فلزی در داخل جعبه دنده‌های خودکار است. چنین کاری به مرور می‌تواند سبب آسیب دیدن و حتی شکستن این قطعه شود و در این صورت حالت P در جعبه دنده‌ی خودرو شما کاملا از کار خواهد افتاد. سعی کنید همواره از ترمز پارک استفاده کنید چون هیچ دلیل موجهی برای عدم استفاده از آن وجود ندارد.

۳. حمل وزن اضافه با اتومبیل

حتی اگر شما راننده یک خودروی لوتوس نباشید، مساله‌ی ساده‌سازی و سبک سازی خودرو در خصوص هر نوع اتومبیلی صادق است. اما منظور ما از سبک سازی این نیست که صندلی‌های عقبی و یا عایق‌های صوتی را از جای خود خارج کنید بلکه شما باید از حمل وسایل اضافی که به آن‌ها نیازی ندارید پرهیز کنید. هر کیلوگرم وزن اضافه در اتومبیل مصرف سوخت و پایداری خودرو را تحت تاثیر قرار خواهد داد و همچنین تاثیر منفی بر روی سیستم تعلیق، ترمز و انتقال نیرو خواهد داشت، پس با بررسی داخل خودرو و صندوق عقب، مطمئن شوید که وسایل غیرضروری در خودرو وجود ندارد.

۴. راندن خودرو با مقدار سوخت کم

برخی اوقات هزینه‌ی پرکردن کامل باک خودرو با بودجه‌ی شما همخوانی ندارد و به همین خاطر ممکن است تنها ۵ یا ۱۰ لیتر بنزین بزنید. بسیاری از رانندگان نمی‌دانند که چنین کاری می‌تواند باعث آسیب جدی به اتومبیل شود. پمپ‌های بنزین جدیدی که در خودروها به کار می‌روند توسط بنزین موجود در باک خنک می‌شوند بنابراین زمانی که بنزین موجود در باک کم است پمپ نمی‌تواند به درستی حرارت خود را دفع کند و همین مورد باعث آسیب دیدن آن می‌شود. سعی کنید همواره باک بنزین خود را پر نگه داریدو یا حداقل نگذارید میزان آن از یک چهارم پایین‌تر برود.

۵. حرکت و توقف سریع

این یکی واقعا پر خطر است. شاید فشار دادن ناگهانی پدال گاز لذت بخش باشد اما این کار مصرف سوخت خودرو را به طرز چشمگیری افزایش می دهد. توقف‌های ناگهانی نیز اگرچه گاهی اوقات اجتناب‌ناپذیر هستند اما باعث فرسایش سریعتر لنت و دیسک ترمز می شوند. بهترین استراتژی این است که همواره حواسمان به جلو باشد و برای شرایط پیش رو آماده باشیم و پدال ها را نیز به آرامی و نرمی فشار دهیم.

۶. بالا بردن دور موتور در هنگام سرد بودن پیشرانه

بهتر است که در زمان سرد بودن پیشرانه، یک یا دو دقیقه اجازه دهیم تا خودرو در حالت درجا کار کند، این کار سبب گرم شدن پیشرانه و بهبود روغن کاری آن می‌شود. به هر صورت بهتر است دور موتور را در هنگام سرد بودن پیشرانه بالا نبرید. درست است که در دور موتورهای بالا صدای زیبایی تولید می‌شود اما این کار باعث تغییرات ناگهانی دما در داخل پیشرانه می‌شود که می‌تواند به قطعات داخلی پیشرانه آسیب بزند. این کار ضمنا باعث وارد فرسایش بی مورد قطعاتی می‌شود که هنوز  به طور کامل روغنکاری نشده اند. پیشرانه‌ی خودرو پس از گرم شدن، به نرمی و با صدای بهتری دورگیری خواهد کرد.

۷. پایین نگه داشتن پدال کلاچ

فرض کنید با خودرویی که دارای جعبه دنده‌ی دستی است در پشت چراغ قرمز قرار دارید، شما پدال کلاچ را در زیر پایتان پایین نگه داشته‌اید تا در هنگام سبز شدن چراغ فورا حرکت کنید. در تمام مدتی که پدال کلاچ را پایین نگه داشته اید قطعاتی مانند صفحه کلاچ، بلبرینگ کلاچ و اهرم کلاچ در حال آسیب دیدن هستند. پایین نگه داشتن کلاچ باعث می‌شود که صفحات آن خورده شده و دچار فرسایش شوند، چنین موردی می‌تواند باعث بروز ناگهانی ایراد در اتومبیل شود. بهترین کار این است که در هنگام توقف کلاچ را گرفته و دنده را در حالت خلاص قرار دهید و در هنگام سبز شدن چراغ نیز، با گرفتن دوباره‌ی پدال کلاچ دنده را جا زده و حرکت کنید.

۸. حرکت از دنده‌ی عقب به جلو در حالی که خودرو هنوز توقف کاملا نکرده است

زمانی که می‌خواهید در یک فضای کوچک پارک کنید به طور معمول شاید بارها دنده را از حالت عقب به جلو ببرید در حالی که خودرو هنوز در حال حرکت به سمت عقب است. چنین کاری را باید به خاطر هزینه‌های زیادی که در بر خواهد داشت کنار گذاشت. این کار باعث وارد آمدن فشار زیادی روی سیستم انتقال نیرو می‌شود چراکه قطعات را مجبور می‌کند تا در خلاف جهت حرکتشان حرکت کنند. پیشگیری از چنین آسیبی ساده است، تنها کافی است تا چند لحظه وقت بیشتری را صرف کرده و در هنگام تعویض دنده‌ها از توقف کاملا خودرو مطمئن شوید.

۹. درگیر نگه داشتن ترمز در سرپایینی‌ها

پایین آمدن از شیب (برای مثال از یک تپه) می‌تواند تا حدودی دلهره آور باشد. در چنین هنگامی شما پای خود را روی پدال ترمز نگه می‌دارید تا در صورتی که نیاز به توقف شد بتوانید به سرعت خودرو را متوقف کنید. اما این کار باعث افزایش حرارت و همچنین فشار آمدن به سیستم ترمز می‌شود و قطعاتی مانند لنت و دیسک ترمز ساییده خواهند شد. به جای این کار، در سراشیبی‌ها شما باید دنده‌ی خودرو را در دنده‌ی سنگین قرار دهید. این کار باعث می شود تا خودرو در وضعیت ترمز موتوری (Engine Braking) قرار گیرد و تنها با استفاده از فشار موجود در سیستم انتقال نیرو از افزایش سرعت خودرو جلوگیری شود. با امتحان کردن این کار متوجه خواهید شد که خاصیت ترمز موتوری می‌تواند درست به اندازه‌ی ترمز گرفتن در سراشیبی‌ها موثر باشد.

۱۰. عدم توجه به علائم هشدار

نادیده گرفتن صداهای اضافی مانند صدای جیر جیر و یا تق تق در خودرو کار آسانی است. اما باید توجه داشت که این صداها علائمی هستند که حاکی از وجود مشکل در خودرو هستند. در هنگام شنیدن شدن چنین صداهایی از خودرو بهتر است وقت را تلف نکنید چون شرایط می تواند بدتر هم شود. زمانی که خودروی شما صدای اضافه دارد بهتر است فورا آن را مورد بررسی قرار دهید چون این صداها علائمی هشداردهنده هستند.

کنار گذاشتن عادات نادرست رانندگی می‌تواند سخت باشد. به هر صورت صرف نظر از اینکه چه قدر زمان را پشت فرمان خودروی خود صرف می‌کنید باید به مساله‌ی مراقبت از خودرو توجه داشته باشید تا متحمل زیان‌ها و هزینه‌های غیر ضروری نشوید. اگر هر کدام از رفتارهای رانندگی که ذکر آن‌ها رفت را در خود مشاهده می‌کنید برای تشویق شدن به ترک آن‌ها بهتر است به هزینه ای که ممکن است روی دستتان بگذارند فکر کنید.

منبع:زومیت

۲۹۰۱۳

افزایش همسرآزاری در خراسان‌شمالی

مدیرکل بهزیستی خراسان‌شمالی از افزایش همسرآزاری در استان خبر داد.

به گزارش مجله اترک ؛ اسماعیل قربانی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، منطقه خراسان‌شمالی، اظهار کرد: همسر آزاری و کودک آزاری در بخش خشونت‌های خانوادگی طبقه‌بندی می‌شوند که این مهم براساس آمار‌های موجود طی سال جاری در استان ۵۰ درصد افزایش یافته است.

وی ادامه داد:  طی سال گذشته ۱۶۶ مورد همسرآزاری و کودک آزاری در استان گزارش شده که امسال به ۳۶۸ مورد رسیده است.

قربانی با بیان اینکه مردان در استان بیشتر همسر خود را آزار و اذیت می‌کنند، افزود: اعتیاد، بیکاری، مشکلات اقتصادی و عدم تفاهم از مهمترین علل همسرآزاری در این منطقه محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه همسرآزاری از نوع جسمی در استان بیشتر است، خاطرنشان کرد: این سازمان در بخش همسرآزاری با دستور قضایی از فرد آزار دیده در مراکز خود مراقبت کرده و خدماتی از قبیل مشاوره، بازدید از منزل، کمک مالی به افراد ارائه می‌دهد.

قربانی با بیان اینکه همسرآزاری در ایجاد  و تثبیت پایه‌های خانواده اثرات جبران ناپذیری دارد، یادآورشد: در خانواده‌هایی که همسرآزاری رخ می‌دهد فرزندان نیز به همان میزان دچار دغدغه و آسیب و بروز رفتارهای پرخاشگرانه خواهند شد.

وی عنوان کرد: افسردگی، بی اعتمادی نسبت به دیگران، احساس ترس، دلهره، خشونت، خصومت و اضطراب و عدم برقراری ارتباط با اقوام و دوستان از مهمترین پیامدهای همسرآزاری است.

قربانی خاطرنشان کرد: ارائه مهارت‌های زندگی، ارتقاء فرهنگ جامعه و توجه به فرهنگ دینی در امر ازدواج و پاسخ به نیازهای عاطفی افراد سبب می‌شود تا همسرآزاری در جامعه به حداقل برسد.

۱۱۵۲۹۳۰_۷۹۶

چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟

برای امام خمینی که سال‌ها عمرشان را صرف مبارزات ملی کرده‌اند، چه احساسی می‌تواند گویاتر از این باشد که جان در کف و با قبول تمام مخاطرات تصمیم گرفتند که به ایران برگردند تا در کنار مردم مسلمان ایران باشند.
هواپیمای حامل امام خمینی و همراهانش در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد آسمان ایران شده بود که از ایشان پرسیده شد: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ». تاکنون تعبیرها و تفسیرهای زیادی درباره این پاسخ امام منتشر شده و یکی از اولین توضیحات در این باره را حجت‌الاسلام محمد مفتح داد که روز ۱۸ بهمن ۱۳۵۷ به روزنامه اطلاعات گفت: «برای امام خمینی که سال‌ها عمرشان را صرف مبارزات ملی کرده‌اند، چه احساسی می‌تواند گویاتر از این باشد که جان در کف و با قبول تمام مخاطرات تصمیم گرفتند که به ایران برگردند تا در کنار مردم مسلمان ایران باشند. کسی که بر مسلمین و جامعه بشری رهبری دارد همیشه باید جهان عمومی و منافع مردم را در نظر بگیرد و از جهان خصوصی و عواطف شخصی چشم بپوشد.»

دو سال پس از پیروزی انقلاب، حجت‌الاسلام‌والمسلمین اسماعیل فردوسی‌پور، از همراهان امام خمینی با شرح سفر ایشان به پاریس و بازگشت به ایران، ماجرای این پاسخ امام در هواپیما را نیز توضیح داد. «تاریخ ایرانی» روایت فردوسی‌پور را که در ۱۲ بهمن ۱۳۵۹ در ویژه‌نامه روزنامه اطلاعات منتشر شده، بازنشر می‌کند:

پس از فشارهایی که دولت عراق بر امام وارد ساخت و مانع ادامه فعالیت‌های سیاسی ایشان گشت و حضور امام در عراق منوط به عدم فعالیت‌های سیاسی ایشان و همراهانشان شد، امام ترجیح دادند از عراق خارج شوند تا به فعالیت‌های سیاسی‌شان ادامه دهند. وقتی امام از مرز عراق – کویت رد می‌شدند، هنگام وداع با دوستان و یاران سخنرانی کوتاهی ایراد فرمودند: «من بین سکوت و ماندن در عراق یا ادامه فعالیت‌های سیاسی‌ام مخیر شدم و من شق دوم را انتخاب کرده‌ام و از عراق خارج می‌شوم و تصمیم گرفته‌ام ندای مظلومیت ملتم را به تمام دنیا برسانم و صلاح ندانستم که بیش از این در نجف بمانم و به تدریس ادامه دهم.»

قبلا در زمینه اینکه به کدام کشور باید رفت، با امام صحبت شده بود آیا کشورهای اروپایی بهتر است یا کشورهای دیگر، ابتدا اصرار امام بر مسافرت به یکی از کشورهای اسلامی بود. در همین رابطه به یکی از برادران که پیام امام را برای یاسر عرفات به لبنان برد، سفارش شد در مورد زمینه هجرت امام به سوریه بررسی کند تا معلوم شود زمینه آنجا چطور است، چون نظر امام هجرت به سوریه بود، ولی نظرشان این بود که مقدمتا سفری به کویت بنمایند و برنامه هجرت به سوریه از طریق کویت صورت بگیرد تا در سوریه به ادامه فعالیت‌های سیاسی‌شان بپردازند؛ لذا مقدمات سفر امام به کویت را فراهم کردیم. از طریق قانونی اقدامات لازم صورت گرفت.
به وسیله آقای مهری که در کویت بودند برای امام دعوتنامه اخذ شد، بنابراین اداره گذرنامه کویت به عنوان یک مسافر رسمی به امام اجازه ورود به کویت داد، مهر ورود به کویت هم در مرز بر گذرنامه امام و احمد آقا خورد که الان موجود است، تمبر هم در آنجا باطل کردند. منتهی بعدا که مقامات کویتی امام را شناختند و فهمیدند همان شخصیتی است که رهبری انقلاب ایران را بر عهده دارد، یک نفر از کویت آمد و پس از عذرخواهی گفت ما شما را نمی‌توانیم بپذیریم. امام در آغاز اصرار کردند که خیر من برنمی‌گردم، شما به ما اجازه بدهید که از اینجا به فرودگاه کویت برویم و از آنجا به سوریه پرواز کنیم. ماموران کویتی پس از تماس گرفتن با مقامات بالاتر اظهار داشتند که این هم امکان‌پذیر نیست و شما باید برگردید.
چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
هنگام بازگشت، تا آخرین لحظه‌ای که آن شب در خدمت امام بودیم، اصرار مبنی بر رفتن به یک کشور غیراسلامی، کشوری که آزادی بیشتری برای فعالیت امام وجود داشته باشد مثل فرانسه، سوئد و نظایر آن به جایی نرسید و ایشان می‌فرمودند: «من نمی‌توانم در آنجا زندگی کنم، من باید به یک کشور اسلامی بروم.» ما با کمال ناامیدی از اینکه امام جای دیگری را برگزینند، از ایشان جدا شدیم و به استراحت پرداختیم.

صبح که امام بلند شدند، احمد آقا آمد و گفت: «بشارت که امام پاریس را انتخاب کردند و تصمیم گرفته‌اند به فرانسه بروند.» حالا چه علتی داشت که امام تغییر رای دادند بر ما پوشیده ماند، لابد امام به واسطه توجهات خاص خود رایشان عوض شد و فرانسه را انتخاب کردند؛ لذا شب وقتی مدیر امن بصره (رئیس سازمان امنیت بصره) آمده بود تا بفهمد امام قصد دارند به چه کشوری مسافرت کنند، امام ابتدا گفتند، معلوم نیست ولی به کشورهای اسلامی خواهم رفت، صبح که ما بلند شدیم و فهمیدیم امام تصمیم گرفته‌اند به پاریس بروند بسیار خوشحال شدیم. آن‌ها هم وسایل بازگشت به بغداد را فراهم ساختند. ابتدا می‌خواستند امام را با ماشین به بغداد بفرستند که ما راضی نشدیم و بالاخره یک طیاره ارتشی در اختیار ما گذاشتند که هفت ساواکی هم همراه امام به بغداد فرستادند، امام در بغداد هم شدیدا تحت کنترل بودند. مسافرخانه‌ای را هم خود امام در نظر گرفته بودند و شب در آنجا ماندند، آن شب امام به کاظمین مشرف شدند و صبح عازم پاریس شدند.

احمد آقا، دکتر یزدی، من و یکی از برادران به نام مرحوم املایی که در یک سانحه اتومبیل در همان اوایل انقلاب کشته شدند، همراه امام بودیم. در بین راه، در هواپیما مسائل ایران و جهان، مسائل شرعی و مذهبی، مسائل علمی و غیره مطرح می‌شد و امام مرتب جواب سوالات را می‌دادند. امام تقیدی داشتند که اعمال و عبادات و مستحبات که انجام می‌دادند، در هواپیما هم ترک نشود. این پرواز حدود ۶ ساعت از بغداد تا ژنو طول کشید، یک ساعت در ژنو توقف داشتیم، دوباره به طرف پاریس پرواز کردیم، پس از یک ساعت به پاریس رسیدیم.

حرکت امام از عراق بدون اطلاع بود و امام اصرار داشتند حوزه علمیه نجف از این امر آگاهی پیدا نکند، حتی جز ۲۲-۲۰ نفر از اطرافیان امام که در جریان فعالیت‌های سیاسی ایشان بودند، کسی از نزدیکان هم از این مسئله خبر نداشتند. از ژنو با آقای بنی‌صدر در پاریس تماس گرفته شد که امام به پاریس می‌آیند و شما به فکر منزل باشید. در پاریس منزلی تهیه شده بود که متعلق به یکی از دوستان آقای بنی‌صدر بود، امام آنجا وارد شدند. شاید یک ساعت، یک ساعت و نیم به غروب مانده بود که امام وارد آن منزل شدند. مدتی نگذشت که دیدیم آپارتمانی که امام وارد آنجا شده بودند، از دانشجویان ایرانی پر شد و خبر دادند که از پایین پله‌ها تا بالا (با اینکه آپارتمان محل اقامت امام در طبقه چهارم قرار داشت) خبرنگاران ایستاده‌اند و منتظرند. امام برای مصاحبه اجازه ندادند و فرمودند من فعلا مصاحبه نمی‌کنم.

دو، سه ساعت از شب گذشته بود که دو نفر از کاخ الیزه (مقر ریاست‌جمهوری فرانسه) آمدند و تقاضای ملاقات نمودند. در این ملاقات آقای بنی‌صدر، آقای دکتر یزدی و آقای قطب‌زاده هم بودند. برخلاف آنچه ما تصور می‌کردیم که فرانسه یک کشور آزادی است که هر کسی در آنجا قادر به انجام فعالیت‌های سیاسی است، به محض ورود امام به آن منزل کوچک، دو نفر از طرف ریاست‌جمهوری فرانسه آمدند و اعلام کردند که ما در اینجا به شما اجازه فعالیت سیاسی نمی‌دهیم و اگر بخواهید در پاریس بمانید، به‌هیچ‌وجه حق فعالیت ندارید. این مطلب برای ما غیرمترقبه بود و ما از دولت فرانسه که خود را مهد تمدن و آزادی می‌داند انتظار چنین برخوردی را نداشتیم. امام از عراق به واسطه محدودیت‌های ایجاد شده، خارج شدند چون عراق یک کشور کوچک دست‌نشانده بود، ولی در فرانسه انتظار نداشتیم بلافاصله بیایند و فعالیت‌های امام را محدود و کنترل نمایند. امام استقامت کردند و فرمودند: من آمده‌ام برای اینکه ندای مظلومیت ملتم را به گوش دنیا برسانم و اگر بنا باشد از فعالیت من جلوگیری شود ما از اینجا خارج می‌شویم.

این نکته را لازم است بگویم که در بین راه که آمدیم، در هواپیما، این بحث مطرح شده بود که اگر دولت فرانسه هم از فعالیت‌های امام جلوگیری کند، چه باید کرد؟ آیا باید به جای دیگری رفت؟ امام چه تصمیمی خواهند گرفت؟ فکر کردیم که با خود امام صحبت کنیم. بعضی از برادران صلاح نمی‌دانستند این مطلب را با امام در میان بگذاریم، مبادا ناراحت شوند چنین امکانی وجود دارد؟ یعنی آیا زمینه مخالفت کردن دولت فرانسه هم وجود دارد؟ ولی ما با ایشان مسئله را مطرح کردیم، برخلاف انتظار ما، امام بلافاصله فرمودند: «مگر شما از مسافرت خسته شدید؟ من که خسته نشدم، اگر نگذاشتند در پاریس فرود بیاییم ما به جای دیگری خواهیم رفت. کشور دیگری را در نظر بگیرید که بتوانیم در آنجا به فعالیت‌هایمان ادامه بدهیم.» همین خبر بود که در فرانسه به این شکل منعکس شد: «چریک پیر به زمین نمی‌چسبد» و تفسیری که بر این مطلب نوشتند، این بود که یک چریک ۸۰ ساله حاضر است که فرودگاه به فرودگاه بگردد و ندای مظلومیت امتش را به گوش دنیا برساند و اگر در فرودگاه‌ها نگذاشتند که پیاده شود، آب‌های آزاد را با اجاره کردن یک کشتی انتخاب خواهد کرد تا مطالبش را به گوش جهانیان برساند.

در همان شب ورود همان‌طور که گفتم دو نفر از کاخ الیزه نزد امام آمدند که شما حق فعالیت سیاسی ندارید، ولی بعد از بحث و گفت‌و‌گوی زیاد، امام به آنان فرمودند که: «فعالیت من در رابطه با ایران است و سخنرانی‌ها و اعلامیه‌ها به زبان فارسی است، ربطی به کشور شما ندارد و شما نباید از آن جلوگیری کنید، چراکه انعکاسی در اینجا نخواهد داشت.» آن‌ها هم پذیرفتند، ولی گفتند شما حق مصاحبه کردن با خبرنگاران و خبرگزاری‌های خارجی را ندارید.

فردای آن روز امام، آن اعلامیه مفصل را در ارتباط با افتتاح مدارس در اول مهر صادر کردند، ما به وسیله تلفنی که در خانه داشتیم، همان‌طور که وسیله ارتباطی ما در نجف هم با ایران تلفن بود اعلامیه امام را برای برادرانی که در تهران، قم و خراسان بودند، خواندیم. بعد اطلاعیه‌ای هم از طرف اطرافیان امام در رابطه با مسافرت ایشان صادر شد. در آنجا کیفیت تصمیم‌گیری حرکت و مسافرت امام تشریح شده بود. بعد از آن امام اعلامیه کوتاه دیگری در رابطه با مسائل روز صادر نمودند که آن هم به ایران فرستاده شد.

روز بعد از ورود به پاریس، خواهران و برادران دانشجو که در پاریس و شهرهای دیگر فرانسه سکونت داشتند، به دیدن و زیارت امام آمدند و امام در همان قبل از ظهر دو، سه بار برای آنان سخنرانی کرد، بعد نماز جماعت برپا شد و جمعیت متفرق شده و رفتند. بعدا چون خانه کوچک و رفت‌و‌آمد زیاد بود، آژانس مربوطه هم اعتراض کرده بود که خانه به دو نفر اجاره داده شده، چرا این‌قدر جمعیت رفت‌و‌آمد می‌کند. امام که موضوع را متوجه شدند پیشنهاد کردند که محل بزرگتری تهیه شود. این بود که برادران دور هم نشستند، به خیال اینکه تشکیلاتی به وجود بیاورند و کمیته تصمیم‌گیری ایجاد نمایند.

مسئول تهیه غذا و خانه، مسئول تکثیر اعلامیه‌ها، مسئول تلفن و ارتباطات و کارهای دیگر را انتخاب کنند. پس از تشکیل این کمیته، امام فرمودند من یک طلبه هستم و یک طلبه هم می‌تواند کارهای مرا انجام دهد، احتیاجی به این تشکیلات نیست، من دفتر مخصوص هم نمی‌خواهم و یکی دو طلبه‌ای که با من آمده‌اند با یک تلفن به خوبی از پس کارها برخواهیم آمد و نیازی به سخنگو، دفتر مخصوص و کمیته ندارم. این موضوع تشکیل کمیته تصمیم‌گیری، بسیاری از برادران و خواهران دانشجو را ناراحت کرده بود، چراکه برای افراد تشکیل‌دهنده کمیته صلاحیت قائل نبودند و این امر را به صلاح امام نمی‌دیدند. به هر حال با نظر امام این برنامه به هم خورد و قرار شد مترجم خاصی هم از طرف امام معرفی نشود و هر کسی هم برای در میان گذاشتن مطالبش بتواند مستقیما با امام تماس گرفته، مطالبش را در میان بگذارد.

روز دوم، در نوفل‌لوشاتو، خانه‌ای در نظر گرفته شد که متعلق به یکی از برادران ایرانی بود. در آغاز نمی‌دانستیم صاحب‌ خانه کیست و بعدها فهمیدم خانه به اسم همسر فرانسوی یکی از برادران ما بوده است. امام به نوفل‌لوشاتو منتقل شدند چون راه دور بود، آنجا تلفن هم نبود. ما همان مرکز اول را برای داشتن تلفن حفظ کردیم و یکی از ما همیشه مسئولیت تلفن را بر عهده داشت و اعلامیه‌های امام را به وسیله تلفن برای ایران و نقاط دیگر می‌خواند.

بعد از انتقال امام به نوفل‌لوشاتو، خانه قبلی به واسطه در دسترس بودن مراجعان تبدیل به مرکز مراجعه شد و از آنجا به وسیله فولکس واگنی که اجاره‌ای بود و پس از دو هفته یک ماشین دست‌دوم آلمانی خریداری شده بود، مراجعان به نوفل‌لوشاتو منتقل می‌شدند.

برنامه امام این بود که ظهر و شب نماز جماعت می‌خواندند، هر کسی می‌توانست در باغ آنجا با امام تماس بگیرد و معمولا امام نیم ساعت، سه ربع ساعت زودتر از نماز بیرون می‌آمدند و برای حاضرین سخنرانی می‌کردند بعد از نماز مغرب و عشا هم امام می‌نشستند و برای حضار صحبت می‌کردند و اگر کسی سوالی داشت جواب می‌دادند. این برنامه منظمی بود که هر روز تکرار می‌شد. روزهای تعطیل و خاصی ما داشتیم، مثل تاسوعا، عاشورا و اربعین یا روزهای یکشنبه که در آنجا تعطیلات رسمی بود و دانشجویان از اطراف حتی از کشورهای دیگر می‌آمدند. در این روزها آنجا معمولا شلوغ شد و امام برنامه فوق‌العاده داشتند و برای مراجعین سخنرانی می‌کردند، سخنرانی‌های امام ضبط و پیاده می‌شد و بعد تکثیر و ترجمه می‌شد، به خبرگزاری‌ها هم می‌دادیم. به مناسبت‌هایی هم که امام اعلامیه صادر می‌کردند، باز هم آن‌ها را به زبان‌های مختلف ترجمه کرده، به خبرگزاری‌ها می‌دادیم.

نکته‌ای که لازم به تذکر است این است که دولت فرانسه ابتدا از مصاحبه امام با خبرگزاری‌ها جلوگیری کرد؛ ولی در اثر فعالیت‌های پیگیر برادران، این محدودیت برداشته شد و امام اجازه مصاحبه کردن هم یافتند. خبرگزاری‌های مختلف فرانسه، آلمان، ژاپن، انگلیس و آمریکا هر یک مصاحبه‌هایی ترتیب می‌دادند. یکی از مهم‌ترین و جالب‌ترین این مصاحبه‌ها گفت‌و‌گوی امام با سی‌بی‌اس آمریکا بود که آن‌ها قول داده بودند آن را در ۴۴ ایالت آمریکا به طور زنده پخش کنند ولی متوجه شدیم با فاصله دو ساعت اختلاف وقت فرانسه با آمریکا آن مصاحبه را پخش کرده‌اند.

همان شب که مصاحبه پخش شد، تلفن‌های زیادی از برادران ایرانی مقیم آمریکا داشتیم که تشکر می‌کردند، مخصوصا یک تلفنی را من جواب دادم که گفت: «ما تا به حال در آمریکا جرات اینکه بگوییم مسلمان و ایرانی هستیم نداشتیم، همیشه مسلمان‌ها در انزوا و حقارت بوده‌اند، ولی پس از این مصاحبه امام غرور و افتخاری در خود احساس می‌کنیم که مسلمان و ایرانی هستیم، امام ما را از انزوا نجات داده است.» تلفن‌های زیادی در این رابطه شد، مصاحبه‌های زیادی با شخصیت‌های علمی، سیاسی و مذهبی بسیاری که به دیدن امام می‌آمدند صورت گرفت که متن آن مصاحبه‌ها هم تکثیر شد. به این ترتیب مصاحبه نمودن امام هم آزاد شده بود و تقریبا هر روز مصاحبه داشتند که غیر از برنامه مرتب روزانه امام صورت می‌گرفت.
چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
اصل موضوع، مراجعت امام از پاریس به ایران بود. پس از فرار شاه از ایران، امام تصمیم گرفتند که به ایران برگردند. البته دید امام و بصیرت امام، دیدی است که مختص به خود ایشان است و در کس دیگری این سیاست و بصیرت و سعه دید را سراغ نداریم. در پی این تصمیم تلفن‌ها، تلگراف‌ها و نامه‌ها ارسال شد و همچنین مسافرت‌هایی صورت گرفت تا امام از مسافرت منصرف شوند، حتی دوستان نزدیک امام هم که در آنجا همکاری نزدیک با امام داشتند، معتقد بودند تا حمایت نصف ارتش را جلب نکرده‌ایم مراجعت امام به‌هیچ‌وجه به صلاح نیست و خطرناک است. شاید افراد سیاسی از آمریکا و جاهای دیگر هم، توصیه کرده بودند که امام مراجعت نکنند؛ اما همان‌طوری که خود امام در سخنرانی‌ها مکرر فرمودند «وقتی من تصمیم گرفتم به ایران بیایم و دیدم که همه دنیا می‌گویند رفتن شما به ایران صلاح نیست، فهمیدم که این موضوع صلاح است و باید هرچه زودتر به ایران برگردم.» هنگامی که امام تصمیم گرفتند به ایران برگردند، فرودگاه‌های ایران به دستور بختیار خائن بر روی امام بسته شد و گفتند به‌هیچ‌وجه به هواپیمای امام اجازه ورود به ایران داده نخواهد شد.

در اینجا لازم است که نکته‌ای را برای روشن شدن اذهان برادران و خواهران مطرح نمایم؛ بعد از فرار شاه از ایران و آغاز حکومت بختیار خائن، ایادی شروع به فعالیت نمودند تا ترتیب ملاقاتی میان امام و بختیار را فراهم سازند، البته ملاقاتی بین امام و سید جلال تهرانی صورت گرفت. کیفیت آن ملاقات به این ترتیب بود که او در پاریس قصد رفتن به خدمت امام را داشت. امام فرمودند اگر از پست ریاست شورای سلطنت استعفا کند و علت استعفا را هم به اطلاع عموم برساند، او را می‌پذیرم. او نامه‌ای به عنوان استعفا خدمت امام نوشته بود؛ ولی امام نپذیرفتند و گفتند ایشان باید علت استعفایش را اعلام نماید که من چون شاه را خائن و غاصب سلطنت می‌دانم از این پست استعفا کرده‌ام. وقتی سید جلال تهرانی نامه‌اش را به این ترتیب تصحیح کرد، امام او را به حضور پذیرفت. بعد از این ملاقات بود که عده‌ای کوشیدند ترتیب ملاقات بختیار را با امام بدهند.

یک روز در پاریس در اتومبیل بودیم که یکی از برادران که زبان فرانسه می‌دانست، رادیو را باز کرد. مطلبی که خبرگزاری‌های خارجی اعلام کرده بودند، برای من ترجمه کرد که «امام ملاقات با بختیار را پذیرفته است.» بلافاصله ما به نوفل‌لوشاتو بازگشتیم، از برادران پرسیدیم چه شده است. گفتند بله امام این ملاقات را پذیرفته است. آقای دکتر یزدی و آقای قطب‌زاده گفتند: «ما هم مصاحبه انجام داده‌ایم و اعلام کرده‌ایم که بختیار می‌آید و امام هم او را می‌پذیرد.»

از ایران آیت‌الله منتظری و برادران دیگری که در مدرسه رفاه بودند، به ما زنگ زدند که این قضیه چیست و ما راضی نیستیم که امام چنین کاری بکنند و اگر امام، بختیار را بپذیرند به معنای خط قرمز روی انقلاب کشیدن است و به‌هیچ‌وجه صلاح نیست که امام با بختیار ملاقات کنند. من خدمت امام رسیدم و پیام آنان را گفتم و پرسیدم که آیا ملاقات خواهید کرد؟ امام نامه‌ای مرقوم فرمودند که اگر هم بنا باشد ملاقاتی صورت گیرد پس از این است که بختیار از پستی که دارد استعفا بدهد، پس از آن من او را خواهم پذیرفت و هرگز ملاقاتی با او در حالی که نخست‌وزیر باشد واقع نخواهد شد. ما این مطلب را به خبرگزاری‌ها دادیم که بلافاصله مخابره شد. بعد از این جریان بود که فرودگاه‌های ایران روی امام بسته شد.

پس از بسته شدن فرودگاه‌ها و اعلام اینکه به هواپیمای امام در ایران اجازه فرود داده نخواهد شد، خبرنگاران در نوفل‌لوشاتو جمع شدند و با امام یک مصاحبه بیست دقیقه‌ای ترتیب دادند. چون جمعیت بسیار زیاد بود، امام از بالای اقامتگاهشان یک سخنرانی بسیار جامع ایراد فرمودند که «ما صبر می‌کنیم تا هنگامی که فرودگاه‌ها باز شود. من به ایران خواهم رفت، از رفتن به ایران هرگز منصرف نشده‌ام.» پس از یک هفته و باز شدن فرودگاه‌ها، هواپیمایی از شرکت ایرفرانس کرایه شد و امام با همراهانشان به طرف ایران حرکت کردند.

بعد از نماز مغرب و عشا، پلیس نوفل‌لوشاتو که واقعا زحمت زیادی برای حفاظت و امنیت آن منطقه کشیده بودند تقاضا کردند به عنوان تودیع خدمت امام برسند. همه آن‌ها همراه رئیس‌ پلیس نوفل‌لوشاتو به حضور امام رسیدند، امام به عنوان تقدیر، تشکرنامه‌ای نوشتند و به آن‌ها دادند. یکی از جملاتی که رئیس‌ پلیس نوفل‌لوشاتو در آن جلسه گفت و بسیار جالب بود، این بود که گفت: «به برکت وجود شما در نوفل‌لوشاتو و در فرانسه، ما با شخصیت‌هایی تماس گرفتیم و آشنا شدیم که هرگز در دوران عمرمان برای ما چنین امکانی نبوده است. وجود شخصیتی مثل شما در پاریس و نوفل‌لوشاتو به ما چنین موقعیتی داد تا با عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی، علمی، مذهبی آشنا شویم.»

بعد از رفتن آن‌ها برای عزیمت به ایران آماده شدیم، البته هواپیمایی اعلام کرده بود که چون احتمال دارد در ایران به هواپیما اجازه ورود ندهند، ما باید ذخیره بنزین برای مراجعت داشته باشیم؛ لذا نمی‌توانیم به اندازه ظرفیت هواپیما مسافر سوار کنیم، ظرفیت هواپیما حدود ۷۰۰ نفر بود؛ اما بیش از ۳۰۰-۲۰۰ نفر نپذیرفتند، در حدود ۲۵۰ نفر شاید بیشتر سوار هواپیما شدیم، به سوی ایران حرکت کردیم.

پس از آخرین نماز مغرب و عشای امام در نوفل‌لوشاتو از آنجا که همه برادران اصرار داشتند همراه امام به ایران بیایند، ایشان به یکی از برادران گفتند به آن‌ها بگویید که این سفر، سفر خطرناکی است و ما که برای رفتن به ایران سوار این هواپیما می‌شویم، صدی ۹۹ احتمال خطر است. یک درصد احتمال پیروزی است و کسی که می‌خواهد با ما و با این هواپیما حرکت کند باید این خطر را بپذیرد که همه حضار اعلام کردند ما در خدمت شما هستیم و هرگونه خطری را برای خود می‌پذیریم.

در طول راه هم گفت‌و‌گوهایی صورت گرفت. یکی از مطالبی که مطرح شد و مورد سوءاستفاده مغرضین قرار گرفت که خود من بارها مورد سوال واقع شدم که چرا امام چنین حرفی فرمودند؟ لازم می‌دانم در اینجا درباره آن توضیح دهم و آن اینکه پرسیدند «حالا که به ایران می‌آیید چه احساسی دارید؟» امام فرمودند: «هیچ احساسی ندارم.» یکی از اشکالاتی که می‌شد و مکرر از من می‌پرسیدند، این بود که چطور پس از ۱۵ سال دوری از وطن و با این ‌همه کشته و شهید و معلول انقلاب در ایران امام هنگام آمدن به ایران هیچ‌گونه احساسی ندارند؟ من این مطلب را با خود امام در میان گذاشتم تا ببینم چه جوابی می‌دهند.

در مدرسه علوی خدمت امام رسیدم و در مورد این موضوع از ایشان سوال کردم. امام فرمودند «من جمله‌ای که گفتم در رابطه با آب و خاک ایران بود.» سوال دو جنبه دارد، یک وقت از امام می‌پرسند شما هنگام آمدن به خاک ایران، چه احساسی دارید؟ امام فرمودند برای من خاک ایران، خاک عراق، خاک فرانسه تفاوتی ندارد و من از اینکه قدم به این خاک می‌گذارم احساس فوق‌العاده‌ای غیر از اینکه در جاهای دیگری نداشتم، ندارم، اما احساس در برابر فداکاری‌های مردم، احساس در برابر شهدا، احساس در برابر معلولین انقلاب یا احساس در برابر آن همه عواطف و احساساتی که مردم ایران از خودشان نشان می‌دادند مطلب دیگری است. ایشان فرمودند: من در فرودگاه گفتم که این همه عواطف و احساسات شما بر دوش من سنگینی می‌کند و من نمی‌توانم در مقابل این همه عواطف و احساسات از شما تشکر کنم و این عاطفه امام در برابر ملت، فداکاری‌های مردم است؛ اما سوال اینکه آیا آمدن به خاک ایران برای شما احساس فوق‌العاده‌ ایجاد می‌کند؟ جوابش منفی بود.

چرا امام گفت هیچ احساسی ندارم؟
امام وارد ایران شدند که در هنگام ورود ایشان، استقبال عظیم و بی‌سابقه‌ای صورت گرفت که تاریخ انسانیت نظیر آن را به یاد ندارد. این استقبال با توجه به فشار و خفقان حاکم بر ایران، بسیار حیرت‌انگیز بود. قبل از حرکت امام از پاریس، در مدرسه رفاه کمیته‌ای به نام کمیته استقبال از امام تاسیس شد. از این کمیته به ما تلفن شد که برای ورود امام به تهران مقدماتی تهیه کرده‌ایم. مثلا مفروش نمودن فرودگاه، آوردن هلی‌کوپتر برای انتقال امام از فرودگاه به بهشت‌زهرا. خلاصه تشریفات را به عرض امام رساندم، امام ناراحت شدند و جمله‌ای که فرمودند این بود که «مگر کوروش می‌خواهد به ایران برود که چنین مقدماتی را آماده کرده‌اند، طلبه‌ای از ایران خارج شده، همان طلبه وارد ایران می‌شود، من باید در میان ملتم باشم و هرگز با هلی‌کوپتر از فرودگاه به بهشت‌زهرا نخواهم رفت، باید در میان مردم حرکت کنم.»

آیت‌الله منتظری وقتی از نظر امام آگاه شدند، معتقد بودند که این کار خطرناک است و ممکن است در میان ازدحام و شلوغی صدمه‌ای به امام وارد شود. ایشان می‌گفتند: هنگام رفتن من به اصفهان، چند نفر در اثر فشار جمعیت مجروح شدند، عبور امام از میان ازدحام جمعیت خطرناک است؛ ولی امام به‌هیچ‌وجه نپذیرفتند و می‌گفتند من باید در میان ملتم باشم، اگر هم از بین می‌روم در میان مردم از بین بروم، باید بدون تشریفات از میان مردم عبور کنم، به این ترتیب تشریفات حذف شد.

هنگام فرود هواپیما در فرودگاه مهرآباد، یک مرتبه مطلبی به زبان فرانسه از بلندگوی هواپیما پخش شد و به دنبال آن هواپیما اوج گرفت، با این برنامه بسیاری از آن‌ها که در هواپیما بودند، دچار وحشت شدند و رنگشان را باختند. تنها کسی که هیچ‌گونه تغییری در قیافه‌اش حاصل نشد شخص امام بود، من از کسی که پهلوی من نشسته بود و زبان فرانسه می‌دانست پرسیدم: چه شده است؟ او گفت: اعلام کرده‌اند که ستاد استقبال آماده فرود آمدن هواپیما نیست؛ بنابراین می‌بایست یک ربع، بیست دقیقه هواپیما در فضا باشد تا آن‌ها آماده شوند.

پس از نشستن هواپیما در باند فرودگاه، استقبال پرشور مردم غیرمترقبه بود. بسیاری از افرادی که همراه ما بودند، مخصوصا حاج مهدی عراقی مکرر گفتند آماده کشته شدن، تیرباران شدن باشید. ممکن است در فرودگاه امام را بگیرند ببرند و ما را به رگبار ببندند؛ ولی وقتی در فرودگاه پیاده شدیم و با آن جو پر از احساسات و عواطف مردم مواجه شدیم مایه خوشحالی و امیدواری ما شد. امام در فرودگاه مهرآباد نطقی ایراد فرمودند.

ماشینی برای سوار شدن به کنار هواپیما آوردند، پس از خروج امام و احمد آقا از در، بلافاصله در را بستند و می‌خواستند مانع ورود ما که همراهان امام بودیم بشوند. حاج مهدی عراقی، من و چند نفر از برادران خود را در وسط در حائل قرار دادیم، به احتمال اینکه نکند امام را از ما بگیرند و ببرند، پافشاری کردیم و خود را از در عبور دادیم. آن‌ها حتی روی من اسلحه کشیدند که اگر تکان خوردی می‌سوزی.

حدود بیست افسر مسلح نیروی هوایی ماشینی را که قرار بود امام سوار شوند، محاصره کرده بودند. وقتی امام در را باز کردند که سوار ماشین شوند در حالی که انتظار هیچ عکس‌العملی از ایشان نمی‌رفت، برگشتند و رو کردند به افسرانی که مسلح ایستاده بودند فرمودند: «تا کی شما افسران نیروی هوایی خوابید؟ چرا بیدار نمی‌شوید؟ تا کی باید بختیار خائن بر شما حکومت کند!» این دو سه جمله امام به قدری در آن‌ها اثر گذاشت که بی‌اختیار دو سه متر از ماشین امام فاصله گرفتند. امام سوار ماشین بنز شدند ولی بعدا یک رنجرور آوردند. افرادی می‌خواستند همراه امام سوار شوند و از «در کنار امام نشستن» برای خود موقعیتی کسب کنند؛ ولی امام فرمودند، غیر از احمد کسی با من سوار نشود، امام و احمد آقا سوار ماشین شدند و به طرف بهشت‌ زهرا حرکت کردند. ازدحام جمعیت و شعارهایی که در طول راه داده می‌شد مطلبی است که بر همگان روشن است.

منبع:تاریخ ایرانی
۲۰۱۲۲F122F042Fdf2F6parentappr.b5c-760x400

۶ شبکه اجتماعی فوق العاده مخصوص کودکان

اگر کودکی دارید که مثل خیلی از هم سن و سالانش قصد دارد عضو شبکه های اجتماعی شود، قبل از آنکه اکانتی را در فیسبوک و تلگرام و غیره برای خود بسازد می توانید آن را عضو ۶ شبکه ای کنید که مخصوص کودکان است و قوانین خاص آن ها را دارد.

به گزارش مجله اترک ؛ در این مطلب شما با ۶ شبکه اجتماعی آشنا می شوید که مخصوص کودکان است و به والدین آمریکایی پیشنهاد شده است.

روزانه فیسبوک جلوی ده‌ها هزار نفر از کودکانی که قصد ایجاد حساب کاربری دارند را می ‌گیرد و تعجب برانگیز نیست اگر همین کودکان به خاطر دسترسی یافتن به شبکه در مورد سن خود دروغ بگویند و این امر آنان را در خطر مواجهه با فضای ناسالم مجازی قرار می ‌دهد.

اگر فرزند کوچک یا نوجوان شما مدام از شما خواهش می ‌کند که یک حساب کاربری در شبکه‌ اجتماعی برایش باز کنید، شبکه‌ های اجتماعی بسیاری مخصوص کودکان وجود دارد که از قوانین ” انجمن حفاظت از کودکان آنلاین ” تبعیت می‌ کند و محیط سالمی برای فعالیت کودکانتان است. در اینجا ما شش نمونه از شبکه‌ های اجتماعی مخصوص کودکان را معرفی می ‌کنیم:

Grom Social : زمانی که یک کودک ۱۱ ساله از فیسبوک طرد شد، تصمیم گرفت شبکه‌ اجتماعی مخصوص خود را بسازد و نتیجه‌ آن یک فضای مخصوص کودکان برای چت، اشتراک گذاری تصویر و ویدئو؛ کمک گرفتن برای انجام تکالیف و بسیاری امکانات دیگر بود. تنها والدینی اجازه‌ ورود دارند که مورد تائید قرار گرفته باشند و این پدر و مادرها به صورت مرتب ایمیل‌هایی از فعالیت کودکان خود در فضای مجازی دریافت می ‌کنند. هزینه: رایگان؛ سن: ۱۵ و کمتر.

Everloop: این سایت خود را با نام ” بستر اجتماعی حلقه زنی” معرفی کرده است زیرا این فضا یک حلقه‌ خصوصی کودکانه به منظور ایجاد ارتباط، به اشتراک گذاری علاقمندی ها در زمینه‌ های ورزشی، موسیقی و یا لطیفه ایجاد می ‌کند. فرزندان می ‌توانند کسانی را به لیست دوستان خود اضافه کند و یا در مباحثی با کودکان آنلاین دیگر شرکت کنند؛ اما همیشه تحت نظر والدین خود که یک حساب کاربری نظارتی دارند؛ هستند. هزینه: رایگان، سن: نوجوان.

Fanlala: این سایت خود را با عنوان ” شبکه‌ اجتماعی کودکان معروف” معرفی می‌ کند، کودکان می ‌توانند در انواع بازی‌ ها، مسابقات و محتویات مربوط به افراد مشهور، تلوزیون، فیلم ‌ها و همینطور موسیقی شرکت داشته باشند. “فانلالا” از والدین کودکان زیر ۱۳ سال درخواست ایجاد یک حساب کاربری برای نظارت بر فرزند خود، قبل از ایجاد حساب کاربری برای فرزندان می‌ کند، سپس آنان می ‌توانند به کلوپ هواداران بپیوندند و یا با دوستان خود گروه تشکیل دهند. هزینه: رایگان، سن: نوجوان.

Yoursphere: این سایت از والدین درخواست می ‌کند قبل از فعال کردن حساب کاربری فرزندان خود، در قسمت پس زمینه اطلاعات را تائید کنند؛ این شبکه به کودکان اجازه می‌دهد “حوزه‌هایی” در وبلاگ شخصی خود بر طبق علاقمندی هایی مانند ورزش، برنامه ‌های تلوزیون و بازی‌های آنلاین ایجاد کنند. هزینه: رایگان، سن: ۱۸ سال و کمتر.

Kidsworld: در بین اخبار ستاره‌ها، ستون مشاوره و بازی‌ها؛ شبکه‌ اجتماعی قسمتی از سایت با وبلاگ‌ ها، صفحات و روش‌ های مناسب دیگر برای ارتباط با دوستان می ‌باشد. هزینه: رایگان، سن: ۹ تا ۱۴٫

GaintHello: در مقایسه با فیسبوک، این سایت بر محوریت بازی‌های آنلاین می‌چرخد اما امکاناتی مانند صفحه‌ پروفایل، به روزرسانی تصاویر و موقعیت و غیره را نیز داراست. این سایت قبل از اینکه اطلاعات شخصی کودکان را ثبت کند از آن‌ها تائیدیه والدین را می‌خواهد. به علاوه آن‌ها برای دعوت دوستانشان تنها از طریق ایمیل، گرفتن کد و دادن آن به دوستان و همینطور دوستان مشترک؛ می‌توانند اقدام کنند. هزینه: رایگان، سن: ۷ تا ۱۳

منبع : کلیک

۱۱۴۴۷۲۹_۱۲۴

اگر برای «نه گفتن» به دیگران مشکل دارید، بخوانید

با اینکه «بله» یک جواب آماده و راحت است، اما لزوما همیشه بهترین جواب نیست. همانطور که «نه گفتن» ممکن است پیامدهایی داشته باشد، «نه نگفتن» هم عواقب خودش را دارد.
به گزارش مجله اترک ؛ با اینکه «بله» یک جواب آماده و راحت است، اما لزوما همیشه بهترین جواب نیست. همانطور که «نه گفتن» ممکن است پیامدهایی داشته باشد، «نه نگفتن» هم عواقب خودش را دارد. خودتان فکرش را بکنید: وقتی به چیزی که دوست ندارید بله بگویید، به آن چیزی که دوست دارید نه گفته‌اید. وقتی به شغلی که هیچ علاقه‌ای ندارید بله بگویید، به رویاهایتان نه گفته‌اید. وقتی به کار کردن بیش از حد بله بگویید، به زندگی اجتماعی‌تان نه گفته‌اید.چیزهای زیادی هستند که هر روز باید به آنها نه بگوییم تا بتوانیم به زندگی‌مان برسیم.

اگر این کار را نکنیم نمی‌توانیم آن‌طور که می‌خواهیم زندگی کنیم و با خانواده و افرادی که دوست‌شان داریم وقت بگذاریم.یادگیری اینکه چطور نه بگویید، یک فرایند همیشگی است. ممکن است اولش سخت باشد، اما وقتی که بدانید چقدر اهمیت دارد و در مسیر درستی قرار دارید، همین‌طور به راهتان ادامه می‌دهید. یادتان باشد «نه گفتن» هیچ اشکالی ندارد، مهم این است که یاد بگیرید چطور نه بگویید و احساس بدی در مورد آن نداشته باشید. به کار بستن این چند نکته حتما به شما کمک خواهد کرد:
به رویای‌ خود مطمئن باشید

به رویاهایی که دارید فکر کنید، ممکن است این رویاها مربوط به زندگی، شغل، روابط یا موقعیت فعلی شما باشد. وقتی که بدانید چه رویایی دارید، نه گفتن خیلی راحت‌تر می‌شود، چون دلیل خوبی برای نه گفتن خواهید داشت. هرچه بیشتر در مورد آنها مطمئن باشید، کارتان راحت‌تر می‌شود چون حالا می‌دانید باید به چه چیزهایی بله بگویید و کدام‌ها شما را از رویای‌تان دور می‌کند.

به پیامدهای بله گفتن فکر کنید

وقتی شخصی از شما درخواستی دارد، قبل از اینکه جواب بدهید یک بار دیگر فکر کنید. اگر جواب مثبت بدهید چه اتفاقی می‌افتد؟ پیامدهای بلندمدت آن چیست؟ چه چیزی به دست می‌آورید؟ اگر موافقت کنید چه چیزی را از دست می‌دهید؟ باید حتما قبول کنید؟ یادتان باشد که وقت طلاست، پس طلای خود را به درستی خرج کنید.

بدانید که نه گفتن اشکالی ندارد

واقعا نه گفتن اشکالی ندارد. ممکن است مدام با خودمان فکر کنیم فلانی ناراحت می‌شود، بدجنس به نظر می‌آیم، دیگران عصبانی می‌شوند، از ادب به دور است و از این دست دلایل. هرچند که این افکار حاکی از حُسن نیت و خیرخواهی شما هستند، اما خیلی از این ترس‌ها صرفا زاده ذهن ماست. اگر طرف مقابل شخص فهمیده و باملاحظه‌ای باشد، حتما جواب منفی شما را درک خواهد کرد.باید بپذیریم که نه گفتن بخش از زندگی ماست. مردم تمامِ دنیا هر روز در موقعیت‌های مختلف بله یا نه می‌گویند. شما تنها آدم دنیا نیستید که نه می‌گویید، چیزی که فارغ از نه یا بله گفتن شما اهمیت دارد رفتار توام با احترام است.

اصل مطلب را بگویید

فقط بگویید که نمی‌توانید و توضیح کوتاهی بدهید که چرا درخواست ایشان را رد می‌کنید. گاهی‌اوقات گفتن «ببخشید، الان زمان مناسبی برای من نیست»، «در حال حاضر گرفتار کار دیگری هستم» یا «انشاا… دفعه بعد» کافی است. لازم نیست توضیحات اضافه‌ای بدهید که اصلا به آن شخص ارتباطی ندارد و حتی باعث شود شخص دیگری وارد مکالمه شما شود و اصرار کند که قبول کنید. شما فقط می‌خواهید این پیغام را برسانید «نه، ممنونم». هر بحثی غیر از این را به زمان دیگری موکول کنید.

با احترام رفتار کنید

بعضی‌ها نه نمی‌گویند چون فکر می‌کنند محترمانه نیست. اما محترمانه بودن یا نبودنِ این رفتار، بیش از آنکه به خودِ «نه گفتن» ربط داشته باشد به نحوه نه گفتن ربط دارد. در پاسخی که می‌دهید باید ادب را رعایت کنید و برای احساس طرف مقابل ارزش قائل شوید.

یک پیشنهاد جایگزین بدهید

اگر می‌خواهید، یک راه‌حل دیگر پیشنهاد بدهید. مثلا اگر فکر می‌کنید شخص مناسبی برای درخواست ایشان نیستید، شخصی که فکر می‌کنید مناسب است معرفی کنید. اگر در حال حاضر وقت ندارید، وقت دیگری را پیشنهاد دهید، یا اگر راه‌حلی برای مشکل شخص دارید، او را راهنمایی کنید.البته این به خاطر حُسن نیت شماست و اگر راه‌حل جایگزین ندارید، باز هم اشکالی ندارد که نه بگویید. به یاد داشته باشید که رد کردن درخواست دیگران، مسئولیتی برای شما ایجاد نمی‌کند که حالا بخواهید چیزی را جبران کنید. باز هم می‌گوییم: نه گفتن اشکالی ندارد.

کمتر در دسترس باشید

اگر در موقعیتی هستید که همیشه افراد زیادی از شما کمک می‌خواهند و تحت فشار قرار می‌گیرید، کمتر در دسترس باشید. به همه پیغام‌هایتان خیلی سریع پاسخ ندهید، چون به این معنی هست که همیشه وقت دارید و در دسترس هستید؛ ممکن است واقعا اینطور نباشد. در عوض بهتر است وقت بیشتری برای پاسخ دادن بخواهید، کوتاه جواب بدهید و در دسترس بودنتان را محدود کنید. با این کار، دیگران هم بیشتر به وقت شما احترام می‌گذارند.

اول همه چیز را بنویسید

وقتی نمی‌دانید چه باید بکنید و چه جوابی بدهید، شروع کنید به نوشتن. هرچیزی که به ذهنتان می‌رسد بنویسید؛ دلایلی که دارید و جوابی را که می‌خواهید به شخص مقابل بدهید بنویسید. وقتی این کار را می‌کنید، از احساس درماندگی‌تان کم می‌شود. به نوشتن ادامه بدهید. همین‌طور که دارید می‌نویسید، جواب جلوی چشمتان ظاهر می‌شود. باز هم ادامه بدهید، خیلی زود می‌فهمید که می‌خواهید در جواب چه بگویید. وقتی تمام شد، حالا چیزی را که نوشته‌اید، ویرایش کنید و پیغام نهایی را ارسال کنید.

با تاخیر جواب بدهید

اگر علاقه‌ای به درخواستی که از شما شده ندارید، تاخیر در پاسخ دادن یکی از راه‌های نشان دادن بی‌علاقگی است. اگر می‌خواهید با ایمیل جواب دهید، چند روز یا چند هفته صبر کنید. بعد از گذشت این مدت، طرف مقابل می‌داند که علاقمند نیستید و بیشتر اصرار نمی‌کند. یا اگر هر روز تعداد زیادی ایمیل دریافت می‌کنید که بیشتر آنها برای افراد زیاد دیگری هم ارسال شده، اصلا لازم نیست پاسخ بدهید. فقط اگر فرستنده وقت زیادی صرف کرده تا ایمیل را برای شخص شما آماده و ارسال کند، همیشه یک جواب کوتاه و مودبانه‌ داشته باشید و ارسال کنید.

منبع: آرمان امروز
۲۳۱۸۱۲۰

معماری دیروز گمشده امروز/ هویتی که رو به فراموشی است

محله های قدیمی شهرهای مختلف استان خراسان شمالی هنوز هم کم‌وبیش رنگ و بوی سبک معماری ایرانی و اسلامی را در خود حفظ کرده است، اما به دلایل متعددی این سبک رو به نابودی و فراموشی است.

به گزارش مجله اترک به نقل از مهر؛ بجنورد مرکز استان خراسان شمالی از جمله شهرهایی است که امروز با جمعیت بالغ‌ بر ۲۱۰هزار نفر، وسعت بیش از ۳۶ کیلومتر مربع و قدمت بیش از سه قرن، به‌رغم رشد ساخت‌وسازهای جدید پس از انقلاب اسلامی، به‌ویژه پس از تبدیل شدن به مرکز استان در سال ۱۳۸۳، هنوز آثاری از معماری ایرانی در آن دیده می‌شود.

وقتی در میان کوچه‌های قدیمی بجنورد قدم می‌زنیم، در هر محله‌ای شاید یک بنای قدیمی خاطرات زیادی را در اذهان بزرگ‌ترها و آن‌هایی که سن و سالی را سپری کرده‌اند، زنده می‌کند.

ساخت خانه‌هایی که با فرهنگ ایرانی و اسلامی همخوانی داشت؛ خانه‌هایی که حریم داشت، ساده و بی‌پیرایه و مصالحش خشت خام یا آجر بود، ظاهرش روح و جان انسان را آرامش می‌داد، فضایش دل‌نشین و روح‌نواز بود؛ دیوارهایش بلند، درهایش چوبی، پشت‌بامش کاه‌گل و از همه مهم‌تر ساکنانش از زندگی کردن در چنین اماکنی راحت و آسوده بودند.

به‌راستی هنوز هم بوی کاه‌گل آب‌خورده از برخی کوچه‌های قدیمی شهر به مشام می‌رسد؛ خانه‌هایی که معماران آن از ابتدا تا پایان ساخت بنا با دقت، ظرافت، مهارت، مهندسی و با باور و ایمان به ساخت چنین بناهایی اقدام می‌کردند؛ خانه‌های که به‌رغم نبود امکانات امروزی در طراحی و نقشه‌کشی و وجود معماران تحصیل‌کرده و … همه‌چیزش درست بود؛ استحکام، گرمی در فصل سرما و خنکی در فصل تابستان بدون امکانات سرمایشی و گرمایشی امروز.

قدم زدن در کوچه‌های قدیمی شهر

از میان کوچه‌های قدیمی این شهر عبور می‌کنیم، از درختان تنومندی که در برخی از خانه‌ها، شاخه‌هایشان به سمت کوچه مایل شده و نمای دیوارهای لوزی شکل آنان، می‌توان نوع معماری و فرهنگ این منطقه را تشخیص داد؛ معماری که بر اساس عوامل مختلفی همچون معیشت، روحیه، اعتقاد، فرهنگ و اقلیم مردم به‌صورت کاملا متفاوت بناشده است.

البته معماری‌ امروز در این شهر به‌تنهایی دستخوش تغییر نشده است؛ بلکه به هر جای ایران پا بگذاریم آسمان همین رنگ است؛ سبک معماری در همه جای ایران تغییر کرده و خانه‌هایی که با سبک معماری ایرانی- اسلامی و سنتی‌ ساخته‌شده بود، اکثراً تخریب و جای خود را به آپارتمان‌ها و برج‌هایی داده که بیشتر برگرفته از سبک غربی است.

امروزه به‌رغم پیشرفت علم و تخصصی شدن معماری شاهد نبود حریم مناسب در ساخت‌وسازها، بی‌روحی و استحکام نداشتن بناهایی هستیم که محصول کار معماران کم‌تجربه است.

کوچک شدن خانه‌ها، تغییر جنس در و پنجره، نازک شدن دیوارها و مهم‌تر از همه حذف حیاط‌هایی که وسط آن حوض‌های قدیمی، شمعدانی، باغچه و درخت بود و امروز همه آن‌ها تبدیل به پارکینگ خودرو و یا انباری شده است، روح آدمی را می‌آزارد.

اکنون این سبک معماری‌ را فقط می‌توان در آلبوم‌ها دید و به نسل جدید نشان داد و خاطرات را تعریف کرد؛ اما هرچقدر تعریف کنی و خاطرات را در عکس‌ها مرور کنی دیگر نمی‌توان به آن دوران بازگشت.

اما هنوز می‌توان از معماری خاص خراسان شمالی الگو گرفت و با همان شیوه‌ها خاطرات را برای نسل امروز زنده کرد. البته این به نوع نگاه و علایق افراد بستگی دارد و اینکه سبک معماری استان تا چه اندازه برای آنان ارزشمند است.

متأسفانه آنچه امروز شاهد آن هستیم، تخریب بناهای قدیمی با معماری ایرانی و اسلامی به دست سازمان‌ها و دستگاه‌هایی است که باید حافظ این آثار و بناها باشند.

ضرورت دارد تا برای حفظ، مرمت و احیای این بناها، قوانینی در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد و در استان‌ها سازمان‌ها و نهادهایی اجرای این مسئولیت را بر عهده داشته باشند و با حمایت از این بناها ترتیبی اتخاذ کنند تا بناهای تاریخی با معماری‌ ایرانی و اسلامی به دست صاحبان آن حفظ و از تخریب آن به هر دلیلی جلوگیری کنند.

‌گذری به خانه‌های قدیمی بجنورد

نوع معماری خانه‌های خراسان شمالی بر اساس عوامل مختلفی همچون معیشت، فرهنگ و اقلیم مردم متفاوت بوده است. آب‌وهوای سرد اصلی‌ترین مولفه در شکل دادن به نوع معماری خانه‌ها در این منطقه بوده است.

با توجه به اینکه اقوام مختلف فارس، کرمانج، ترک، ترکمن و تات اکثریت ساکنان بجنورد را تشکیل می‌دهند، نوع زندگی و معماری در این شهر متفاوت بوده است؛ درواقع هر قوم بر اساس آداب‌ورسوم خانه خود را بنا می‌کرده است.

ترکمن‌ها به دلیل اینکه بیابان‌نشین بودند، زمانی که به سمت شهرنشینی روی آوردند، در معماری خانه‌های خود الگوی زندگی بیابان‌نشینی را پیاده کردند. قالب خانه‌های قوم ترکمن مستطیل شکل بوده به‌طوری‌که ۲ اتاق در دو طرف که یک ایوان نیز جلوی این اتاق‌ها وجود داشته است.

همچنین فارس‌های بومی (تات‌ها) مردمان بومی بجنورد نیز در بافت میانی شهر بجنورد و محله های جنوب شهر بجنورد زندگی می‌کردند. خانه‌های قدیمی بجنورد نیز مشرف‌به حیاط بوده و ازلحاظ معماری اکثراً به ایوان ورودی مجهز بوده است، اما در ساخت‌وسازهای جدید به‌ویژه در یک دهه اخیر، از آن حیاط‌ها خبری نیست و فقط برخی‌ها در بام‌ها سبزه کاری و در تراس منازل گلدان می‌گذارند و پیش ورودی خانه‌ها در آپارتمان نیز به فضای باز ختم نمی‌شود.

به‌طورکلی پس از سال‌ها الگوی معماری قوم‌های مختلف خراسان شمالی به یک‌شکل شد و اکثر خانه‌های قدیمی بزرگ و قشر متوسط باهم ترکیب شدند و قشر مرفه هم همین‌طور بوده فقط تعداد اتاق‌ها و فضا اضافه می‌شده است.

همچنین با افزایش جمعیت شهرنشینی و همچنین بافت پیوسته و بالا بودن قیمت زمین در مرکز استان، موجب شده تا خانه‌های ویلایی به آپارتمان‌ها و برج‌های مرتفع تبدیل و اکثر خانه‌های قدیمی به دلیل صرفه اقتصادی تخریب شوند.

احداث خانه‌های جدید در مرکز استان و سایر شهرستان‌های خراسان شمالی محدودیت و محصور بودن در حداقل فضا را به ارمغان آورده است.

نقش آب‌وهوا بر معماری بجنورد

بجنورد دارای آب‌وهوای سرد و کوهستانی است به همین سبب بیشتر خانه‌ها خشتی و گلی یا دارای سقف چوبی گلی بوده است؛ طی یک دوره محدودی سقف‌های خانه‌های بجنورد به علت بارندگی زیاد شیب‌دار (شیروانی) بوده‌اند.

علت اینکه به این سقف‌ها شیروانی گفته می‌شد به خاطر این بود که در محلی به نام شیروان در روسیه، سقف‌های منازل شیروانی بوده و از آن الگو گرفتند؛ اما طی ۶۰ سال اخیر به دلیل کم شدن بارندگی دیگر از این نوع سقف‌ها در بجنورد استفاده نمی شود و سقف منازل مسطح شده است تا در زمان برف همانند عایق عمل کند.

منازل مسکونی در بجنورد مرکز استان خراسان شمالی در گذشته به‌صورت یک طبقه، ویلایی و معمولاً با زیرزمین و مساحت‌های بالا ساخته‌ می‌شدند و به دلیل سرما بین زمین و کف خانه فاصله ۴۰ تا ۵۰ سانتی خالی می‌گذاشتند که در کوران رطوبت را از بین می‌برد و به «گربه‌رو» معروف بوده است.

تأثیر معیشت بر معماری خراسان شمالی

روستائیان خراسان شمالی که اکثر آن‌ها باغ دار و یا دام دار بودند نوع خانه‌های خود را بر اساس شغل خود می‌ساختند.

باغدارها در داخل منزل محیطی را برای انبار کردن محصولات خود و دامداران محیطی را برای گرمای حیوانات در نظر می‌گرفتند تا در زمان سرما از آن‌ها محافظت کنند، حتی برخی از افراد اتاقی را برای حیوانات در نظر می‌گرفتند.

همچنین روستاییان در گذشته خانه‌های خود را با کاه و گل و مصالح «بوم آورد» می‌ساختند؛ درواقع از مصالحی که در آن منطقه وجود داشته استفاده می‌کردند.

دوری از معماری ایرانی اسلامی

یک استاد تاریخ ایران بعد از اسلام در گفت و گو با خبرنگار مهر می‌گوید: امروز از معماری که منطبق با معیارهای اسلامی و ایرانی و متناسب با هویت فرهنگی و سازگار باروح و روان ما باشد خبری نیست؛ به همین دلیل بناهای امروزی در کوتاه‌ترین زمان برای ساکنان آن دل‌زدگی، افسردگی، بی‌حوصلگی و بی‌رغبتی می‌آورد.

امیر اکبری اظهار می‌کند: مردم امروزی بر اساس یک ضرورت اجتماعی و نیاز شدید اقتصادی و اجتماعی به سبک معماری جدید و آپارتمان‌نشینی روی می‌آورند، هرچند که هنوز روحیه و آرامش درونی آنان با خانه‌های قدیمی همخوانی و سازگاری دارد.

مردم امروزی بر اساس یک ضرورت اجتماعی و نیاز شدید اقتصادی و اجتماعی به سبک معماری جدید و آپارتمان‌نشینی روی می‌آورند، هرچند که هنوز روحیه و آرامش درونی آنان با خانه‌های قدیمی همخوانی و سازگاری دارداکبری می‌افزاید: به همین دلیل است که وقتی به خانه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌رویم، ناخودآگاه یک نشاط و روحیه عالی در ما ایجاد می‌شود که دلیل آن بیشتر نشات‌گرفته از بنای ساختمان قدیمی با سبک ایرانی و اسلامی است.

وی تصریح می‌کند: بناهای امروزی در قالب آپارتمان‌نشینی نمی‌تواند ما را قانع کند، فقط مجبور شده‌ایم تا به پذیرفتن آن تن داده و تحمل‌کنیم.

این استاد دانشگاه بیان می‌کند: به همین دلیل است که بسیاری از افراد امروز به‌سوی خانه باغ‌ها روی می‌آورند و برای خود در باغ‌ها خانه‌هایی به سبک قدیم می‌سازند تا خلأهای روحی و روانی خود را رفع و روزی از هفته را اگر میسر شود، در آن به آسایش و نفس کشیدن بپردازند.

اکبری تأکید می‌کند: مردم گرچه رغبتی برای باقی ماندن سبک معماری گذشته ندارند، اما پیشنهاد می‌کنم اگر نیاز و ضرورتی ندارند، خانه‌های قدیمی را تخریب نکنند؛ به‌خصوص بناهایی که با سبک خاصی ساخته‌شده و وجود آن در روح و روان مردمی که از کنار آن عبور می‌کنند، تأثیرگذار است.

وی بابیان اینکه معماری ایرانی اسلامی، بسیار غنی، پایدار و پررمزوراز بوده است، تأکید می‌کند: افراد سرشناس و افرادی که توانایی مالی دارند برای از بین نرفتن خاطرات و ماندگاری سبک معماری قدیمی، بناهای قدیمی و موروثی را خراب نکنند؛ چراکه در آن‌ها روح و سرزندگی جریان دارد.

تراکم سازی تغییر سبک معماری ایرانی

این پژوهشگر و محقق تاریخ می‌گوید: افزایش جمعیت و نیاز فوری متأسفانه سبب شده تا سبک معماری اصیل دستخوش تغییرات جدی شود و تراکم سازی را در مناطق مختلف شهر پیاده‌سازی کنیم.

اکبری می‌افزاید: سیاست سبک معماری ایرانی اسلامی را به خاطر مشکلات مختلفی که در نظام شهرسازی داشتیم پیدا نکردیم علیرغم اینکه می‌توانستیم شهر را گسترش دهیم و حومه‌های شهر را بزرگ کنیم و به‌جای متمرکز و متراکم کردن، آن‌ها را در چند خیابان اصلی بیاوریم و دست به بافت قدیمی شهر نزنیم و برای رفت‌وآمد به داخل شهر از وسایل حمل‌ونقل ریلی، مترو و… استفاده کنیم.

وی تصریح می‌کند: این اقدام برای ماندگاری سبک معماری ایرانی اسلامی خیلی بهتر بود تا اینکه تمام ساخت یک شهر را برهم بزنیم.

اکبری می‌گوید: قاعدتاً باید زیرساخت‌های فرهنگی را اصلاح کنیم، چراکه اهمیت معماری ایرانی اسلامی به‌عنوان ریشه و هویت ما هنوز خیلی روشن نشده است.

وی با اشاره به بسترهای پژوهشی، آموزشی و اجرایی برای احیای معماری ایرانی- اسلامی می‌گوید: اگر فرهنگ نگهداری معماری اسلامی توسط پژوهشگران به جامعه آموزش داده شود به‌طورقطع آنان خود وظیفه حفظ و نگهداری این نوع بناها را بر عهده خواهند گرفت.

اکبری می‌افزاید: به‌طور قطع قسمتی از هویت معماری ایران اسلامی در حفظ، مرمت و نگهداشت این نوع بناها است و قاعدتاً کارهای علمی و پژوهشی در دانشگاه‌ها توسط محققان بسیاری از این رمز و رازها را به جامعه معرفی می کند.

از معماران قدیم درس بگیریم

وی تصریح می‌کند: متأسفانه امروز باوجوداین همه فارغ‌التحصیل معماری، آموخته های بسیاری از آن‌ها، فاصله زیادی با اصول و سبک زندگی معماری اصیل ایرانی – اسلامی دارند.

این استاد دانشگاه تأکید می‌کند: برای احیای این سبک معماری می‌توان از معماران قدیم درس گرفت، معمارانی که به‌تمام‌معنا معمار بودند و بناهای پایداری می‌ساختند به‌طوری‌که این بناها تا قرن‌ها ماندگار بودند.

این محقق و پژوهشگر تاریخ ادامه می‌دهد: معماران امروزی واقف هستند بنایی که می سازند تا چند سال آینده کلنگی شده و تمام هزینه‌ها از بین می‌رود چرا که یک نگاه پایدار به بنا ندارند.

وی می‌گوید: پژوهشگران و استادان معماری در دانشگاه‌ها می‌توانند از زوایای مختلف معماری ایرانی اسلامی را در قالب‌هایی همچون هویتی، مهندسی، رمزوراز ماندگاری، ارتباط و سنخیت با اندیشه‌ها، آیین‌ها و حتی بعد اقلیمی موردبررسی قرار دهند.

این استاد دانشگاه تصریح می‌کند: اگر شناخت عمیق‌تر در حوزه معماری پیدا کنیم می‌بینیم چقدر با معماری گذشته فاصله‌داریم.

وی می‌گوید: دانشگاه‌ها وظیفه‌دارند تا تأثیرات علمی و کاربردی و اجتماعی و حتی مهندسی معماری ایرانی – اسلامی را به دانشجویان این رشته بشناسانند.

این استاد دانشگاه می‌افزاید: امروزه در بین دانشجویان معماری خلأ درس آسیب‌شناسی بناها احساس می‌شود که می‌توان با این درس از آسیب‌های بناها و انواع آن جلوگیری کرد.

اکبری تصریح کرد: همچنین در قدیم برای ساخت بنا از مصالح منطقه استفاده می کردند اما در معماری امروزی مصالح را از دیگر کشورها می‌آورند که این نکته بسیار جدی است و باید توجه شود.

این استاد دانشگاه می‌گوید: همکاری بین دستگاهی برای حفظ هویت معماری و بناهای قدیمی باید صورت بگیرد چراکه میراث فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند از این نوع بناها نگهداری و مرمت کند.

وی اظهار می‌دارد: میراث فرهنگی سازمان قدرتمندی نیست و قاعدتاً یک مالک به خاطر اینکه تملک یک بنای قدیمی را دارد، بدون اینکه از میراث فرهنگی کمک بگیرد، دست به تخریب بنا می‌زند.

اکبری می‌افزاید: استانداری به‌عنوان سرپرست استان و فرمانداری که از شهر محافظت می‌کند باید برای محافظت از بناها با سازمان میراث فرهنگی همکاری داشته باشد.

تقلید کورکورانه در تغییر الگوی سبک معماری اسلامی بجنورد

نایب‌رئیس سازمان نظام‌مهندسی خراسان شمالی در گفت و گو با خبرنگار مهر می‌گوید: امروزه یک نوع تقلید کورکورانه از معماری غربی جایگزین معماری ایرانی – اسلامی‌شده است.

«محمد قلی پور» اظهار می‌دارد: خانه‌های قدیمی بجنورد مشرف‌ به حیاط بوده و ازلحاظ معماری اکثراً به ایوان ورودی مجهز بوده است، اما در ساخت‌وسازهای جدید به‌ویژه در یک دهه اخیر، از آن حیاط‌ها خبری نیست و فقط برخی‌ها در بام‌ها سبزه کاری و در تراس منازل گلدان می‌گذارند و ورودی خانه‌ها در آپارتمان نیز به فضای باز ختم نمی‌شود.

وی می‌گوید: نمای اصلی منازل بجنورد، آجر بوده و چینش آن خشت و گلی بوده و نمای بیرونی این خانه‌ها معمولاً از سنگ‌های پلاک شکسته به شکل لوزی و مثلث بوده است. درگذشته بر اساس اقلیم می‌توانستیم سبک خانه‌ها را تشخیص دهیم اما الآن نمی‌توان حدس زد.

این استاد معماری در دانشگاه آزاد بجنورد اظهار می‌دارد: در بجنورد به دلیل سرد بودن تمام دیوارهای خانه‌ها درگذشته ۶۰ تا ۷۰ سانتی بوده است اما الآن همه ۱۰ سانتی شده است، درواقع الگوی غلطی است که وارد معماری بجنورد شده است. درواقع سبک خانه‌ها و نماهای کنونی بر اساس مد است.

به گفته وی طراحان ما ناچار هستند بر اساس سبک غربی طراحی کنند، چراکه تقاضا برای سبک خانه‌ها با الگوی غربی وجود دارد و الگویی برای جایگزین کردن آن وجود ندارد.

نایب‌رئیس سازمان نظام‌مهندسی خراسان شمالی می‌افزاید: درگذشته بیشتر خانه‌ها «هشتی» داشتند که الآن حذف‌شده و احیای آن فقط خانه‌های ویلایی را می‌طلبد.

قلی پور می‌گوید: متأسفانه در معماری ایرانی بسیاری از موارد به فراموشی سپرده شده و اکنون غربی‌ها همان الگوها را به اسم خودشان به ما داده‌اند.

وی اظهار می‌کند: شومینه و پاسیو که نام اصلی ایرانی آن (پادیاو) دو عنصر کاملاً ایرانی و از اختراع‌های معماران ایرانی بوده الآن دیگر کاملاً به فراموشی سپرده‌شده است.

این استاد معماری می‌افزاید: اگر هویت معماری اسلامی در جامعه نهادینه شود امکان برگشت به معماری اصیل ایرانی وجود خواهد داشت و باید در آئین‌نامه‌های ساختمانی به این موضوع توجه شود

۱۵۴۷۰-۱

۸ کاری که افراد موفق قبل از ۸ صبح انجام می‌دهند

در زندگی پرمشغله‌ی امروز، تلاش برای رسیدن به رویای‌مان کار دشواری است. با وجود شغل تمام‌وقت و داشتن فرزند، این کار حتی غیرممکن به نظر می‌رسد.
پس شما چه می‌کنید و چگونه زندگی‌تان را پیش می‌برید؟ اگر هر روز به طور هدفمند زمانی را به پیشرفت و بهسازی اختصاص ندهید، بی‌شک زمان زیادی را در این زندگی پرهیایو از دست خواهید داد. پیش از اینکه به خود بیایید، پیر و پژمرده، مبهوتِ این خواهید بود که عمرتان چقدر سریع گذشت! برای این که این بلا سرتان نیاید، شما هم ۸ کاری که افراد موفق قبل از ۸ صبح انجام می‌دهند، را انجام دهید.
هارولد هیل (Harold Hill) می‌گوید: «انسان انبوهی از فرداها را ذخیره می‌کند و در پایان تنها چیزی که برایش می‌ماند دیروزهایی است که از دست رفته‌اند.»
زندگی چیزی بیش از گذران عمر است.

زندگی پرهیاهو

هدف این مقاله به چالش کشیدن و تغییر نگرش شما نسبت به زندگی است، اینکه سخت نگیرید و به اصل زندگی بازگردید.
متأسفانه، زندگی بیشتر آدم‌ها با جزئیات حاشیه‌ای و بی‌اهمیت پر شده است، در نتیجه زمانی برای کارهایی که به زندگی معنی می‌دهند، نمی‌ماند. این آدم‌ها صرفا دارند عمرشان را سپری می کنند. آیا شما هم فقط مشغول گذراندن زندگی هستید؟
مثل داستان بیلبو بگینز (Bilbo Baggins) زندگی بسیاری از ما مانند این است که مقدار کمی کره را روی تکه‌ی بزرگی نان بمالیم‌ در حالی که بدبختانه حتی نان هم مال ما نیست. اما آدم‌های معدودی برای به دست گرفتن زندگی‌شان زمان صرف می‌کنند.

زندگی را در دست بگیرید

یک نسل پیش از ما، باور رایج این بود که ما به خاطر دیگران زندگی می‌کنیم. بسیاری از جوان‌ترها هم این رویه را ادامه می‌دهند زیرا این تنها جهان‌بینی پیشِ روی آنهاست.
اما امروز باور جمعیِ رو به گسترش این است که با تلاش و اراده می‌توانید لحظه لحظه‌ی زندگی‌تان را مطابق میل و خواسته‌ی خودتان سپری کنید.
سرنوشت‌ شما در دستان خود شماست. شما مسئول زندگی خودتان هستید.
تصمیم‌گیری به عهده‌ی شما است. شما باید تصمیم بگیرید، و اگر خودتان تصمیم نگیرید، کس دیگری این کار را می‌کند. مردد بودن، تصمیم بدی است.
زندگی را در دست بگیرید

با چند فعالیت‌ صبح‌گاهی هرروزه، زندگی شما به سرعت تغییر می‌کند. ظاهرا فهرست بلندی است اما حقیقتا ساده است:

  • بیدار شوید
  • در وضعیت روحی درست قرار بگیرید
  • از جای‌تان تکان بخورید
  • صبحانه‌ی سالم بخورید
  • آماده شوید
  • منبع الهام پیدا کنید
  • دورنمایی از روزتان داشته باشید
  • محرکی برای ادامه‌ی حرکت پیدا کنید

۱. دست‌کم ۷ ساعت خواب خوب داشته باشید

خوب بخوابید

خواب، به اندازه‌ی خوردن و نوشیدن مهم است. با این وجود میلیون‌ها نفر در دنیا خواب کافی ندارند و در نتیجه دچار مشکلات آزاردهنده‌ای می‌شوند.
بر مبنای تحقیقات بنیاد ملی خواب آمریکا، دست‌کم ۴۰ میلیون آمریکایی از ۷۰ نوع اختلال خواب رنج می‌برند. علاوه بر آن، ۶۰ درصد بزرگسالان و ۶۹ درصد کودکان یک بار در هفته یا بیشتر دچار مشکلات خواب می‌شوند.
همچنین، بیش از ۴۰ درصد بزرگسالان در هر ماه چندین بار در طی روز احساس خواب‌آلودگی می‌کنند به طوری که فعالیت‌های روزانه‌شان دچار اختلال می‌شود و این مشکل در مورد ۲۰ درصد از آنها به چند روز در هفته می‌رسد.
داشتن خواب کافی و سالم مزایای زیر را به همره دارد:

  • تقویت حافظه
  • طول عمر بیشتر
  • تنش کمتر
  • خلاقیت بیشتر
  • تمرکز بیشتر
  • کاهش چربی و افزایش عضله با ورزش
  • اضطراب کمتر
  • کاهش وابستگی به محرک‌هایی مانند کافئین
  • کاهش احتمال تصادفات
  • کاهش احتمال ابتلا به افسردگی
  • و موارد بسیار دیگر.

اگر خواب را در اولویت قرار ندهید، خواندن باقی این متن بیهوده خواهد بود. وقتی فقط ۳ ساعت است که به تخت خواب رفته‌اید، چه اهمیتی دارد که ۵ صبح بیدار شوید؟ با این وضعیت، زمان زیادی دوام نمی‌آورید.
می‌توانید از انواع محرک‌ها استفاده کنید اما اثر آن ماندگار نخواهد بود و در درازمدت سلامتی‌تان به خطر می‌افتد. هدف ما باید در طولانی‌مدت مانا و پایدار باشد.

۲. مراقبه و نیایش را فراموش نکنید

مراقبه

پس از برخاستن از خواب، با مراقبه خود را در سمت و سویی مثبت‌گرایانه قرار دهید، یعنی در جهت آنچه مایلید گسترش دهید.
مراقبه و نیایش حس شکرگزاری و قدردانی نسبت به داشته‌ها را تقویت می‌کند. با قدردانی، طرز فکر شما نامحدود می‌شود. وقتی نامحدود فکر کنید، دنیا را در دستان خود می‌بینید و فرصت‌ها و امکانات نامحدودی برای خود متصور می‌شوید. آدم‌ها مانند آهن‌ربا هستند. وقتی نسبت به داشته‌های‌تان قدردان باشید، خوبی‌ها و امتیازات بیشتری را جذب می‌کنید. قدردانی مُسری است.
قدردانی که شاید کلید اصلی موفقیت باشد، مادر همه‌ی فضیلت‌ها است. وقتی روزتان را با قدردانی شروع کنید، بدون اینکه منحرف شوید، بهترین‌ها را به سمت خود جذب می‌کنید.

۳. فعالیت فیزیکی مرتب داشته باشید

اگر می‌خواهید سالم، شاد و توانا باشید، خود را به ورزش کردن عادت دهید. افراد بسیاری برای ورزش کردن به باشگاه می‌روند. اما من اخیرا متوجه شدم انجام حرکات ورزشی در خانه و در آغاز روز، وضوح ذهنی و انگیزه را به زندگی پمپاژ می‌کند.
به هر شکل که دوست دارید و با استفاده از هر روشی که ترجیح می‌دهید، خود را به حرکت درآورید. اگر به جسم‌تان اهمیت ندهید، دیگر ابعاد زندگی‌تان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

۴. ۳۰ گرم پروتئین مصرف کنید

پروتئین در صبحانه

به توصیه‌ی دونالد لِیمَن (Donald Layman) استاد تغذیه‌ی دانشگاه اِلینوی (Illinois)، دست‌کم ۳۰ گرم پروتئین در صبحانه‌ی خود جای دهید. تیم فِریس (Tim Ferris)، نویسنده‌ی کتاب «بدنِ ۴ ساعته» هم در کتابش توصیه کرده است که ۳۰ دقیقه پس از بیدار شدن، ۳۰ گرم پروتئین مصرف کنید. بنا بر گفته‌ی «تیم»، پدرش با این کار تنها در یک ماه ۱۹ پوند (حدود ۸/۵ کیلوگرم) وزن کم کرد.
غذاهای پروتئین‌دار شما را برای مدت بیشتری سیر نگه می‌دارند زیرا هضم آنها زمان بیشتری لازم دارد. پروتئین همچنین میزان قند خون را متعادل نگه می‌دارد که از بروز دل‌ضعفه هنگام گرسنگی جلوگیری می‌کند.
پروتئین میل شما را به کربوهیدرات‌های سفید کاهش می‌دهد. این نوع کربوهیدرات‌ها چاق‌کننده هستند. نان‌ تست، دونات و انواع نان‌های شیرین از این دسته غذاها هستند.
«تیم» ۴ توصیه برای جذب پروتئین به میزان کافی دارد:

  • دست‌کم ۴۰ درصدِ کالری دریافتی در صبحانه را، با پروتئین تأمین کنید.
  • می‌توانید با ۲ یا ۳ تخم مرغ کامل این کار را انجام دهید. هر تخم مرغ، حدود ۶ گرم پروتئین دارد.
  • اگر تخم مرغ دوست ندارید می‌توانید گوشت بوقلمون، سوسیس یا پنیر کلبه را جایگزین کنید.
  • می‌توانید انواع شِیک (مخلوط) پروتئین را همراه با آب مصرف کنید.

۵. دوش آب سرد بگیرید

دوش آب سرد

تونی رابینز هر صبح، روزش را با شیرجه در آب ۱۴ درجه‌ی سانتیگراد شروع می‌کند. چرا او چنین کاری می‌کند؟
غوطه‌ور بودن در آب سرد برای جسم و ذهن مفید است. انجام پیوسته‌ی این کار منجر به تقویت بلندمدت سیستم ایمنی، غدد لنفاوی، گردش خون و دستگاه گوارش می‌شود که نتیجه‌ی آن بهبود کیفیت زندگی است. همچنین غوطه‌وری در آب سرد کاهش وزن را آسان‌تر می‌کند زیرا سوخت‌‌و‌ساز بدن را افزایش می‌دهد.
بی‌شک در آغاز از رفتن زیر دوش آب سرد می‌ترسید. اگر قبلا این کار را امتحان کرده باشید احتمالا خودتان را به یاد می‌آورید که مردد در کنار دوش ایستاده‌اید. شاید از خیر آن گذشته و آن را به فردا موکول کرده باشید و سپس آب داغ را باز کرده‌اید. شاید هم به زیر دوش پریده‌اید اما بی‌درنگ آب داغ را زیاد کرده‌اید.
کاری که به من کمک کرد، این بود که به قضیه مثل پریدن در استخر آب سرد نگاه کردم. ورود نرم نرمک به استخر آب یخ مرگ آهسته و دردناک است! شما باید بپرید داخل آب. پس از ۲۰ ثانیه، همه چیز عادی می‌شود.
داستان دوش آب سرد هم به همین شکل است. وقتی زیر دوش بروید، چند ثانیه‌ای قلب‌تان تند می‌زند اما پس از ۲۰ ثانیه اوضاع‌تان عادی می‌شود.
این کار اراده‌، خلاقیت و انگیزه‌ی من را افزایش می‌دهد. زیر دوش در حالی که قطرات آب پوستم را لمس می‌کنند، کاهش تنفس و کسب آرامش را تمرین می‌کنم. بعد از رسیدن به آرامشی دلپذیر، احساس شادی و انگیزشی فوق‌العاده می‌کنم، ایده‌های بسیاری به ذهنم هجوم می‌آورند در حالی که انگیزه‌ی بالایی برای عملی کردن آنها دارم.

۶. محتوای روحیه‌بخش بخوانید یا گوش دهید

محتوای روحیه‌بخش

آدم‌های معمولی به دنبال سرگرمی و افراد موفق به دنبال آموزش و یادگیری هستند. افراد موفق هفته‌ای دست‌‌کم یک کتاب می‌خوانند. آنها پیوسته در حال یادگیری هستند. من با گوش دادن به کتاب‌های صوتی در مسیر دانشگاه و در محوطه‌ی آن به راحتی هفته‌ای یک کتاب را تمام می‌کنم.
مطالعه‌ی مطالب انگیزه‌بخش و سازنده به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در هر صبح، تغییرات مثبتی در شما ایجاد می‌کند. با این کار در وضعیتی قرار می‌گیرید که بهترین عملکرد را خواهید داشت.
به این ترتیب پس از مدتی شما صدها کتاب خواهید خواند، در زمینه‌های مختلف اطلاعات کسب می‌کنید، دنیا را متفاوت می‌بینید و قادر خواهید بود میان موضوعات گوناگون ارتباط برقرار کنید.

۷. چشم‌انداز زندگی‌تان را مرور کنید

چشم‌انداز زندگی

باید اهداف‌تان را، کوتاه‌مدت یا بلندمدت، بنویسید. صرف چند دقیقه برای مرور این چشم‌انداز شما را در مسیر درست قرار می‌دهد.
با مرور هرروزه‌ی اهداف بلندمدت‌تان، همیشه به آنها فکر خواهید کرد. اگر هر روز به آنها فکر کنید و روزتان را در جهت رسیدن به آنها سپری کنید، اهداف‌تان محقق خواهند شد.
دستیابی به اهداف، یک علم است. پیچیدگی یا ابهامی در این باره وجود ندارد. فارغ از اینکه اهداف‌تان چقدر بزرگ هستند، با پیروی از یک الگوی ساده به آنها می‌رسید. نکته‌ی مهم نوشتن و مرور هرروزه‌ی آنها است.

۸. برای دست‌کم یکی از اهداف بلندمدت‌تان گامی بردارید

به سوی اهداف‌تان بروید

اراده مانند ماهیچه‌ای است که با ورزش کردن خسته می‌شود. توانایی ما برای گرفتن تصمیمات قاطع در طول زمان کاهش می‌یابد. هر چه تعداد تصمیماتی که می‌گیرید بیشتر باشد، کیفیت و قاطعیت شما کمتر می‌شود زیرا اراده‌تان سست شده است.
بنابراین باید کارهای مهم و اساسی را زودتر انجام دهید، در غیر این صورت، آن کارها هیچ وقت به انجام نمی‌رسند. در پایان روز که خسته هستید هزاران دلیل برای سپردن کار امروز به فردا پیدا می‌کنید. البته که کارها را فردا انجام می‌دهید، اما اگر فردا از راه برسد!
پس این شعار را سرلوحه‌ی خود قرار دهید: «دشوارترین را اول انجام بده.» کاری را که باید انجام دهید، انجام بدهید. فردا دوباره این کار را تکرار کنید. اگر هر روز تنها یک گام در جهت اهداف بزرگ‌تان بردارید، خیلی زود متوجه می‌شوید اهداف‌تان آنقدرها هم بزرگ نبوده‌اند.

نتیجه‌گیری

ثابت‌قدم باشید

با انجام این کارها، فارغ از اینکه در باقی روز چه کاری انجام دهید، کارهای مهم‌تان انجام شده‌اند. شما خود را در مسیر موفقیت قرار داده‌اید و به رویاهای‌تان نزدیک‌تر شده‌اید.
چون کارهای مهم را انجام داده‌اید با روحیه‌ی بهتری به زندگی ادامه ‌می‌دهید. بهتر کار می‌کنید، روابط اجتماعی بهتر، شادی و اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت. همچنین جسورتر و شجاع‌تر خواهید بود و دید شفاف‌تری خواهید داشت. به این ترتیب است که زندگی شما تغییر خواهد کرد.
گذراندن صبح به این شکل پایدار نخواهد بود اگر با موارد ناخوشایند زندگی روبه‌رو نشوید. همه‌ی این موارد به پایان می‌رسند. آنها از بین می‌روند و هرگز باز نمی‌گردند. خیلی زود متوجه می‌شوید در حال انجام کار مورد علاقه‌تان هستید. رابطه‌های‌تان قدرتمند، معنادار، عمیق و لذت‌بخش می‌شود. شما به رهایی و برکت می‌رسید و جهان و کائنات به روش‌های دل‌انگیزی به شما پاسخ می‌دهند.

منبع: chetor